- ارسالها
- 2,802
- امتیاز
- 9,197
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان
- شهر
- 4d
- سال فارغ التحصیلی
- 1390
- مدال المپیاد
- دارم.
- دانشگاه
- تهران
- رشته دانشگاه
- داروسازی
پاسخ : سمپادیهای نماد آموزش عالی کشور-دانشگاه تهران
تازه مشکل من با 10 تومن نیست...میگن برو واریزش کن...بعد منه دانشجو وقت ندارم برم صف بانک در نتیجه کارت شناساییم میمونه دستشون..تازه هر خوابگاهی کلا 3 بار حق داره مهمون بیاره دیگه نمیتونی هی مزاحم بچه ها شم چون شاید واقعا یکی از اشناهاشون خواست بیاد بمونه..
چی چی بچه پر رو کجا بوددد..من تو خوابگاه دو هفته بودم ولی خوابگاه باشگاه بود..مال دانشگاه فقط یه شب بودم اونم معاونت دانشکده جلسه گذاشت موندیم برای شام..ساعت 9.5 شب دختر تنها کجا برم??
بعد من یه مدت تنیس رو میز دانشگاهو میرفتم هردفعه باید توضیح میدادم..
بعد اون استادای معارفو اخلاقمون که خوبن هر کدوم هر هفته دو ساعت کلاس میذارن تو خوابگاه..ولی کلاساش معمولا بعد شامه ما هر کاری کردیم نشد بریم..خیلی هم دوست داریم بریم.بعد بچه های خوابگاه همیشه میتونن نماز جماعتو و دعای کمیل و ندبه شرکت کنن ما ها جمعه ساعت 6 صب کجا بریم عایا??بعد سر برنامه ریزیه کلاس همیشه جوری تنظیم میشه که به نفع اوناس ما هم با روی گشاده میپذیریم مثلا به ما میگن بیا ساعتتا عوض کنن که شهرستانیا چهارشنبه شون خالی شه برن شهرشون عوض برنامه خود ما خراب میشه هیچی نمیگیم ولی از اون ور وقتی یکی از کلاسای صبم شنبه8 صبحو میخواستم عوض کنم به خاطر ترافیکه صبح شنبه این مسیری که من میرم;هیچ کس تکرار میکنم هیچکدومشون هم کاری نکردن..بعد این مسیری که من میرم ترافیک ثب شنبش خاصه...یعنی فقط شنبه اینقده طول میکشه..چند بارم جا موندم از ازمایشگاه...
بعد ما بچه پر رویی اونا شهرستانی پاک و مظلوم..هرچیم میشه صداشونو میندازن رو سرشون میگن این تهرانیا.....
تازه مشکل من با 10 تومن نیست...میگن برو واریزش کن...بعد منه دانشجو وقت ندارم برم صف بانک در نتیجه کارت شناساییم میمونه دستشون..تازه هر خوابگاهی کلا 3 بار حق داره مهمون بیاره دیگه نمیتونی هی مزاحم بچه ها شم چون شاید واقعا یکی از اشناهاشون خواست بیاد بمونه..
چی چی بچه پر رو کجا بوددد..من تو خوابگاه دو هفته بودم ولی خوابگاه باشگاه بود..مال دانشگاه فقط یه شب بودم اونم معاونت دانشکده جلسه گذاشت موندیم برای شام..ساعت 9.5 شب دختر تنها کجا برم??
بعد من یه مدت تنیس رو میز دانشگاهو میرفتم هردفعه باید توضیح میدادم..
بعد اون استادای معارفو اخلاقمون که خوبن هر کدوم هر هفته دو ساعت کلاس میذارن تو خوابگاه..ولی کلاساش معمولا بعد شامه ما هر کاری کردیم نشد بریم..خیلی هم دوست داریم بریم.بعد بچه های خوابگاه همیشه میتونن نماز جماعتو و دعای کمیل و ندبه شرکت کنن ما ها جمعه ساعت 6 صب کجا بریم عایا??بعد سر برنامه ریزیه کلاس همیشه جوری تنظیم میشه که به نفع اوناس ما هم با روی گشاده میپذیریم مثلا به ما میگن بیا ساعتتا عوض کنن که شهرستانیا چهارشنبه شون خالی شه برن شهرشون عوض برنامه خود ما خراب میشه هیچی نمیگیم ولی از اون ور وقتی یکی از کلاسای صبم شنبه8 صبحو میخواستم عوض کنم به خاطر ترافیکه صبح شنبه این مسیری که من میرم;هیچ کس تکرار میکنم هیچکدومشون هم کاری نکردن..بعد این مسیری که من میرم ترافیک ثب شنبش خاصه...یعنی فقط شنبه اینقده طول میکشه..چند بارم جا موندم از ازمایشگاه...
بعد ما بچه پر رویی اونا شهرستانی پاک و مظلوم..هرچیم میشه صداشونو میندازن رو سرشون میگن این تهرانیا.....




) اکثر استادا هم راضی بودن که کلاس تعطیل بشه با این وضع خوابگاهیا. آخرش همه شهرستانیا رفتن 3 سه شنبه و یه سری دوستان تهرانی 1 شنبه رفتن سر کلاس آناتومی عملی و به داشته های علمی خود افزودند 

اما مگه تایم کلاسارو گروه مشخص نمیکنه ؟ گروهم به حسب زمان کاریه استادا مشخص میکنه دیگه بعد چجوری میتونن زمانشو تغییر بدن ؟ بعد جمع کنی ببری یه 4 نفرو بگی اقا من نمیخوام زمان کلاسا عوض شه جواب نمیده ؟

كدومشون تميزتره؟كدوم محيطش بهتره؟و اينجور چيزا...

