• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

سمپادی‌های دانشگاه امیرکبیر

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mhmmdshirazi
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : دانشجو های سمپادی امیر کبیر

به نقل از (619سابق) MSA :
حالا برق پلی تکنیک تا چند گرفته امسال؟ :دی
زمان غذا خوردن نامحدوده! فقط مقدار و نوعشه که محدوده!
این سوال سومت رو خیلی دارن میپرسن! منم نمی دونم! ولی خیلی هم جدی نگیرید! من خودم بابامو نمیشناسم! حالا شما شماره دانشجوییت چنده؟! شاید من بشناسم باباتو !
تا 570 اینا :-"

008 ام! ;D بیخیال آقا :-"


به نقل از 503 Service Unavailable :
نه آخه بعضیا نمیدونستن :-"
من در واقع اشتباه نقل قول کردم :)) خب نه شما دهنت رو باز نکن :-" منم خب به چه دردم میخورد بدونم برق تا چن قبول میشه؟ :-" ;D +حالا که بالاخره شما بم گفتی فهمیدم ;D

:)) نه منم مث شما آروم غذا میخورم!(بچه ها 15 دقیقه بعد من میان کنارم میشینن باهام پا میشن مثلا) حدود 1 ساعتی بین کلاسا وقت نهار نماز هست وقت میشه ;D

فک کنم این مسخره بازیا مختص دانشگا ماس =)) اولاش هم از دانشکده کامپیوتر و پلیمر شروع شده تا جایی که میدونم بعدا به باقی دانشکده ها کشیده شده :-"

جدت از کجا پیداییدی؟ :-"
خب وقتی به دردتون نمیخورد و نمیدونستید اطلاعاتِ غلط چرا داشتید میدادید؟!
بگذریم :-"

مرسی از اطلاعات :))
من پیداش نکردم ;D یه سال بالایی که تو فیس بوک باهاش حرف میزدم پیداش کرد ;D





×بچه ها دیگه خیلییییی گند زدیم به تاپیک :)) بسه دیگه :))
 
پاسخ : دانشجو های سمپادی امیر کبیر

به گوشی منم زنگ زدن، باید بگم؟ :-"
 
پاسخ : دانشجو های سمپادی امیر کبیر

به نقل از فا‌طمه :
به گوشی منم زنگ زدن، باید بگم؟ :-"
به خونه 12-13 نفر زنگ زدم :-" باید بگم منم؟ :))

+آره به گند کشیدیم حتی :>
 
پاسخ : دانشجو های سمپادی امیر کبیر

به نقل از فا‌طمه :
به گوشی منم زنگ زدن، باید بگم؟ :-"
این اسپم نیستا! بگو چی گفتن ببینم مهم بوده؟
 
پاسخ : دانشجو های سمپادی امیر کبیر

به نقل از Nahid :
008 ام! ;D بیخیال آقا :-"
خب وقتی به دردتون نمیخورد و نمیدونستید اطلاعاتِ غلط چرا داشتید میدادید؟!
بگذریم :-"
مرسی از اطلاعات :))
من پیداش نکردم ;D یه سال بالایی که تو فیس بوک باهاش حرف میزدم پیداش کرد ;D
خب پدر گرام رو نشناختم حتی :-"
ببخشید حتی خب تا جایی رتبه ها دوستام رو میدونستم از برق بالای 300 ندیده بودم توشون :-"
خواهش + آهان ;D


به نقل از شواليه سبز :
این اسپم نیستا! بگو چی گفتن ببینم مهم بوده؟
به شما زنگ نزدن؟ :-" خب لابد زدن برنداشتین! یا حتی اشغال بوده! :-"

هیچی اینا:
تبریک، سؤال چیزی داری بپرسین؟ فردا تشریف بیارید! بازم تبریک منم در خدمتم سؤالی داشتین... حالا بستگی به طرفش کم و زیاد داره حرف زدنا :-"

