• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :
    ثبت نام عضویت

مشاوره روان‌شناسی

M01

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
891
امتیاز
13,082
نام مرکز سمپاد
فرزانگان ۲
شهر
اردبیل
سال فارغ التحصیلی
1400
وقتی کارای مورد علاقه‌ام و انجام میدم، احساس میکنم یکی از درونم میزنه تو ذوقم، مثلا میگه: احساساتت خیلی مسخره ان، به خاطر اینکه همه این کارو دوست دارن تو هم دوسش داری و...
این حالت اسمی نداره؟ آخه یه دفعه تو یه تست روانشناسی بهش اشاره شده بود.
 

M01

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
891
امتیاز
13,082
نام مرکز سمپاد
فرزانگان ۲
شهر
اردبیل
سال فارغ التحصیلی
1400
وقتی کسی بخواد درباره‌ام بدونه از خجالت آب میشم، یا وقتی کسی درباره‌ام میپرسه حس خیلی بدی بهم دست میده. انگار از شناخته شدن بدم میاد، یا اینی که هستم و دوست ندارم، یا دوست دارم فقط در حیطه‌ی مسائلی که خودم انتخاب میکنم ازم بپرسن.
این چیزا هم خصوصی نیستن ، ولی برای من سخته.
توصیه‌ای دارید؟
 

پرواز

گل پر :)
ارسال‌ها
790
امتیاز
9,910
نام مرکز سمپاد
فرزانگان امین ۱
شهر
اصفهان
سال فارغ التحصیلی
1397
رشته دانشگاه
بیوتکنولوژی
وقتی کسی بخواد درباره‌ام بدونه از خجالت آب میشم، یا وقتی کسی درباره‌ام میپرسه حس خیلی بدی بهم دست میده. انگار از شناخته شدن بدم میاد، یا اینی که هستم و دوست ندارم، یا دوست دارم فقط در حیطه‌ی مسائلی که خودم انتخاب میکنم ازم بپرسن.
این چیزا هم خصوصی نیستن ، ولی برای من سخته.
توصیه‌ای دارید؟
من روان شناس نیستم در حد چن تا کتاب میتونم بهت بگم
اولا من خودم بهت علاقه دارم اعتماد کن به خودت و خوبیات بچه من یااا مادر :RedHeart :))
سعی کن کمال گراییت رو با کتابایی مثل خودت باش دختر کمال گرا نباشیم رفع کنی تا کمتر سخت بگیری به خودت و قشنگیات و از بزرگترا هم که این سوالارو می پرسن نترس واقعا فقط یه حال احوالی میکنن بعدشم یادشون میره.من بار ها از مامانم پرسیدم و گفته اصلا برای اونا جوابت اهمیتی نداره فقط گفتگو و برای بعضی آدما خب این گفتگو موجب شناخت و دوست داشتن میشه این ها هم بد نیستند
نمیدونم مفید باشه یا نه ولی فیلم /کلاس هشتم/ رو ببین شاید مفید باشه
 

el_na_z

چشم عسلی
کنکوری 1402
ارسال‌ها
66
امتیاز
467
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
جیرفت
سال فارغ التحصیلی
1402
مدال المپیاد
🤷🏻‍♀️
رشته دانشگاه
انشالله فارماکوتراپی
من فکر میکنم یه حالتی مثل پسیدوبلبار گرفتم، نه اون مدلی که اونقدر بخندم نتونم خندم بند بیارم اصلا ربطی به خنده و خوشی نداره! فقط رو یه چیزای خاصی گریه م میگیره اشک تو چشام جمع میشه که دلم میخواد از ته دل بشینم گریه کنم به حدی این احساس به من غالب میشه که به سختی خودمو کنترل میکنم.
این احساس چیه؟ چجوری کنترل یا ترکش کنم؟
 

