• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

آرزوی دوران بچگی!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع armitaa
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : آرزوی دوران بچگی!

مجری گری بازیگری خواننده شدن کارآگاه شدن نویسنده شدن فوتبالیست شدن اصن هر چی که جو جامعه میشد منو جو میگرفت اینقدر آرزو دارم
 
پاسخ : آرزوی دوران بچگی!

من ارزو داشتم ودارم تو هاروارد درس بخونم
 
پاسخ : آرزوی دوران بچگی!

به نقل از eliya :
من ارزو داشتم ودارم تو هاروارد درس بخونم
این آرزو محسوب نمیشه،هدفه
 
پاسخ : آرزوی دوران بچگی!

من از دوم دبستان که هری پاتری شدم آرزو میکردم برم هاگوارتز...تا 11 سالگیمم واقعا منتظر دعوتنامه بودم ;Dنمی دونم یهو چی شد نیومد :-??،شاید جغده سر راه مرد :(
 
پاسخ : آرزوی دوران بچگی!

به نقل از پری ناز :
من از دوم دبستان که هری پاتری شدم آرزو میکردم برم هاگوارتز...تا 11 سالگیمم واقعا منتظر دعوتنامه بودم ;Dنمی دونم یهو چی شد نیومد :-??،شاید جغده سر راه مرد :(
:))...اره منم دقیقا همین جوری بودم...به مادرم هم میگفتم...مادرم میگفت نه عزیزم جادو وجود نداره...منم با قاطعیت میگفتم پس فکر کردی وزارت جادو برای چیه؟؟....برای اینکه من و توی مشنگ نفهمیم دیگه!...مادرمم کوتاه میومد! :x
 
پاسخ : آرزوی دوران بچگی!

به نقل از پری ناز :
من از دوم دبستان که هری پاتری شدم آرزو میکردم برم هاگوارتز...تا 11 سالگیمم واقعا منتظر دعوتنامه بودم ;Dنمی دونم یهو چی شد نیومد :-??،شاید جغده سر راه مرد :(
من تا بعد از یازده سالگی هم متنطر دعوتنامه بودم.....با خودم می گفتم شاید هاگوارتز های ایران دیر دعوتنامه می فرستن.
شایدم.....اینا که اصولا همه کاری رو دیر انجام میدن....
 
پاسخ : آرزوی دوران بچگی!

به نقل از khatereh_gh :
من تا بعد از یازده سالگی هم متنطر دعوتنامه بودم.....با خودم می گفتم شاید هاگوارتز های ایران دیر دعوتنامه می فرستن.
شایدم.....اینا که اصولا همه کاری رو دیر انجام میدن....
من منتظر اصلش بودم :Pیه مدت مشغله ی فکریم این بود که انگلیسیو فول یادبگیرم که رفتم انگلستان مشکلی پیش نیاد :))
راستی توی یه تاپیک درباره ی خواب هم قبلا پست زده بودم که خواب دیدم واسم دعوتنامه اومده. ;D
 
پاسخ : آرزوی دوران بچگی!

من آرزو داشتم برم قطب اسکیمو شم بعد از این پنگوئن بزرگا فک کنم بهشون میگن امپراتور ببینم 8-^ بعد اینا زیاد باشن مثل این مستندا هستن اینجوری یجا جمع میشن بچه هاشونو میزارن رو پاشون گرم بمونن. 8-^
 
پاسخ : آرزوی دوران بچگی!

من همیشه دوست داشتم داداش کوچیک زیاد داشته باشم منم فرماندشون باشم بعد به خواهرم حمله کنیم :)) :)) :)) :))
 
Back
بالا