• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

کارگاه اسطوره شناسی

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع هلهله
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

به نظر شما اساطیر تا چه حد در زندگی ما نقش دارن؟

  • زیاد

    رای‌ها: 6 28.6%
  • کم

    رای‌ها: 5 23.8%
  • نمیدونم

    رای‌ها: 6 28.6%
  • تاثیری ندارن

    رای‌ها: 4 19.0%

  • رای‌دهندگان
    21
sari galin

https://www.youtube.com/watch?v=UwBeE6NPFVI
رقص Sari Gelin
https://www.youtube.com/watch?v=_f283lC66ak
رقصxan cuban
سر موی بلند را نمی‌بافند،(در پوشش ملی ترکها موهارو از دو طرف میبافن ولی سر موهارو نمی بافن و اراد میذارن)
گل تر را نمی‌چینند،
عروس زرد.(موطلائی)(اشاره به خورشید هم داره)
این عشق، چه عشقی است،
تو به هم نمیرسیبم؟
چه کنم، امان امان
عروس زرد.(موطلائی)
، در بلندای این دره،
ای چوپان بازگردان بره (گمشده) را،
اگر برنگردانی برّه را
خودم را می‌کشم،
چه شود گر روزی من ببینم،
روی یار پرنازم را،
چه کنم، امان امان / چه کنم، امان امان
عروس زرد.(موطلائی)
عاشق از ایل و طایفه خود جدا افتاده
شانه هم از موها جدا افتاده
تحمل یک روز جدایی‌اش را نداشتم
حالا سالهاست که از او جدا مانده‌ام
چه کنم، امان امان / چه کنم، امان امان
عروس زرد.(موطلائی)
چه کار کنم ساري گلين
این هم ترجمه اهنگ ساری گلین.......خوانندگان ریادی خوندنش...از جمله میتونیم به شاهکار هنری زنده یاد بهبودف اشاره کنم.
یه اهنگی هم هست به اسم سارا(اپایده سللر سارانه) اینم خیلی معروفه.

سیلها سارا را بردند.
بروید و به خان چوبان بگویید
که امسال به موغان نیاید
اگر بیاید به خون ناحق فرو میرود
سیلها سارا را بردند
یک فرزند چشم شهلا را.
رودخانه ی آرا عمیق نیست
آب روانش سرد نیست
عروسی مانند سارا وجود ندارد
سیلها سارا را بردند
یک فرزند چشم شهلا را.
آرا چای گذشت و طغیان کردسیل سارا را قاپید و فرار کرد
چشم هر بیننده ای اشکالود است
قالی بیاور ودر اتاق پهن کن.
جای سارا خالی شد
دست چوپان به نیستی رسید و خالی شد
سیلها سارا را بردند
یک فرزند چشم شهلا را
اهنگای زیادی درباره خان چوبان وساری گلین هست...من اونایی رو انتخاب کردم که تو مناطق خودمون مشهورن....این ااهنگارو اکثر ترکهای ازربایجان حفظن.
..........
.......
این داستان تمادی هست برای عشق بی نهایت یک دختر به معشوفش همراه با پاکی...نشان دهنده و الگوی روابط عاشقانه دختران سرزمینم ازربایجان...
و خان چوبان هم نشان دهنده ی وقاداری پسران سر زمینم هست برای معشوفشون(بعد از مرگ سارای خان چوبان حالت جنون میگیره و هر صبح اهنگ سارای رو میخونه)
ساری گلین نشبیهی هست به خورشید...رفصش یکی از رقصهای مشهور دخترات ترک هست که دستها مرتبن باز شده و به سوی اسمان گرفته میشود.....نوعی حس خواستن معشوف.....واشاره به خورشید داره...
.....
فیلم های زیادی هم از این داستان ساخته شده...خلاصه داستان اینکه دختری با پوست سفید وموی زرد وچشمان شهلایی عاشق پسری به اسم خان چوبان میشه و بعد از قرار عروسی دهخدای ده چشمش به سارای میافته وپدرش رو گروگان میگیره وسارای رو تهدید میکنه باهاش ازدواج نکنه پدرش رو میکشه...سارای بعد از ازاد کردن پدرش خودش رو تو رود میندازه و جاودانه میشه( افسانه میگه که دلیل انعکاس افتاب تو اب رود ارا چای افتادن سارای تو ابه روده.)
 
