• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

جیم زدن

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع melika.m.r
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

تا حالا از مدرسه فرار كردين؟

  • خيلي زياد

    رای‌ها: 56 42.4%
  • اصلا

    رای‌ها: 34 25.8%
  • بش فكر كردم

    رای‌ها: 36 27.3%
  • حتما بش فكر ميكنم

    رای‌ها: 6 4.5%

  • رای‌دهندگان
    132
پاسخ : جیم زدن

کــلا نرگس هم گفت دیگه ! تریپ ِ جیم زدن ما اینجوریه که کلا از اول نمیریم سر کلاس ؛ بعد میگیم حالمون بد شده و اینا !
بعد یکی از عوامل مهم توی ِ جیم زنی ِ من این بود که نماینده آموزشی بودم ؛ هر وقت حوصله ی کلاس ُ نداشتم می رفتم دمه معاونت آموزش میگفتم باید راجع به وضع آموزشی ِ کلاس یه سری توضیحات بدم به شــما ;;) اونم میگف بــ َ بــ َ ! عجب نماینده ی پیگیری ! ;;)
بعد خولاصه می رفتیم 5 دقیقه باش می حرفیدیم و بعدش میرفتیم حیاط پشـتی :-"
البته باید بگم ما امسال بعد عید کــلا 50% هم سر کلاس نبودیم ؛ دلیل هم نمی خواس بیاریم دیگه میگفتیم حوصله نداریم ، نمی رفتیم :-"
 
پاسخ : جیم زدن

یک بار با بچه ها رفتیم اتاق نجوم ، بعد زنگ خورد سرکلاس نرفتیم. دیدیم ناظم داره کل ساختمان رو دنبال فراری ها میگرده ، دراتاق رو بستیم و چون کلید نداشت صندلی گذاشتیم پشتش. سکوت رادیویی هم اعلام کردیم. ناظم اومد سعی داشت در رو باز کنه دید نمیشه بیخیال شد رفت. ولی خیلی ترسیدیم چون در قفل کردنمون مجازات خیلی سنگین تری داشت قطعا نسبت جیم زدن کلاس ! لپ تاپ ها رو گذاشته بودیم کنار هم و هرکس داشت یک کاری میکرد. ;D
 
پاسخ : جیم زدن

یه روز برامون کلاس فوق برنامه اجباری گزاشته بودن از ساعت 5ونیم تا7ونیم :o :-ss ^#^حالا اونم چه کلاسی؟دینی X_X ^#^ ~X(
ما هم بیست وهشت نفر بودیم و با این تعداد جیم زدن کار سختیه #:-Sالبته ما اون روز شانس آوردیم که بجز ما فقط مدیر و معلم دینی تو مدرسه بودن. /m\ ماهم قبل از اینکه معلم بیاد از تو کلاس اومدیم بیرون و رفتیم یکی ازکلاس های طبقه بالا.معلممون اومده بود تو کلاس دیده بود هیچکی نیست رفته بود(آخه معلممون خیلی منگه) :)) ;Dبعد مدیر اومد و گفت مگه من بهتون نگفتم برید تو کلاس اول3 #-o پس چرا اومدید طبقه بالا ما مثه شیر انکار کردیم و کلی قضیه رو پیچوندیم تا بالاخره راضی شد که اشتباه از خودش بوده =)):> بعد از حدودا ده دقیقه شلوغکاری آماده رفتن شده بودیم کهیهو مدیر اومد گفت: نگران نباشید بچه ها زنگ زدم به معلمتون تا چند دقیقه دیگه میاد X-( :(( ما هم بدو بدو رفتیم طبقه پایین تو یکی از کلاس ها زیر صندلی ها قایم شدیم.هممون داشتیم مدیر و معلممون رومیدیدیم که رفتن طبقه بالا و مدیرمون هم هی داشت از طرف ما ازش عزرخواهی میکرد [-o< پررو،مثلا خودشاشتباه کرده ها =)) :)) ;Dما هم با خودمون فکر کردیم اگه دوباره ما رو تو این کلاس ببینن خیلی ضایع میشه برا همین کلا از مدرسه رفتیم بیرون. /m\ =D>فردا همکه اومدیم مدیر بهمون گیر داد که شما کجا بودیدما هم گقتیم:خودتون گفتیناکهتا 5 دقیقه دیگه معلم نیومد میونید برید =)) تازه ما 10 دقیقه صر کردیم ;D و مدیر بدبختمون هم بعد از شنیدن حرفها یکسان این همه آدم باور کرد که این حرف رو زده :)) =)) /m\
 
