• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

قفسه کتاب گولی - ۵۷۲۹

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع L.E
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

L.E

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
980
امتیاز
6,737
نام مرکز سمپاد
دبیرستان فرزانگان 1 ِ تهران
شهر
تهران
کتاب های خوانده شده:

- ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد==>پائولو کوئیلو

- - برنده تنهاست==>پائولو کوئیلو

- پل شکسته ==>فیلیپ پولمن

- کوری ==>ژوزه ساراماگو

- شهر شیشه ای==>پل استر

- سفر در اتاق تحریر ==> پل استر

- ارواح==>پل استر

- شب پیشگویی ==> پل استر

- هفته ای یه بار آدمو نمی کشه==>جی.دی سلینجر

- جنگل واژگون ==> جی.دی سلینجر

- ناتور دشت==>جی دی سلینجر

- عطر سنبل عطر کاج==>فیروزه جزایری دوما

- جین ایر==>شارلوت برونته

-ربه کا==> دافنه دوموریه

- خرمگس==>اتل لیلیان وینیچ

- -سو و شون==>سیمین دانشور

- انجمن شاعران مرده==> ن.ه. كلاينبام

- پس باد همه چیز را با خود نخواهد برد==>ریچارد براتیگان

- در رویای بابل==> ریچارد براتیگان

- بارون درخت نشین==>ایتالو کالوینو

- داستانی مرموز==> گابریل گارسیا مارکز

- سمفونی مردگان ==> عباس معروفی

- خداحافظ گاری کوپر ==> رومن گاری

- ماجرای عجیب سگی در شب==> مارک هادون

- مسخ==>فرانتس کافکا

- تماشاچی محکوم به اعدام==>ماتئی ویسنی یک

- بوف کور==> صادق هدایت

- میرا ==> کریستوفر فرانک

کتابای در حال خوندن:
 
پاسخ : گولی5729

برنده تنهاست
از: پائولو کوئلیو


کتاب برنده تنهاست توی دنیای مد و شهرت و مشاهیر می گذره و کل این کتاب در عرض 24 ساعت و در جشنواره ی کن اتفاق می افته.
توی این کتاب ایگور ، برای اینکه عشق سابقشو به دست بیاره دست به خیلی از کارا می زنه و حتی خیلیا می کشه ، تا در واقع با این کاراش به کاتیوشا ثابت کنه که ناراحته از این که از دستش داده.

نقد از نظر من:
راستش شخصیتای این کتاب خیلی زیاد و گیج کننده بودن و تازه از وسطای کتاب دستت میومد جریان از چه قراره.
خیلی جاها هم گفتم که من به شروع یه کتاب خیلی اهمیت می دم.
برای همینم بود که این کتابو چند بار ول کردم و از اول شروع کردم.
یکی دیگه از مشکلاشم این بود که همزمان و به طور موازی این داستانا تعریف می شد و بعضی جاها اون داستان نصفه کاره می موند و
یه چیز جدید شروع می شد.
شاید نشه اینو مشکل حساب کرد ولی خب هنر نویسنده اینه که بتونه اینارو به هم ربط بده.
و چون کتاب طولانی بود آدم یادش می رفت گاهی.
خلاصه که پائولو کوئلیو یه نویسنده ایه که تو داستاناش از هر دری حرف می زنه ،
دیگه چه برسه به این که بخواد یه همچین داستان پراکنده ام بگه.

ولی خب جریانایی که دنبال می کرد و آدمای مختلف و با تیپای مختلف یه فضای جالبیو پیش آورده بود تو کتاب.
 
پاسخ : گولی5729

شهر شیشه ای
از:پل استر


داستان از یه چیز کوچیک شروع می شه و وسطای کتاب تقریبا جدی می شه!
یه آدمی رو نشون می ده که با دو هویت زندگی می کنه وچیز هایی که براش پیش میاد!
این اتفاقات همه توی شهر نیویورک رخ می ده و یه همچین آدمی که بعدا سه هویته می شه و طرز زندگیش توی شهر بزرگی مثه نیویوکو نشون می ده!
پل استر معمولا ژانر ماجراجویانه یا پلیسی کار می کنه!
که این داستانشم توی همین ژانر بود!
در کل کتاب خوبی بود و خواننده رو به خودش جذب می کرد!
به نظر من داستان کلا روی هویت می چرخید و آخرش که همه چی به پوچی می رسه
 
پاسخ : گولی - 5729

کوری
از:ژوزه ساراماگو

کتاب نسبتا معروفیه که تقریبا هر خواننده ای رو جذب می کنه!
خوب خیلی موضوعای اجتماعیو نشون می داد اینکه مثلا یه مشکل کوچیک همه گیر شد و به جایی رسید که دیگه فرق آدما معلوم نبود!
اینکه دیگه پولدار با فقیر فرقی نداشت، مال من و اون دیگه نبود....کلا اینکه افراد یه منطقه کور شده بودن تمام این تفاوتاام از بین رفته بود!
نشون میداد که اگه آدما تو یه شرایط سخت قرار بگیرن چجوری همو له می کننو می رن جلو!
کلا آدما رو اینطوری نشون داده بود که برا همدیگه ارزش قائل نمی شن!
البته خیلی آدمای خوبم نشون داده بود!
مثلا زن دکتر، یا دختری که عینک دودی داشت و ازون بچه مواظبت می کرد!
من از اینکه شخصیتای کتاب اسم نداشتن خیلی خوشم اومد کار خیلی سخت و قشنگی کرده بود نویسنده!
 