عشقِ اسطوره ای اکو و نارسیس / اسطوره یونانی

در حالِ حاضر اکو به معنی پیچشِ صداست
و نارسیسیم هم به معنی خود شیفتگی حالا میخوایم ببینیم که این تعابیر از کجا نشأت میگیرن :

اکو ، فرشته ی بسیار پرحرفی بوده که به وسیله ی یکی از خدایان محکوم به خاموشی ابدی میشه و فقط اجازه داره که آخرین کلماتی که از دهانِ دیگران خارج میشه رو تکرار کنه.
نارسیس هم شکارچی ، زیبا رویی بوده که دلِ دخترانِ زیادی رو میرُبوده.
اکو و خیلی از دخترهایِ دیگه عاشقِ نارسیس میشن ، اما نارسیس عشق رو جدی نمیگیره و تمامی دخترانی که عاشقش میشن رو به سخره میگیره.
دختران هم پیشِ خدایان میرن و میخوان که نارسیس رو مجازات کنند وخدایان هم برایِ مجازاتِ نارسیس کاری میکنند که اون وقتی چهره ی خودش رو در آب میبینه ، عاشقِ خودش بشه ، و تا ابد محکوم میشه که به چهره ی خودش در آب عشق بورزه و چون این عشق یک عشقِ اسطوره ای بوده ، نارسیس هر روز از داغِ این عشق ضعیف تر و ضعیف تر میشه تا یک روز جان به جان آفرین تسلیم میکنه!

درست در همون مکانی که نارسیس میمیره ، اولین گلِ نارسیس (نرگس)رشد میکنه.
و اکو هم وقتی که خبرِ مرگِ نارسیس رو میشنوه ، انقدر نحیف میشه که به یک اکو(انعکاسِ صدا) تبدیل میشه.

به همین دلیل به افرادی که خودشیفته هستند میگن نارسیسیم و به انعکاسِ صدا میگن اکو.
 
ثور و گرزش

قبل از اینکه مسیحیت به نروژ بیاد، اسطوره ای بود به نام ثور که سوار یه ارابه ای بود که دوتا بز اونُ میکشیدنو طرف تو آسمونا سیر می کرد. و ثور یه گرز داشت و موقعی که اونو تکون میداد، رعد و برق ایجاد میشد. موقع رعد و برق هم بارون میبارید و این باعث حاصل خیزی زمینای کشاورزی میشد و به خاطر همین وایکینگ ها میگفتن که ثور خدای حاصلخیزیه.
و این ثور اهمیت دیگه ای هم داشت و اون مربوط به نظم جهان میشد. به این ترتیب که وقتی دیوهای تبه کار میومدن الاههء باروری مردم رو بدزدن ـ که اون موقع نه حاصلخیزی بود و نه زنی بچه دار میشد ـ این ثور میومد گرزش رو طر اونا پرتاب میکرد و از بین میرفتن.
این مسئله به نحوی تعادل در طبیعتُ توضیح می داد و این بود دلیل کشمکش خیر و شر.
 
پاسخ : اسطوره شناسی

پرومتيوس تیتانی که آتش را پنهانی به انسان بخشید و برای مدت طولانی بالای کوهی بسته شد و یک عقاب هر روز جگرش را می خورد.
 
پاسخ : اسطوره شناسی

و اما معروف ترین اسطوره ها:
خدایان یونانی:
1. زئوس:
خدای خدایان یونانی که خدای آسمان ها بوده و سلاحش رعد بوده
2. پوسایدون:
خدای اقیانوس ها
3. هادس (درستش هِیدیز) :
خدای عالم مردگان

این سه خدا, خدایان اصلی بوده اند و در حقیقت قدیمی ترین ها
این سه خدا فرزندان تایتان ها بوده اند که موجوداتی ماورایی بوده اند بسیار بی رحم که خدایان(بچه های خودشون) و انسان هارا می کشته اند و بعضا میخورده اند
این سه خدای اصلی قیام می کنند بر علیه تایتان ها و آن ها را زندانی می کنند یا می کشند

از جمله تایتان ها:
1. اطلس:
که زیر یک کوه زندانی شده بود و محکوم بود که تا ابد کوه را روی کمر خود نگاه دارد چون در حقیقت این کوه ستون آسمان بود و آسمان روی این کوه نگاه داشته شده بود و اگر اصلش کوه را رها می کرد آسمان به زمین می رسید و تمام جهان نابود می شد
2. پرومتئوس: یک تایتان خیرخواه بود که به انسان هدیه آتش را داد (البته بعضی افسانه ها او را خالق انسان می دانند) و به خاطر سرپیچی از فرمانروا تایتان ها مجازات شد(پست بالایی)

