آواز گمگشتگی...

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع hiam jun
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : آواز گمگشتگی...

از بس نظر ندادین از پست دادن دلسرد شدم! =(( (:|
;;)
 
پاسخ : آواز گمگشتگی...

به نقل از dead Love :
از بس نظر ندادین از پست دادن دلسرد شدم! =(( (:|
;;)

چیزی که قشنگه نیاز نداره تعریف بشه! :)
خیلی قشنگه (فکر کنم این که دادم اسپمه :-? )
 
پاسخ : آواز گمگشتگی...

فروغ چشمانم را میبینم که کمسو میشوند، میبینم که لبهایم ترک بر میدارند که نام تو را بگویم چرا که تنها اکسیری است که مرا به زندگی باز می گردانند!
من نخواستم که عاشق شوم، من نخواستم که پایبند چشمانت شوم ولی دست روزگار مزا به بند تو آویخت و تو رفتی و مرا در بند گذاشتی، مرا پایبند کردی، مرا عاشق ساختی! مرا پایبند خاطراتت کردی، مرا عاشق چشمانت کردی! و رفتی...


و من اینک تنهایم، و تو را می خوانم که در این گمگشتگی بی مثالم...
 
پاسخ : آواز گمگشتگی...

نگاهت قلبم را نشانه رفت
و حرکت آرام لب هایت آن را شکست...
نمیدانم چه با خودت زمزمه کردی که موج مه آلود و گنگ صدای خاموشت این چنین تنم را لرزاند!
صاعقه افکارت آن جنان زمین خیالاتم را شکافت که هیچ چیز جز خاک کینه و نفرت نتوانست گسلی را که تا عمق وجودم رخنه کرده بود،بربندد!

پ.ن : حس نفرت! :-&
 
پاسخ : آواز گمگشتگی...

منم شبی به خاطره ها تبدیل می شوم
خط می خورم زهستی و تعطیل می شوم
مرا به خاطره ها نه!!!!!!! به خاطر بسپار :-< :-< :-<
=(( =(( =(( =((
 
پاسخ : آواز گمگشتگی...

یادت می آید ؟

آن روز ها چه بی صدا نامت را فریاد میکردم بلکه بشنوی ؟

اما تو چه فریاد کنان میرفتی و خراب میکردی هر پلی که پشت سرت با هزار امید و عشق بنا نهاده بودم ؟

آری تو رفتی اما من

سال های دراز به امید بازگشتت در کنار همان پل خرابه به انتظار نشستم و با یادگاری هایت از آواز گمشدگی ات ترانه ها سرودم ...

به امید بازگشتت

امیدی که خود میدانستم آرزویی بس محال است
 
Back
بالا