ili

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
357
امتیاز
3,173
نام مرکز سمپاد
علامه حلی
شهر
-
سال فارغ التحصیلی
1401
دانشگاه
حوزه علمیه قم
رشته دانشگاه
شیطان پرستیِ آنتوان لاوی(ص)
وقتی کارای مورد علاقه‌ام و انجام میدم، احساس میکنم یکی از درونم میزنه تو ذوقم، مثلا میگه: احساساتت خیلی مسخره ان، به خاطر اینکه همه این کارو دوست دارن تو هم دوسش داری و...
این حالت اسمی نداره؟ آخه یه دفعه تو یه تست روانشناسی بهش اشاره شده بود.
این احساسات و حالت هارو من دقیقا داشتم و دارم از اون موقعی که یادم میاد .. همیشه همه بهم می گفتن چقد اعتماد بنفست پایینه تقریبا 3 ماه پیش یه کتاب خوندم در این باره که نیم تمام ولش کردم چون هر چقدر جلو تر می رفتم عصبی می شدم اسم کتاب" زندگی خود را بیافرینید " بود و در مورد تله های زندگی صحبت می کرد ...من خودم همیشه احساس شرم می کنم وقتی تو بحث ها در مورد خودم حرف می زنم وقتی از یه کاری لذت می برم و یه حس درونی بهم می گه مثلا چقدر احمقی چقدر بی خاصیتی و حتی بعضی مواقع اینقدر شدت بالا می ره که باعث می شه گریه کنم ..اما وقتی کتابو شروع کردم به خوندن چیزای باحالی دیدم این که چجوری رفتار پدر و مادر ناخوداگاهانه روی بچه تاثیر می زاره .. و بعد نگاه کردم و رفتار های مامان و بابامو انالیز کردم دیدم وقتایی که مامانم بچه بودم منو با همه مقایسه کرد یا جلوی همه مسخره م می کرد یا بابام سرزنشم می کرد به شدت روی من تاثیر داشته و حتی دعواهامون ... ( خب من یکن نافرمانی می کردم و ازین پسرای سر به مطیع نبودم ) و واقعا درست بود حرف کتاب چون من داشتم ناخوداگاهانه و بدون این که خودم متوجه شم رفتارهای پدر و مادرمو کپی می کردم بدون هیچ رحمی ..حالا نمی دونم دقیقا شما هم همین روحیه سرزنش گر که همیشه می زنه تو سرتون رو دارین یا نه ولی درمانش اصلا راحت نیست و فقط با تراپی ممکنه پ.ن: اینقدر خجالتی بودم که وقتی می رفتم جایی اولین کلمه ای که می گفتم ببخشید بود پ.ن2: البته همین الانم که اینو دارم می نویسم یه حسی داره بهم می گه خیلی مزخرف دارم می نویسم و به درد هیچ کسم نمی خوره نهایتم ادمینا دیلیتش می کنن ولی خب من که کم نمیارم ..امیدوارم مفید باشه
 

Pan

It's morbin time
ارسال‌ها
584
امتیاز
11,325
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
بجنورد
سال فارغ التحصیلی
97
Maladaptive daydreaming چیزی هست که تو علم روانشناسی اختلال به حساب بیاد یا برای اختلالای دیگه علائم حساب بشه یا از اون چیزاییه که از جای معتبری نیومده؟
 

الینا:)

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
503
امتیاز
4,626
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
بابل
سال فارغ التحصیلی
1400
Maladaptive daydreaming چیزی هست که تو علم روانشناسی اختلال به حساب بیاد یا برای اختلالای دیگه علائم حساب بشه یا از اون چیزاییه که از جای معتبری نیومده؟
تا جایی که من میدونم جزو DSM-5 نیست پس یه اختلال جداگونه به طور رسمی محسوب نمیشه^^ میتونه جزو علائم اختلال های دیگه از جمله افسردگی، OCD، ADHD و GAD باشه. فقط اینکه خبر ندارم جزو criteria (ایده ای ندارم فارسیش چیه:‌( ) های تشخیصش محسوب میشه یا نه! یعنی جزو علائم اصلی این اختلال ها هست یا اینکه نه و جزو علائم فرعیه که در نتیجه اش به وجود میاد^^ البته اینکه جزو علائم فرعی باشه چیزی از اهمیتش کم نمیکنه، فقط اینکه به نسبت در افراد کمی دیده میشه و یا دلیلش رو نیافتن و دلیل های دیگه و خب برای تشخیص بکار نمیره^^
* اگه اسماشون رو به همراه DSM-5 سرچ کنی میتونی علائم رو ببینی و یک ایده ای داشته باشی از اینکه چی ان^^
 