و اما چند از خدا های جزئی:
1. آتنا:
اله عقل و خرد که از مغز(!) زئوس بیرون زد(!)
و معمار الیمپوس (شهر خدایان بود)
2. دیوزینیوس: یک شراب ساز بسیار ماهر بود که زئوس چون خیلی شراب او را دوست داشت او را تبدیل به خدای تاکستان کرد.....
3. هرمس:
خدای نامه بر و درحقیقت پیک خدایان

و چند نفر دیگر هم که جالب هستند اگر خوایتید درباره شان بخوانید:
ناتالینوس-پرسیوس-میناتور(درستش مینوتور)-الهگان سرنوشت (سه تا خواهر کور با یدونه چشم)-هرکول-نیکلاس فلامل جاودانه
 
پاسخ : اسطوره شناسی

بد نیست اساطیر ایرانی هم این وسط بدونیم. حالا اسطوره که زیاد هست ولی من این دوتا رو میگم:

1- امشاسپندان معنی این اسم که میشه انوشگان نیکو یا جاودانان پاک و یا مقدسان بی مرگ! امشاسپندان دختران و پسران اهورامزدا بودند و به گفته اساطیر هر کدومشون نمود یا صفتی از اهورامزدا بودند که اصلیاشون شش نفر بودن: بهمن یا وهومن، اردیبهشت، شهریور، سپندازمذ، خرداد و مرداد... البته به گفته بعضی منابع هفت نفر بودن که نفر هفتم یه مدت سپندمینو و یه مدت سروش یا بهرام بوده حالا من مطمئن نیستم. حالا اینا ایزدان نگهبان بودند و نمودهای ارتباط خدا و انسان

جالبه بدونین نبرد خیر و شری هم وجود داره در اساطیر ایران مثله همه اساطیر که اون طور که میگن هفت دیو هم وجود داره که نمودها و صفت های انگره مینو(اهریمن مقابل اهورامزدا) هستن و در نبرد این هفت دیو کماره در مقابل امشاسپندان مبارزه میکنن و ایزدان رده پایین تر با دیوان رده پایین تر!

2- آشوزوشت یا بهمن مرغ جغدی در افسانه های ایرانی هست که توسط اهورامزدا آفریده شده و دوستدار حقه و میره ناخن های افرادی که ضده حق هستن رو میخوره :| میگن که این جغد کتاب مقدس رو حفظه و گفتارهایی ازش رو میخونه و دیوهارو به وحشت میندازه!
 
پاسخ : اسطوره شناسی

b1e5abcab35389cd7135c75a1d376c23.jpg

فکر کنم ، کم و بیش اسمِ آرتمیس به گوشتون خورده باشه!
امروز این دخترِ اسطوره ای یونانی و زندگیش رو بررسی میکنم!
آرتمیس دخترِ زئوس خدایِ خدایانِ یونانی بود و در بالایِ سرِ اون هلالِ ماه میدرخشید ، همچنین اون یک برادرِ دو قولو به اسمِ آپولون داشت ، جالبه که بدونید آرتمیس یک روز زودتر از برادرش به دنیا میاد و بلافاصله بعد از به دنیا اومدنش ، برادرش آپولون رو به دنیا میاره و از همون روزِ اول به عنوانِ نگهبانِ کودکان و حامی زنان هنگام زایمان برگزیده میشه ، آرتمیس مظهر پاکدامنی بوده و در سال هایِ ابتدایی زندگیش از پدرش زئوس درخواست میکنه که بکارتِ ابدی به اون بده ، همچنین تمامِ همراهانِ آرتمیس هم باکره بودند ، اون بسیار از طهارت و پاکدامنی خودش مراقبت میکرده و برایِ هر مردی که به اون بی احترامی میکرد ، مجازات هایِ سخت و سنگینی در نظر میگرفت.
آرتمیس همچنین حامی دخترانِ کوچیک و نابالغ بود ، و برادر اون حامی پسرانِ کوچیک بود.
آرتمیس از موهبت شفا بخشی برخوردار بود..
سرگرمی آرتمیس پرسه زدن در جنگل هایِ کوهستانی و زمین هایِ بکر برایِ شکارِ شیر و پلنگ و گوزن بود ، به همین دلیل به آرتمیس الهه ی شکار و حیاتِ وحش میگفتند ، آرتمیس یک تیر و کمان نقره ای بسیار زیبا که توسطِ سازندگانِ ماهر ساخته شده بود داشت .
همچنین آرتمیس دارایِ حسِ استقلال طلبی بسیار زیادی بوده.
 
