بچه ها داستان چیه؟ پوشش مهسا امینی مشکلی نداشته، تا جایی که عکساشو میبینم خیلی عادی هست. دیگه چه جور حجابی انتظار داشتن؟ کار به بحث و دعوا با نیروی پلیس کشیده بوده که بهش ضربه شدن یا چی؟ دلیل مرگ واقعا نوع پوشش بوده یا چیز دیگه ای؟ آخه حتی به نوع پوشش هم گیر میدن ته تهش اینه که سوار ون میکنن به زور ولی ضربه ای که اینطوری منجر به خونریزی بشه نمیزنن.
شما تصورت از گشت ارشاد چیه؟ نیروهای متخصص مسائل مذهبی و امنیتی که متأسفانه مأمورن و معذور؟
تقریباً همۀ این آدمها عدهای فرد بیسواد، سرکوبشده و پرخاشگرن که دولت بهشون اختیارات قانونی برای پرخاشگری داده. وقتی میگیم «طرف بیمارِ روانیه»، بهش فحش نمیدیم بلکه واقعاً بیمارِ روانی هستن. یعنی علاوه بر اعتقادات و باورهای پرخاشگرایانه و اشتباهشون، روانِ ناسالمی هم دارن؛ و البته اسلحه و شوکر و امثالهم.
پ.ن: راستی من چند تا توییت خوندم راجع به تجربههای افرادی که موقع دستگیر شدن توسط نیروهای گشت ارشاد ازشون درخواست رشوۀ جنسی شده (a.k.a: بیا باهات فلان کار رو بکنم تا بذارم بری) بعد بهخاطر مقاومت و اینا کتک خوردن.
این بار اول نیست که چنین اتفاقی میفته. ولی این بار شبکههای اجتماعی هستن و زود همه باخبر شدن…
سال ۸۶ زهرا بنییعقوب، فارغ التحصیل مدرسه فرزانگان تهران، رتبهی ۶ کنکور تجربی، فارغ التحصیل پزشکی تهران، تو یه پارک تو همدان توسط گشت امربه معروف و نهی از منکر دستگیر شد. اینکه اون شب چی بهش گذشت تو بازداشتگاه ستاد امر به معروف و نهی از منکر هنوز هم درست مشخص نیست. «منابع رسمی» گفتن خودکشی کرده، خانواده و نهادهای حقوق بشری گفتن بر اثر ضرب و شتم کشته شده. در هرحال زهرا بنییعقوب تو ۲۶ سالگی جونشو تو بازداشتگاه همین گشتها از دست داد.
حالا واقعا دلیل مرگ مهمه؟ ضرب و شتم، خودکشی، سکتهی قلبی و مغزی. مهم اینه که اونا اصلا تو بازداشتگاه چی کار میکردن که بخواد هر اتفاقی براشون بیفته.
پ.ن: یادمون نره «منابع رسمی» ۳ روز تو چشم تمام دنیا نگاه کردن و گفتن هواپیما رو نزدن. بازم یادمون نره که همون «منابع رسمی» گفتن کاووس سید امامی استاد دانشگاه امام صادق و فعال محیط زیست تو بندی که کامل تحت نظره خودکشی کرده.
آیا این مساله مهسا امینی به دادگاه برده میشه؟ خانواده ش میتونن شکایت کنن؟ اون شخصی که باعث مرگ شده قصاص میشه؟ یا کل داستان خاک میشه؟
راه قانونی برای شکایت هست؟
ولی اوج وقاحت اونجاست که اسم وحشیگری رو میذارن "توجیه و آموزش"
مرکز اطلاع رسانی پلیس تهران «درخصوص بدحالی خانمی در مقر پلیس» اعلام کرد: خانمی برای توجیه و آموزش به یکی از بخشهای پلیس تهران بزرگ هدایت شده بود که ناگهان در جمع سایر افراد هدایت شده به طور ناگهانی دچارعارضه قلبی شد.
