- ارسالها
- 1,023
- امتیاز
- 408
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان1 شیراز
- شهر
- شیراز
پاسخ : مسابقات روانشناسی (سری اول)(دور اول)
به نظر ه من اصلا نمیشه یه راهه حل ه کلی پیدا کرد یا مثلا یه فرمولی که بگیم این کارو انجام بدین انزوا طلبیتون خوب میشه ؛ ولی با توجه به مدل ه انزوا طلبی میشه راه حل های معقولی پیدا کرد
من خودم کتاب ه روانشناسی نخوندم که ببینم از لحاظ ه علمی مدل داره یا نه ؛ اما خودم چند نوعش رو دیدم
1. نداشتن اعتماد به نفس : بعضی از خونواده ها تا بچشون یه چیزی میگه به اصطلاح ه میزنن تو دهنش ؛ این رفتار باعث میشه بچه کم کم اعتماد به نفسش رو از دست بده و دیگه تو جمع صحبت نکنه ؛ راه ه حل ه این مشکل اینه که اطرافیان سعی کنن بیشتر توجه کنن به اون طرف و خلاصه یکم اعتماد به نفس بدن بهش
2. شکست ه بزرگ : بعضیا بعد از یه شکست ه بزرگ کم کم گوشه گیر میشن و احساس میکنن دنیا به آخر رسیده ؛ اینجور افراد به نظرم باید یه جوری حال و هواشون عوض شه ؛ با مسافرت یا تغییر مکان حتی
3. اعتماد به نفس ه کاذب : بعضی از افراد به حدی مغرور هستن که جمع رو در حد ه خودشون نمیبینن و با کسی رفت و آمد نمیکنن و گوشه گیر میشن ؛ اینجور افراد باید یه جوری ( به نظر ه من با خرد کردن ه غرورشون به مقادیری ) با حقیقت رو به رو شن
4. ضعف ه جسمی یا مریضی و اینا : بعضی ها به علت ه یه مشکل ه جسمی که دارن ( مثلا فلج ) سعی میکنن تو جمع نباشن چون فک میکنن مورد تمسخر قرار میگیرن یا بعضیا دوست ندارن کسی براشون احساس ه ترحم داشته باشه ؛ فک میکنم این افراد بهتره یه مقداری با افرادی که مثله خودشون ضعف دارن معاشرت کنن تا بفهمن اونا هم تنها نیستن و میتونن مثه بقیه زندگی کنن
چیزه دیگه ای به ذهنم نمی رسه
به نظر ه من اصلا نمیشه یه راهه حل ه کلی پیدا کرد یا مثلا یه فرمولی که بگیم این کارو انجام بدین انزوا طلبیتون خوب میشه ؛ ولی با توجه به مدل ه انزوا طلبی میشه راه حل های معقولی پیدا کرد
من خودم کتاب ه روانشناسی نخوندم که ببینم از لحاظ ه علمی مدل داره یا نه ؛ اما خودم چند نوعش رو دیدم
1. نداشتن اعتماد به نفس : بعضی از خونواده ها تا بچشون یه چیزی میگه به اصطلاح ه میزنن تو دهنش ؛ این رفتار باعث میشه بچه کم کم اعتماد به نفسش رو از دست بده و دیگه تو جمع صحبت نکنه ؛ راه ه حل ه این مشکل اینه که اطرافیان سعی کنن بیشتر توجه کنن به اون طرف و خلاصه یکم اعتماد به نفس بدن بهش
2. شکست ه بزرگ : بعضیا بعد از یه شکست ه بزرگ کم کم گوشه گیر میشن و احساس میکنن دنیا به آخر رسیده ؛ اینجور افراد به نظرم باید یه جوری حال و هواشون عوض شه ؛ با مسافرت یا تغییر مکان حتی
3. اعتماد به نفس ه کاذب : بعضی از افراد به حدی مغرور هستن که جمع رو در حد ه خودشون نمیبینن و با کسی رفت و آمد نمیکنن و گوشه گیر میشن ؛ اینجور افراد باید یه جوری ( به نظر ه من با خرد کردن ه غرورشون به مقادیری ) با حقیقت رو به رو شن
4. ضعف ه جسمی یا مریضی و اینا : بعضی ها به علت ه یه مشکل ه جسمی که دارن ( مثلا فلج ) سعی میکنن تو جمع نباشن چون فک میکنن مورد تمسخر قرار میگیرن یا بعضیا دوست ندارن کسی براشون احساس ه ترحم داشته باشه ؛ فک میکنم این افراد بهتره یه مقداری با افرادی که مثله خودشون ضعف دارن معاشرت کنن تا بفهمن اونا هم تنها نیستن و میتونن مثه بقیه زندگی کنن
چیزه دیگه ای به ذهنم نمی رسه






) دیگه لازم نیست تعریف و علل وجود بیماری رو شرح بدید! سوال فقط درمان!