میتوکندری

صدرای سابق
ارسال‌ها
383
امتیاز
688
نام مرکز سمپاد
حلی
شهر
تبریز
سال فارغ التحصیلی
1404
مدال المپیاد
-
دانشگاه
-
رشته دانشگاه
-
سلام. من حدودا ۱۹ سالمه و یه مدت تقریبا زیادی میشه که توانایی معاشرت کردن حضوری یا مستقیم، با اطرافیانم یا با یه آدم جدید(مخصوصا اگه برای اولین باره) واقعا ندارم؛ یعنی جوری هست که اصلا دلم نمیخواد شخص جدیدی رو از نزدیک ملاقات کنم!!! یا حتی تایم خیلی زیادی رو با آدم های اطرافم بگذرونم... خیلی سریع دست و پامو گم میکنم یا اصلا نمیدونم باید چیکار کنم یا چی بگم... بیشتر مواقع دوست دارم برم اتاقم و تنها باشم
معمولا فوبیای اجتماع دارم و دوست دارم تو جمع ها، جاهایی بشینم که کمتر تو دید باشم یا کمتر مجبور به صحبت کردن بشم...البته یه مدت به خاطر شرایط کنکورم، مجبور بودم مدت زیادی رو تو اتاق تنها بگذرونم یا کلا اطرافیانم رو مجبور میکردم تا حد امکان ساکت باشن و اطرافم نباشن؛ ولی فکر میکنم قرار گرفتن طولانی مدت تو اون شرایط، باعث شده من الان تحمل حضور تو هیچ جمعی یا شنیدن هیچ سروصدایی رو نداشته باشم... به کل، دیگه اعتماد به نفسم رو از دست دادم و منزوی شدم و این ناراحتی و اضطرابی که از این قضیه دریافت میکنم واقعا داره ذهنمو سوراخ میکنه... ممنون میشم راهنماییم کنید🌷
اوه نگو منم دقیقا تو این شرایطم
 

_aseman_

کاربر فعال
ارسال‌ها
20
امتیاز
228
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
بوشهر
سال فارغ التحصیلی
1401
راهی برای درمان افسردگی وجود داره بدون مراجعه به روانپزشک؟
احساس میکنم دارم افسرده میشم😞
 

Ingrid

کاربر فعال
ارسال‌ها
31
امتیاز
498
نام مرکز سمپاد
فررانگان ۱
شهر
حالا ی شهری
سال فارغ التحصیلی
1398
من یک کتاب خوندم به اسم والد گری مجدد و ***من برداشتی ک داشتم این بود ***ما در درونم دو تا صدا داریم یک صدا ، صدای کودک درونمون هست که خیلی کارها دوست داره بکنه ولی یک صدای دیگه هم هست به اسم صدای والد درون که ما رو کنترل میکنه نیازهایمان رو سرکوب میکنه تا ما خطا نکنیم یا اشتباهی نکنیم و گاهی والد درون اشتباه می‌کنه و ما رو ادیت میکنه ... والد درون همون صدای پدر و مادرمون هست که همیشه با ماس حتی پیر بشیم در درون مماس و ما رو کنترل میکنه...
من این مشکل رو دارم و احساس میکنم ب خاطر این موضوع هست تو این کتاب هم آموزش میده ک چ جوری هم کودک درون آرامش پیدا کنه هم والد درون از قدرت غیر منطقی بیاد پایین تر و یک دوستی بین این ها بیاد ک والد درون پرورش بده کودک درون رو و از اون طرف از خطرات هم حفطش کنه...
وقتی کارای مورد علاقه‌ام و انجام میدم، احساس میکنم یکی از درونم میزنه تو ذوقم، مثلا میگه: احساساتت خیلی مسخره ان، به خاطر اینکه همه این کارو دوست دارن تو هم دوسش داری و...
این حالت اسمی نداره؟ آخه یه دفعه تو یه تست روانشناسی بهش اشاره شده بود.
 