پاسخ : گولی - ۵۷۲۹

پل شکسته

از: فیلیپ پولمن


این کتابو خیلی وقت پیش خوندم برا همینم زیاد داستانش یادم نیس!
فقط می دونم کتاب فوقلاده ای بود!

داستانش راجه به یه دختریه که با باباش زندگی می کنه و نمی دونه مامانش کجاس و سعی می کنه پیداش کنه!
و این وسط با یه سری مشکلات روبرو می شه و خیلی واقعیتاام درباره ی زندگی خودش می فهمه!
کتابش درباره ی کاتولیکا و عقایدشون تا حدی توضیح داده چون ایناام کاتولیکه دینشون!
واینکه دختره می دونه که مامانش نقاش خیلی خوبیه و سعی می کنه از راه همین نقاشیا مامانشو پیدا کنه!
کلا خیلی کتاب خوب و جذابیه!
آخرشم واقا خوب تموم کرده بود!
 
پاسخ : گولی - ۵۷۲۹

هفته ای یه بار آدمو نمی کشه
از: جی دی سلینجر


36395029850070321092.jpg


خوب این یه کتاب تقریبا کوچیکی بود که 10 تا داستان کوتاه داشت!
البته داستاناش داستانای کوتاه جدیدی از خودش نبودن!
از هر کدوم از آثارش یه قسمتیو برداشته بودن که من فقط ناطور دشتشو شناسایی کردم! :-"
مثلا دو تا از داستاناش دو قسمت کاملا بی ربط از کتاب ناطور دشت بود که خودش شده بود یه داستان کوتاه!
موضوع کلی این داستانا غالبا جنگ بود ینی همش جز همین ناطور دشت موضوعش جنگ بود.
در کل اومده بود سه چهار تا از آثارشو به 10 تا داستان کوتاه تبدیل کرده بود!
متاسفانه بعد هر داستان فقط اسم مجله ای که برای اولین بار این متن توش چاپ شده بود رو نوشته بود!
نگفته بود مال چه کتابیش هس!
ولی در کل خیلی کتاب خوبیه برای آشنایی با سبک نوشتنش!
 
پاسخ : گولی - ۵۷۲۹

ربه کا
از:دافنه دوموریه


51ems4x8va5qhajc83sk.jpg


خلاصه ی کلی:

خوب این کتاب یه رمانه در مورد یه دختری که برای یک خانوم کار می کرد و بعد با یک آقای اشرافی ازدواج می کنه که قبلا با ربه کا ازدواج کرده بوده و اون مرده!
و بعد وارد زندگی خیلی اشرافی این آقائه می شه و خیلی سعی می کنه خودشو وفق بده با اینطوری زندگی کردن!
بعد می فهمه که داستانی که در مورد ربه کا و مردنش شنیده دقیقا با واقعیتش جور در نمیاد و...

نظر خودم:

این کتاب میاد زندگی معمولی یه آدم رو با زندگی اشرافی مقایسه می کنه!
و مشکلایی که برای یه همچین آدمی پیش میاد رو می گفت!
که همه ی اینارو طی یه داستان نسبتا جذاب گفته!
یه چیز خوبی که این کتاب گفته بود این بود که از دور واقا زندگی اینا و قصرشونو اینا واقا قشنگ بود ولی کلا زندگیشون خیلی پر تشنج و اینا بود!


ازین کتابا بود که آدمو تا آخرش می کشونه برای همین خیلی خسته کننده نبود!
کتاب خوبی بود و نثرشم روون بود!
کلاس سوم خوندمش و جزو کتاباییه که آدمو به کتاب خوندن ترغیب می کنه!
 
پاسخ : گولی - ۵۷۲۹

جین ایر

از:شارلوت برونته



خلاصه ی کتاب:

شخصیت اول این کتاب جین ایره که تو بچگی پدر مادرشو از دست داده و یه قسمتی از زندگیش رو توی پرورشگاه می گذرونه و بعد می ره معلم خصوصی می شه توی خونه ی آقای راچستر!
بعد از مدتی آقای راچستر از جین ایر خوشش میاد و یه سری ماجرا پیش میاد!

نظر خودم راجع بهش:

خوب این کتاب با ژانر کلاسیکه!فیلمشم ساختن!
یه کتاب معمولی بود به نظرم که نثرش زیاد سخت نبود و داستان نسبتا جذابی داشت!
به نظرم ارزش انقدر معروف شدنو نداشت!
جز داستان اصلی کتاب اگه دقت می کردی یه سری موضوعات اجتماعی توش مطرح شده و مشکلایی که توی قرن نوزدهم بوده نه اینکه بگم کتاب اجتماعی بوده!
ولی مثلا جین ایر به عنوان یه دختر جوان و کسی که خیلی تنهاس مشکلای زیادی براش پیش اومد مثلا توی پرورشگاه!
در کل موضوع اصلی کتاب رو می شد گفت عاشقانه!

