آره خیلی
مثلا مداد می نداختم زیر میز ، بعد با نارنگیم توی دستم ، به بهانه ی اینکه مداد رو برم از زیر میز بیارم می رفتم اون پایین سریع نارنگیم رو هم می ذاشتم تو دهنم : | یا مثلا مقنعم رو می کشیدم جلو از زیر مقنعه یه چیزی می ذاشتم دهنم بعد طبق عادت مقنعه رو با دستم می گرفتم جلو دهنم تا معلوم نشه : / البته من و دوستام میز آخر می شینیم هم هوای هم رو داریم هم اگه معلم سرپا نباشه ، نیازی به فسفر سوزوندن نیست و می تونیم خیلی راحت اگه گشنمون باشه یه چیزی بخوریم
یه دوستی هم دارم ، اندازه ی نی قلیونه ولی من هر وقت که به این بشر تو کلاس نگاه می کنم یه لقمه یا کیک گنده گذاشته گوشه ی لپش عین شتر می خوره : | اصن به طور علنی و غیر مستقیم داره به معلم ها می گه ،نه درست نه خودت به مدادمم نیستید : /