پ.ن: سال 90 که به ما زنگ زدن من خونه نبودم! :-<وقتی اومدم مادرم گفت آقای مقدم زنگ زدن از دانشگا من تعجب کردم و خوشحال شدم حتی ;D
 
پاسخ : دانشجو های سمپادی امیر کبیر

به نقل از 503 Service Unavailable :
خب پدر گرام رو نشناختم حتی :-"
خب به ما هم یاد بدین از کجا بفهمیم شماره مالِ کیه :/



×یاد گرفتم :دی با تشکر از آقای سینا :دی
 
پاسخ : دانشجو های سمپادی امیر کبیر

از لحاظ فرم‌های ثبت نام و اینها هم خیلی نگران نباشید، انقدر خر تو خر بود که من خودم هیچی یادم نمونده. یه پروسه عجیب غریبی بود که هیشکی نمی‌دونست باید چیکار کنه. خل‍اصه که آخرش انجام می‌شه، جاییش هم انجام نشه بعدا بهتون می‌گن که فل‍انی بیا این قسمت اطل‍اعات و پرونده‌ات ناقصه، فک نکنین که بخاطر این چیزا مثل‍ا ثبت نامتون نمی‌کنن و چیزی مث این :دی
 
پاسخ : دانشجو های سمپادی امیر کبیر

انفاقات خوبی داره تو دانشگاه میفته. اتفاقایی که من تو این چند سال ندیده بودم. امروز کلی آدم مشغول آماده کردن دانشگاه برای مراسم ثبت نام فردا بودن. البته زیاد به شیکمتون صابون نزنید چیز خیلی خاصی قرار نیست باشه. من فقط در قیاس با سالای گذشته میگم که امسال انشالله مراسم پرو پیمون تری باشه. یکی از ویژگی هاش هم حضور کانون های فوق برنامه، انجمن علمی و شورای صنفی تو مراسم استقباله که در حافظه ی من از دانشگاه بی سابقه است. امروز همه داشتن غرفه هاشونو میچیدن. خبرای رسیده از دانشکدمون هم میگه که احتمالا جشن معارفه هم امسال برگزار بشه. خلاصه تبریک میگم که تو دورانی دارین میاید دانشگاه که اوضاع به نظر رو به بهبودی گذاشته. :)