Ingrid

کاربر فعال
ارسال‌ها
31
امتیاز
498
نام مرکز سمپاد
فررانگان ۱
شهر
حالا ی شهری
سال فارغ التحصیلی
1398
راهی برای درمان افسردگی وجود داره بدون مراجعه به روانپزشک؟
احساس میکنم دارم افسرده میشم😞
یک لیست برای کارهای لذت بخش پیدا کنید ک براتون لذت بخش باشه یک ورزش ساده هم برای روزانه قرار بدید و یک هدف ک بهتون انگیزه بده حالتون رو بهتر کنه پیدا کنيد هر چند کوچیک باشه...من با خیلی روانشناس و روانپزشک صحبت کروم خب و اغلب بدون ریشه یابی یا همینطور در حد یک ربع قرص پیشنهاد میون اما یک دکتر ب من پیشنهاد داد ک یک لیست کارهایی ک دوست دارم رو انجام بدم و اینم بگم من توان بلند شدن از جام رو نداشتم ک حتی بتونم این کارها رو انجام بدم اما کم کم انجام دادم مثلا پیاده روی رفتم یا گاهی طناب میزدم.قکرای افسرده کننده و استرس میاد سراغم سریع فیلم طنز میزارم ک ببینم ...نمیگم عالی شدم و خوب شدم اما خب روزها رو بهتر از قبل میگذرونم ح الم کمی بهتر شده..
 

الینا:)

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
503
امتیاز
4,626
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
بابل
سال فارغ التحصیلی
1400
راهی برای درمان افسردگی وجود داره بدون مراجعه به روانپزشک؟
احساس میکنم دارم افسرده میشم😞
مراجعه به روانشناس^^ و اینکه برو حتما، راه دیگه ای غیر این دو تا نداره و اگه نری و بیشتر بشه، شدیدا پشیمون میشی
 

_aseman_

کاربر فعال
ارسال‌ها
20
امتیاز
228
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
بوشهر
سال فارغ التحصیلی
1401
یک لیست برای کارهای لذت بخش پیدا کنید ک براتون لذت بخش باشه یک ورزش ساده هم برای روزانه قرار بدید و یک هدف ک بهتون انگیزه بده حالتون رو بهتر کنه پیدا کنيد هر چند کوچیک باشه...من با خیلی روانشناس و روانپزشک صحبت کروم خب و اغلب بدون ریشه یابی یا همینطور در حد یک ربع قرص پیشنهاد میون اما یک دکتر ب من پیشنهاد داد ک یک لیست کارهایی ک دوست دارم رو انجام بدم و اینم بگم من توان بلند شدن از جام رو نداشتم ک حتی بتونم این کارها رو انجام بدم اما کم کم انجام دادم مثلا پیاده روی رفتم یا گاهی طناب میزدم.قکرای افسرده کننده و استرس میاد سراغم سریع فیلم طنز میزارم ک ببینم ...نمیگم عالی شدم و خوب شدم اما خب روزها رو بهتر از قبل میگذرونم ح الم کمی بهتر شده..
فکر خوبیه امتحانش می کنم . ممنون از راهنماییتون ^^
مراجعه به روانشناس^^ و اینکه برو حتما، راه دیگه ای غیر این دو تا نداره و اگه نری و بیشتر بشه، شدیدا پشیمون میشی
روانشناس رو هم زیاد موافق نیستم راستش😅
بازمم مرسی^^
 
بالا