پاسخ : جیم زدن

باو ما کلا" با جیم زدنِ تعداد بالا حال می کنیم ! :))
یهو می دیدی کلاسِ 3.6 به طورِ کل نیس ! :-" بعد ماهم رفته بودیم حیاط پشتی داشتیم رو سطل ــا می زدیم ! :-"
بعد در این شرایط اگه یکی باشه که با معاونت رفیق باشه ُ تو حرف زدن ــم استاد؛ اصن نمی خواد نگران باشی چون یه جوری تعریف می کنه که مسئولِ احساسِ گناه می کنه راجبِ شکّی که به ای بچه ها داشته! ;)) :))
ما دو زنگ ادبیات معلم نداشتیم ُ قرار بود ریاضی بیاد سرمون که به طورِ تمیزی جیم زدیم ُ کلاسی رفتیم حیاط برایِ آموزشِ رقصِ ترکی! =)) 8-^ =))
زنگِ بعد ؛ معاون : راستی شما چرا زنگِ پیش ریاضی نداشتین!؟ :-?
من : خانومِ فُلان نیومدن ، منم دیگه بچه ها رو دسته دسته فرستادم سایت ُ کتاب خونه برایِ تحقیقایِ زنگِ بعد! ;;)
( خداوند از سرِ تقصیراتِ ما بگذرد ! )
- آفرین خوب کردی نذاشتی ول بگردین!:>
 
پاسخ : جیم زدن

جیم زدن؟!هه!اینا که وا3 شما ارزوه وا3 ما خاطرس :))
یه بار حال کلاس رو نداشتیم(البته این طبیعیه!)معلم که اومد همه با هم گفتیم اقا این جا بو میاد!!اون بنده ی خدا هم رفت هم پنجره ها رو باز کرد کولر رو هم زد.بعد داد زدیم اقا این جا سرده!نامرد گفت برین کاپشن بپوشین!!ما هم کم نیاوردیم.پوشیدیم بعد گفتیم اقا ما گرممونه.بیچاره انقد ناراحت شد که یه دفعه داد زد به ...م!!!!!!!!!!!!!!! =)) =)) =)) =)) =))ما هم م3 اسب میخندیدیم.طرف تازه هم اومده بود گفت بچه ها اروم برین پایین کسی نفهمه به بقیه هم نگین من اینو گفتم.و ما هم =D>
 
پاسخ : جیم زدن

باو ! خبر رسیده یه کلاس از پایه یِ ما امروز ریاضی ُ جیم زدن رفتن نمازخونه خوابیدن! =))
من نمی دونم کیا بودن این دوستان ! فقط کنجکاوم بدونم واکنش ـه ساویز (معاون ) چی بوده دقیقن !!!
 
پاسخ : جیم زدن

روز اخر مدرسه قبله عید بود از پنجره کیف هارو پرتاب میکردیم اونور زنگ تفریح که خورد خواستیم از دیوار بپریم اولم من خر رفتم مدیرمونم پشته دیوار کیف هارو جمع میکرد :)) رفتم رودیوار خواستم با وارو برم پایین O0(رزمی کارم ;D)چشت روزه بد نبینه چنان واروی زدم که پشت مدیرمون اومدم پایین :)) بقیه شم که(نزدیک بود اخراج شم){راهنمایی} =)) O0
 
پاسخ : جیم زدن


لامصب راهنمایی هم دورانی بود وا3ه خودش ... من این سال سوم رو سه چهارم کلاس ها رو نرفتم ;D ... تکلیف نمی نوشتیم ، جلسه شورا ... نخونده بودیم ، جلسه چند فوریتی شورا ;D ... حوصله کلاس نداشتیم ، جلسه اضطراری شورا ...

یا اینکه بعضی اوقات به شکل بسیار مشکوکی شبکه مدرسه به ... میرفت اونم درست تو روزی که نه مهندس اشراقی بود نه آقای ناظری ;D کی درستش کنه ؟ جواد باهوش ;;) چقدر طول میکشه ؟ 3 ساعت ;D

دیگه آخر سال طوری شده بود خودم از این برگه هایی که واسه رفتن به کلاس میدن امضا شدش رو تو جیبم داشتم ;D
 
پاسخ : جیم زدن

ما بیشتر سر صبحگاه جیم میزنیم تا کلاس...همیشه هم تو دستشویی قایم میشیم.بعد که دیدیم امنه میایم بیرون پشت سرویسا قایم میشیم..خییلی حال میده
 
پاسخ : جیم زدن

یادش بخیر پارسال موقع نمایشگاه یه روز از صبح تا ظهر نرفتیم سر کلاس همش به هوای درس کردن غرفههامون خیلی حال داد. ;D ;D ;D
 
Back
بالا