یاد روز ثبت نام خودم افتادم. از در حافظ باید میرفتیم تو دانشگاه. کنار نرده های دانشگاه به ترتیب اسم رشته ها رو نوشته بودن و دانشجوا میرفتن یه سری کارت میگرفتن مینداختن دور گردنشون ;D. با این کارتا نگهبانی دم در راهشون میداد تو (البته به همراه خانواده). مام ازون کارتا گرفتیم رفتیم تو. وارد که شدیم تو پارک عمران چندین جا میز گذاشته بودن و چای و نون پنیر میدادن. خیلی باحال بود این حرکتشون. بعد از کنار مزار شهدای گمنام یه صداهای ناواضحی میومد که نمیدونم کی داشت حرف میزد که ما زیاد خوب نمیشنیدیم چی میگفت.
آخرش این شد که دانشجوا برن تو تالار اصلی دانشگاه. خانواده ها هم رفتن یه جای دیگه. اولش یه سری از مسوولای دانشگاه اومدن و یه سری قوانین رو گفتن. یکی اومد گفت که زیاد به فکر نمره خوب گرفتن نباشید و یه نمودار از میانگین نمره های سالای گذشته رو نشون داد که همیشه میانگین 14 و خورده ای بوده (که البته ما تو هم دوره ای های دانشکدمون به وضوح خلاف این رو دیدیم). بعدش یه خانم روانشناس اومد و گفت که دخترا برن بیرون. دخترا رفتن بیرون. بعد کفت که شما دیگه بزرگ شدین و خیلی از مشکلات جامعه ی ما رو میدونین. من میتونستم برای سه گروه صحبت کنم. پسرا، دخترا، خانواده ها.ولی فکر میکنم کلید حل این مشکلات اجتماهی بیشتر به دست پسراست. بعد شروع کرد حرف زدن. در همین بین حرفای اوشون بود که کم کم یه زمزمه هایی به گوش میرسید بین بچه ها. که برین تا شلوغ نشده تو دانشکدتون کارای ثبت نامو انجام بدین. که ما هم رفتیم :).
بعد گفتن که برین دانشکدتون برای کارای ثبت نام. دم در دانشکده با چندتا از این کیف پلاستیکیا و مقادیری خودکار و مداد و دفترچه ازمون پذیرایی کردن. کارای ثبت نام کلی طول کشید. فرمایی که پر کرده بودیم رو باید میبردیم پیش خانم رضاپور (دوستان کامپیوتری به زودی آشنا میشن با ایشون :| ) ولی یه صفی اون جلو بود بس طویل :| ! ساعتهای متمادی تو اون صف واستادیم تا بریم فرم رو بدیم تا فک کنم تو کامپیوتر وارد شه و بعد برنامه ی کلاسی رو بگیریم. یه پذیرایی مفصل هم اونجا به عمل اومد ;D.
برای ثبت نام خابگاه پیش یه آقای دانشجوی سال بالایی باید میرفتیم. فرما رو پر کردیم و تعهد محضری و فیش خابگاه رو هم دادیم. من فکر کرده بودم 35 هزار تومن باید واریز کنیم. در حالیکه 350 تومن بود. این آقا هم گیر داد که نمیشه و برین همین الان پولو جور کنید و بیارید و این حرفا. خب بابای منم در اون لحظه این همه پول همراهش نداشت. خلاصه به یه عالم بدبختی و اینور اونور رفتن و با آدمای مختلف حرف زدن مشکل حل شد. رفتیم خابگاه. اتاق ما رو تحویل دادن . خو آقای محترم وقتی نیاز نیست چرا ما رو انقدر به دردسر میندازی تو شهر غریب X-(. فیش رسید بانکی ما بقی 350 تومن رو تا چند روز ندادم به کسی ببینم کسی میاد بگه چرا پول ندادی یا نه. کسی نیومد. خودم بعد نماز رفتم دادم فیشو. اصولا وقت نماز مغرب بهترین وقت برای پیدا کردن مسوول خابگاها بود (و هست). بعضی از دوستام هیچوقت فیش ندادن. بعضی ها هم اصن پول رو واریز نکردن. هیشکی هم نگفت چرا پول ندادین. الان هم تو کاردکس اسکان ما هیچ آثاری از اون 350 تومن نیست.

فرایند ثبت نام حدود 1 ظهر تموم شد. کار من که تموم شد هنوز خیلیای دیگه هم بودن. خیال نکنین زود برمیگردین ناهار میخورین.
 
پاسخ : دانشجو های سمپادی امیر کبیر

یکی بگه این چیه! یعنی اینا رو باید ترم 1 پاس کنیم؟؟؟؟
http://imageupload.co.uk/files/9k3e3i2trs6c0xz6keci.png
 
پاسخ : دانشجو های سمپادی امیر کبیر

به نقل از شواليه سبز :
یکی بگه این چیه! یعنی اینا رو باید ترم 1 پاس کنیم؟؟؟؟
http://imageupload.co.uk/files/9k3e3i2trs6c0xz6keci.png
فیزیک 1 + ریاضی 1 + آز فیزیک 1 + فارسی + اندیشه اسلامی 1 +برنامه نویسی فورترن+ آخریش هم درس دانشکده ای هوافضاس 8-}

اینها رو مگه تو دروس نزده؟ + آره باید همین ترم پاس کنی!

+میتونی از قانون : واحدها پاس نمیشوند،بلکه از ترمی به ترمِ دیگر منتقل میشوند هم استفاده کنی ;))
 
Back
بالا