بعد یه عده میگن اینجا قانون ایرانه باید رعایت کنین مشکلیه برین یه جا دیگه اره خیلی هم پاسپورتمون ولیده خیلی خدمات زیادی بهمون میدن که بریم جای دیگه؟
بعد اصلا چرا بریم؟مگه نباید بدیهی ترین حق یعنی حق ازادی رو داشته باشیم....
دقیقا
واقعا من نمیفهمم چرا بعضیا همچین حرفی میزنن.
خاله ام داشت میگفت حالا اینجوریم نباید بکنن ولی یکمم سخت بگیرن بد نیست. یه سری دخترا واقعا خیلی خوشگل میچرخن/:
دیدم توی تاپیک تجربهتون از گشت ارشاد دارید خیلی بهش میتازید، دلم سوخت گفتم بیام ازش دفاع کنم.
فرض کنید در حال قدم زدن در خیابونید که ناگهان، با این صحنه مواجه میشید که زنی، روی زمینه و مردی، که شیء دراز چرمی با سگک فلزی (به اصطلاح، کمربند) در دست داره، به طور متوالی دستش رو با سرعت چنددهمتری به سمت بالا و سپس پایین میاره، به طوری که سگک کمربند هر بار با همون سرعت به زن روی زمین برخورد میکنه، خب؛ در اینصورت واکنش شما چیه؟ به احتمال زیاد، به سرعت مداخله میکنید و جلوی تداوم برخورد کمبربند به زن رو میگیرید، چرا؟ به دو دلیل:
۱) معتقدید با برخورد کمربند به زن، زن آسیب خواهد دید،
۲) معتقدید باید جلوی آسیب رسیدن به افراد رو بگیرید.
حالا، بیاید سناریوی دیگهای رو بررسی کنیم، یک فرد مسلمان داره توی خیابون راه میره که ناگهان، با زنی مواجه میشه که پوششی کمتر از حدّ مقرّر توی اسلام داره، واکنشش چیه؟ به احتمال زیاد مداخله میکنه و جلوی تداوم پوشش اونجوری زن رو میگیره، چرا؟ به دو دلیل:
۱) معتقده با پوشش اونجوری اون زن، زن آسیب خواهد دید،
۲) معتقده باید جلوی آسیب رسیدن به افراد رو بگیره.
دیدید چی شد؟ آیا فرقی بین این دو حالت میبینید؟ خیر. در هر دو حالت فردی با دو پیشفرض اثباتنشده (که از قضا، یکیشون بین طرفین مشترکه) دست به مداخله در قضیه میزنه. تنها نکتهی جالب اینه که شما به خاطر اینکه دقیقاً همون پیشفرضهای شخص اوّل رو دارید، از اقدام اوّل دفاع میکنید و از اقدام دوّم نه.
امثال شما برای موجّه جلوه دادن موضع خودشون، دو ایراد به این داستان وارد میکنن:
۱) ارجح بودن خواست افراد، برای مثال مدّعی میشن توی حالت اوّل زن از مداخلهی شما استقبال خواهد کرد ولی در حالت دوّم خیر، که دراینصورت من با اندکی تغییر در داستان (و وارد کردن این تبصره که در حالت اوّل، زن میخواد انقدر کتک بخوره تا بمیره) میتونم کاری کنم خودتون از طرح این ایراد پشیمون بشید. (به راستی اگه این تغییر رو در حالت اوّل بدیم که زن خودخواسته میخواد کتک بخوره، آیا بیاعتنا رد میشید چون خواست خودشه؟ نه، باز هم جلوی کتک خوردن زن رو میگیرید و زن رو برای تغییر میلش و یا به اصطلاح خودتون "درمانش" به نهاد های مشخّصی میفرستید.)
۲) عدم مسئولیت ما در صورتی که آسیبزننده و آسیببیننده یکسان باشن، یعنی خواهید گفت چون در حالت اوّل آسیببیننده و آسیبزننده دو شخص مجزّان ما باید دخالت کنیم ولی در حالت دوّم چون این دو در واقع یکنفرن، به ما ربطی نداره، که خب چون برخلاف ایراد اوّل با تغییر در داستان نمیشه موضع شهود شما نسبت به کلّ قضیه رو عوض کرد، این ایراد به سرعت مورد قبول شما قرار خواهد گرفت، کما اینکه دلیلی برای این نحوهی عملکرد (مداخله فقط در صورتی که آسیبزننده و آسیببیننده مجزّا باشن) ندارید.
