L.E
کاربر فوقحرفهای

- ارسالها
- 980
- امتیاز
- 6,737
- نام مرکز سمپاد
- دبیرستان فرزانگان 1 ِ تهران
- شهر
- تهران
پاسخ : گولی - ۵۷۲۹
ناتور دشت
از:جی.دی.سلینجر
مرداد 1390
من تمام مدت فک می کردم نقد این کتابو نوشتم. ولی ننوشته بودم.
(چرا؟)
درباره ی کتاب:
این کتاب از زبان هولدن کالفیلد 16 ساله ست و یه جورایی می شه گفت که کل این کتاب ، داستان چند روز از زندگی هولدنه.
داستان از جایی شروع می شه که هولدن از مدرسه بیرون می شه و برای چند روز به دلایلی توی شهر بزرگی مثه نیویورک سرگردون می شه.
هولدن یه شخصیت ناسازگار داره.(شایدم نشه گفت ناسازگار.فقط اینکه آدمیه که هر کار دلش بخواد می کنه.
)
تو این کتاب بیشتر از اینکه با یه سری وقایع رو به رو بشیم ، با عقاید هولدن آشنا می شیم و با فکراش در مورد آدما و چیزای اطرافش کلا.
یعنی هیچ وقت شما با واقعیتایی که چیزا و شخصیتای این کتاب بودن آشنا نمی شید ، بلکه فقط با برداشت هولدن ازون چیز(که معمولا هم منفی هست) آشنا می شید.
شاید یه نکته ی منفی که بشه گفت اینه که هولدن به زور عقاید و برداشت هاشو به خورد آدم می ده.
و کلا آدم منفی نگریه.
شاید انگشت شمار باشه تفکرای مثبتش تو این کتاب.
این داستان سرگردونی یه نوجوون در عرض چند روز توی یه شهر بزرگ مثل نیویورک رو نشون می ده و مشکلاتی که براش پیش میاد.
یکی از خوبیای این کتاب ، نثر فوق العاده روونشه و فرقش با خیلی از کتابایی که تا الان خوندیم اینه که این این کتاب با زبون کاملا عامیانه نوشته شده.
که شاید اول کتاب باعث تعجب آدم بشه.
از کتاباییه که می تونه شروع خوبی برای شروع کتاب خوندن باشه به خاطر همون نثرش که گفتم.
وقتی این کتاب خونده می شه اصلا حیس نمی کنید که شاید نویسنده (آقای سلینجر) 16 سالش نباشه.
چون کاملا به زبون یه نوجوون 16 ساله س و واقا این حس به آدم منتقل می شه.
ناتور دشت
از:جی.دی.سلینجر
مرداد 1390
من تمام مدت فک می کردم نقد این کتابو نوشتم. ولی ننوشته بودم.
(چرا؟)درباره ی کتاب:
این کتاب از زبان هولدن کالفیلد 16 ساله ست و یه جورایی می شه گفت که کل این کتاب ، داستان چند روز از زندگی هولدنه.
داستان از جایی شروع می شه که هولدن از مدرسه بیرون می شه و برای چند روز به دلایلی توی شهر بزرگی مثه نیویورک سرگردون می شه.
هولدن یه شخصیت ناسازگار داره.(شایدم نشه گفت ناسازگار.فقط اینکه آدمیه که هر کار دلش بخواد می کنه.
)تو این کتاب بیشتر از اینکه با یه سری وقایع رو به رو بشیم ، با عقاید هولدن آشنا می شیم و با فکراش در مورد آدما و چیزای اطرافش کلا.
یعنی هیچ وقت شما با واقعیتایی که چیزا و شخصیتای این کتاب بودن آشنا نمی شید ، بلکه فقط با برداشت هولدن ازون چیز(که معمولا هم منفی هست) آشنا می شید.
شاید یه نکته ی منفی که بشه گفت اینه که هولدن به زور عقاید و برداشت هاشو به خورد آدم می ده.
و کلا آدم منفی نگریه.
شاید انگشت شمار باشه تفکرای مثبتش تو این کتاب.
این داستان سرگردونی یه نوجوون در عرض چند روز توی یه شهر بزرگ مثل نیویورک رو نشون می ده و مشکلاتی که براش پیش میاد.
یکی از خوبیای این کتاب ، نثر فوق العاده روونشه و فرقش با خیلی از کتابایی که تا الان خوندیم اینه که این این کتاب با زبون کاملا عامیانه نوشته شده.
که شاید اول کتاب باعث تعجب آدم بشه.
از کتاباییه که می تونه شروع خوبی برای شروع کتاب خوندن باشه به خاطر همون نثرش که گفتم.
وقتی این کتاب خونده می شه اصلا حیس نمی کنید که شاید نویسنده (آقای سلینجر) 16 سالش نباشه.
چون کاملا به زبون یه نوجوون 16 ساله س و واقا این حس به آدم منتقل می شه.