تاریخ خوندنشم: سال 83-84 کلاس سوم بودم!
 
پاسخ : گولی - ۵۷۲۹

خرمگس

از:اتل لیلیان وینیچ


62128552785792499311.jpg


خوب این کتاب اولش یکم سیاسی بود و در مورد مذهبشون(مسیحیت) خیلی حرف می زد و من چون از این سیاست و این مذهب زیاد اطلاعاتی نداشتم یکم برام خسته کننده بود!
ولی بعد داستانش از وسطای کتاب هیجان انگیز می شد و زیاد حالت سیاسی نداشت و خیلی سریع پیش میرفت!

یکی از بدیای این کتاب همین بود که اولش خیلی آروم پیش می رفت و بعد یه دفه خیلی سریع!
ولی ازین کتابا بود که نمی شد زمینش بذاری!

در مورد کشف شخصیت خرمگسم واقا خیلی خوب بود که اولش نمی دونستی این همون شخصیت اولیه س و بعد کتاب سعی می کرد به تو بفهمونه ولی نه مستقیم!
بعد دیگه آخرای کتاب خیلی صریح می گفت و یه حس خوبی می داد به آدم که انگار از قبل می دونسته!

یکی از کارای باحالی که نویسنده کرده بود این بود که مثلا از یه قسمتای مهمی که خیلی سریع گذشته بود،بعد ها میومد توی قالب دیالوگ تعریف می کرد!
خیلی کار سختی بود ولی واقا خوب بود!

آخرش خیلی آدم شوکه می شد ولی خوب اگه قرار بود جور دیگه ای تموم بشه خیلی دیگه باید نویسنده پیش می رفت و زیادی طولانی می شد!ولی خوب بود پایانش دیگه!

یکی دیگه از بدیایی که به نظرم اومد(البته خوب می شه گفت پیشنهاد!) اینه که یکی از ویژگیای بارز خرمگس زبون دراز بودنو حاضر جواب بودنش بود که کتاب روش خیلی تاکید کرده بود!
ولی من خیلی دنبال یه دیالوگ خوب یا یه نقل قولی از این آدم بودم که این ویژگیشو نشون بده ولی نبود!
اگه نویسنده یکم رو این ویژگی شخصیت داستانش بیشتر فک می کرد شاید کتابش قشنگترم می شد و یکم دیالوگ باحال از توش در میومد!


ولی جمعا کتاب خوبی بود!
 
پاسخ : گولی - ۵۷۲۹

پس باد همه چیز را با خود نخواهد برد

از: ریچارد براتیگان


این کتاب از زبان یه مرد 44 ساله س که داره دوران کودکیشو تعریف می کنه.
البته بعضی جاها آدم حس نمی کنه که یه مرد داره این داستان رو تعریف می کنه ، حس می کنی خود بچه هه داره تعریف می کنه و با تمام جزییات.
یه جورایی می شه گفت که آدم انگار داره توی فکر این آدم راه می ره ، چون از یه موضوعی به موضوع دیگه با فاصله ی چند سال هی می پره و بعد دوباره بر می گرده سر جای اولش.
مثلا این طوری که وسطش یه چیزی یادش میاد و شروع می کنه به تعریف کردنش.
البته اونقدر متنش منسجمه که آدم نمی فهمه و اذیت نمی کنه آدمو.

داستانش خیلی بی تلاطم و آروم می گذره و اوج نداره ، ولی از همون اول کتاب ، حتی خلاصه ی پشت جلد کتاب به اتفاقی که یه روز توی باغ سیب افتاده بود اشاره می کرد.
گاهی نویسنده خیلی به زمان تعریف کردن اون جریان نزدیک می شد و همون طوری که گفتم فکرش می پرید یه جا دیگه.
خلاصه که از قبل و حتی بعد اتفاق توی باغ سیب خیلی حرف زد و آخر،آخرای کتاب جریان رو تعریف کرد.
و همین بود که باعث کشش توی داستان بود.

با پسر بچه ی توی داستان خیلی راحت می شد ارتباط برقرار کرد.(یکم منو یاد هولدن می نداخت.)

نکته ی منفیم اینکه ، خیلی از زندگی پسره نگفته بود و یه سری چیزا مبهم مونده بود.
بیشتر عقاید و افکارشو گفته بود ، گاهیم از آدمای دور و برش.
ولی در مورد خانواده ش مثلا خیلی کم گفته بود.
البته چیزی نبود که آدمو آزار بده ، ولی چون بعضی جاها بهش یکم اشاره کرده بود آدم دوست داشت بقیه شم بدونه.

و اینکه پر از غلط نگارشی بود این کتاب.
 
Back
بالا