پاسخ : اسطوره شناسی

به طور کلی راجع به اسطوره شناسی اسکاندیناوی گفتم حالا می خوام خدایان مهم اونها رو معرفی کنم.
1-odin
اودین خدای خدایان اسکاندیناوی،خدای جنگ و مرگ و همچنین خرد و اشعار و حکمت بوده.همسرانش فریگ،یورد و گرید بودن. پنح فرزند مهمش بالدر خدای پاکی و دوستی،هود خدای تاریکی و زمستان،هرمود پیام رسان و جسور،تور خدای آذرخش و توفان و ویدار خدای انتقام بودن.
اودین خودش رو نه روز از درخت دنیا آویزون و بدنش رو زخمی کرد که نتیجه ش نه سرود و نغمه،هجده طلسم و به دست آوردن توانایی گفتگو با مردگان براش بود.
اودین می تونست تمام اتفاقات نه دنیای نورس رو مشاهده کنه.
اودین دو کلاغ سیاه به نام های هوگین و مونین، دوگرگ به نام های جری و فریکی و یک اسب با هشت دست و پا به نام اسلپینیر داشت.
اودین توسط گرگی کشته شد نهایتاً و پسرش ویدار برای انتقام شاخ های گرگ رو بعدها شکست.
2-Thor
تور خدای رعد، فرزند اودین و فریک بود.تور یه چکش داشت که به وسیله اون صاعقه رو ایجاد می کرد(با چرخوندن). تور یه ارابه متصل به دوبز هم داشت. بزرگترین دشمنش عظیم ترین مار افسانه ای نورس بود که این مار فرزند لوکی بود. در کل تور محبوی ترین ایزد در افسانه های نورس به شمار میره.

3-Tyr
تیر خدای نبردهای تن به تن و شحاعت بود. تیر فرزند اودین و فریگ بود. در دوران وایکینگ ها هم خدای حنگ بود که نام تیر به معنای خدا در همون عصر شناخته می شه.
4-Balder
بالدر خدای نور،پاکی و دوستی،فرزند اودین و فریگ بود. همه عاشقش بودند و بسیار خدای خوبی بوده اما توانایی هاش نسبت به سایر خدایان کمتر بوده. بالدر صاحب بزرگترین کشتی 9 دتیا هم بوده. محل سکونتش پاک ترین مکان این نه دنیا بوده. روایت مرگش هم روایت جالبیه که توصیه می کنم بخونید.
5-Freyja
فریا الهه عشق،زیباترین و خوش یمن ترین بوده. علاقه مندبه موسیقی و بهار گل و همچنین نژاد اِلف ها بوده.
فریا یکی از مهمترین الهه های ونیر بوده و توانایی تبدیل شدن به شاهین داشته. فریا یک ارابه با دوگربه داشته. اشک های فریا تبدیل به طلا میشدن.
6-Heimdall
هایمدال خدای روشنایی،نگهبان پل رنگین کمان(تنها ورودی آسگارد) و مخافظ آسگارد،از ورود غول ها به آسگارد جلوگیری می کرد. توانایی بیدار موندن زیاد و قدرت بینایی و شنوایی بالایی داره. سه نژاد بشریت برده ها روستاییان و جنگجویان رو آفرید. بزرگترین دشمنش لوکی بود و نهایتا لوکی به دستش کشته میشه.
7-Njord
نیورد خدای دریا و باد،ونیری و پدر فریا بود.
8-Loki
لوکی خدای بذله گویی،شرارت و تغییر شکل،خطرناک ترین خدا و به شدت باهوش بود. چهره زیبا داشت و انواع مخلوقین رو ایحاد می کرد. پدر و مادرش از نژاد غول ها بودن.
نهایتا توسط خدای روشنایی کشته شد.
 
بابک خرمدین...ابومسلم
 
پاسخ : اسطوره های فراموش شده ایرانی

اسطوره ها و افسانه هایی مثل ده ده قورقورد(مطمئن باشین خیلی غنی تر از شاهنامه فردوسیه،مجموعه داستانه که شخصیت اول داستانه) قاچاق نبی ،دلی دومرول ،
و چند نفر دیگه که یادم نیس

زیادن ولی اطلاع رسانی نمیشه...نمیگن
در دوره رضاخان اجازه کتاب به زبان تورکی نمیدادن واسه همین دیگه خیلیاشون از یاد رفتن

منم ائن چیزایی که میدونم از آهنگهای آذربایجانی که شنیدم از بابا بزرگم و بابام پرسیدم اونا بهم گفتن یا اومدم تحقیق کردم...
بابک خرمدین از خطه اذربایجان که
 
Back
بالا