• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

ترس دوران بچگی..!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع meli
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
من بچه بودم ;;) موقع خواب میترسیدم یکی بیاد دستمو قطع کنه واسه همین زیر پتو قایم میکردم دستمو :D
 
از خاله م!!!!
خیلی بی رحمانه س میدونم ولی چون بچه هاش خیلی شر بودن همه ش دعواشون میکرد و منم ازش میترسیدم :-"
 
از رعد و برق و صداش
و از گربه
و ارتفاع
 
از دوتا مرد که دارن باهم حرف میزنن و میرن
فک میکردم میخوان بدزدنم:D

پاسخ : ترس دوران بچگی...!

من الانش بطور جد از آواتار خودم و متين ميترسم
خصوصن از آواتار خودم (در ابعاد بزرگ)
خيلي وقته شبا از آيينه ميترسم
بچه بودم فك ميكردم مامان بابام جادوگرن و مامان باباي اصليم نيستن
چون بچه دار نميشدن منو از مامان باباي خودم ك فقير بودن گرفتن بزرگ كنن
هميشه از روبرو شدن با مامانه اصليم ميترسيدم
احساس ميكردم شبا مياد تو اتاقم ك بهم واقعيتو بگه
ولي هميشه هم فك ميكردم مامان بابام جادوگراي مهربوني اند
روي در خونمون ي نقطه زرد بود
فك ميكردم چشم ي گرگه
و هميشه فك ميكردم پشت در خونمون چن تا گرگ نشستن
تو خونمون ٣ تا موجود ديگه زندگي ميكردن ك ازشون خيليييي ميترسيدم (خيالي بودن يحتمل)
يكيش ي زنه بود ك شبا ميومد دم در اتاقم سرشو خم ميكرد منو نيگا ميكرد و لبخند ميزد
يكيش ي مرده بود ك وسط خونمون وايميستاد و هرجا ميرفتم نگام ميكرد
يكيش هم يه بچه بود ك پشت در اتاق مامانمينا وايميستاد
كلن بچگي خوبي نداشتم با اين ترسا
واقعن عذاب ميكشيدم
حتي الان ترسيدم دوباره از يادآوريشون
خب حق داشتید این چیزایی رو که گفتید منم تو همین سن ازش :D
 
آخرین بار توسط مدیر ویرایش شد:
یادم نمیاد والا
یادمه تا 3-4 سالگی از علی صادقی و فتحعلی اویسی میترسیدم :))

بعدش دیگه از هیچی نمیترسم :'>
به جن و روح و اینچیزام اعتقادی ندارم :P
از همین تریبون اعلام میکنم اگه هس بیاد منو بخوره :P
چند بار شبا تو تنهایی تلاش کردم با این روشایی که تو نت هس... روحی جنی چیزی احضار کنم ... ولی هیچ اتفاقی نیفتاده ...هیچکس نیومده... =((~X(
چقدر تنهام تنهام تنهام :-"
هر جا هوا باشه جنم هست:| (بلانسبت عین چی میترسم از این جور چیزا ولی خیلی علاقه دارم:rolleyes::rolleyes:)
 
راستش من از دعوا خیلی خیلی میترسم و تپش قلب میگیرم :))

پ.ن: البته همیشه همه ی دعوا هارو میزنم و تا حالا کتک نخوردم :| :| :|
 
یادم نمیاد والا

هر جا هوا باشه جنم هست:| (بلانسبت عین چی میترسم از این جور چیزا ولی خیلی علاقه دارم:rolleyes::rolleyes:)
جن که ترس نداره :-"

مکالمه دو جن در نیمه شب :

جن اولی : فیلم دختر بدون آرایش 2 رو دیدی ؟؟

جن دومی : آره خیلی وحشتناکه .. وقتی دیدم تا دو هفته فکر میکردم یه دختر بدون آرایش پشت سرمه !!

جن اولی : به نظر من وجود ندارن .. خرافاته ...

جن دومی : اصلا بیا بخوابیم .. از این حرفای ترسناک نزنیم
 
آخرین ویرایش:
Back
بالا