دیدم توی تاپیک تجربهتون از گشت ارشاد دارید خیلی بهش میتازید، دلم سوخت گفتم بیام ازش دفاع کنم.
فرض کنید در حال قدم زدن در خیابونید که ناگهان، با این صحنه مواجه میشید که زنی، روی زمینه و مردی، که شیء دراز چرمی با سگک فلزی (به اصطلاح، کمربند) در دست داره، به طور متوالی دستش رو با سرعت چنددهمتری به سمت بالا و سپس پایین میاره، به طوری که سگک کمربند هر بار با همون سرعت به زن روی زمین برخورد میکنه، خب؛ در اینصورت واکنش شما چیه؟ به احتمال زیاد، به سرعت مداخله میکنید و جلوی تداوم برخورد کمبربند به زن رو میگیرید، چرا؟ به دو دلیل:
۱) معتقدید با برخورد کمربند به زن، زن آسیب خواهد دید،
۲) معتقدید باید جلوی آسیب رسیدن به افراد رو بگیرید.
حالا، بیاید سناریوی دیگهای رو بررسی کنیم، یک فرد مسلمان داره توی خیابون راه میره که ناگهان، با زنی مواجه میشه که پوششی کمتر از حدّ مقرّر توی اسلام داره، واکنشش چیه؟ به احتمال زیاد مداخله میکنه و جلوی تداوم پوشش اونجوری زن رو میگیره، چرا؟ به دو دلیل:
۱) معتقده با پوشش اونجوری اون زن، زن آسیب خواهد دید،
۲) معتقده باید جلوی آسیب رسیدن به افراد رو بگیره.
دیدید چی شد؟ آیا فرقی بین این دو حالت میبینید؟ خیر. در هر دو حالت فردی با دو پیشفرض اثباتنشده (که از قضا، یکیشون بین طرفین مشترکه) دست به مداخله در قضیه میزنه. تنها نکتهی جالب اینه که شما به خاطر اینکه دقیقاً همون پیشفرضهای شخص اوّل رو دارید، از اقدام اوّل دفاع میکنید و از اقدام دوّم نه.
امثال شما برای موجّه جلوه دادن موضع خودشون، دو ایراد به این داستان وارد میکنن:
۱) ارجح بودن خواست افراد، برای مثال مدّعی میشن توی حالت اوّل زن از مداخلهی شما استقبال خواهد کرد ولی در حالت دوّم خیر، که دراینصورت من با اندکی تغییر در داستان (و وارد کردن این تبصره که در حالت اوّل، زن میخواد انقدر کتک بخوره تا بمیره) میتونم کاری کنم خودتون از طرح این ایراد پشیمون بشید. (به راستی اگه این تغییر رو در حالت اوّل بدیم که زن خودخواسته میخواد کتک بخوره، آیا بیاعتنا رد میشید چون خواست خودشه؟ نه، باز هم جلوی کتک خوردن زن رو میگیرید و زن رو برای تغییر میلش و یا به اصطلاح خودتون "درمانش" به نهاد های مشخّصی میفرستید.)
۲) عدم مسئولیت ما در صورتی که آسیبزننده و آسیببیننده یکسان باشن، یعنی خواهید گفت چون در حالت اوّل آسیببیننده و آسیبزننده دو شخص مجزّان ما باید دخالت کنیم ولی در حالت دوّم چون این دو در واقع یکنفرن، به ما ربطی نداره، که خب چون برخلاف ایراد اوّل با تغییر در داستان نمیشه موضع شهود شما نسبت به کلّ قضیه رو عوض کرد، این ایراد به سرعت مورد قبول شما قرار خواهد گرفت، کما اینکه دلیلی برای این نحوهی عملکرد (مداخله فقط در صورتی که آسیبزننده و آسیببیننده مجزّا باشن) ندارید.