• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

تکست‌هایِ ماندگار

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع EhsanJ
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
رفیق من سنگ صبور غمهام
به دیدنم بیا که خیلی تنهام
هیشکی نمیفهمه چه حالی دارم
چه دنیای رو به زوالی دارم
مجنونم و دل‌زده از لیلیا
خیلی دلم گرفته از خیلیا
نمونده از جوونیام نشونی
پیر شدم پیر تو ای جوونی
پیر شدم پیر تو ای جوونی
...
تنهای بی سنگ صبور
خونه ی سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست موندی و راه چاره نیست
اگر چه هیچکس نیومد سری به تنهاییت نزد
اما تو کوه درد باش
طاقت بیار و مرد باش

سنگ صبور، چاوشی
 
آخرین ویرایش:
I'm so tired of being here
Suppressed by all my childish fears
And if you have to leave
I wish that you would just leave
'Cause your presence still lingers here
And it won't leave me alone
These wounds won't seem to heal, this pain is just too real
There's just too much that time cannot erase
When you cried, I'd wipe away all of your tears
When you'd scream, I'd fight away all of your fears
And I held your hand through all of these years
But you still have all of me
You used to captivate me by your resonating light
Now, I'm bound by the life you left behind
Your face it haunts my once pleasant dreams
Your voice it chased away all the sanity in me
These wounds won't seem to heal, this pain is just too real
There's just too much that time cannot erase
When you cried, I'd wipe away all of your tears
When you'd scream, I'd fight away all of your fears
And I held your hand through all of these years
But you still have all of me
I've tried so hard to tell myself that you're gone
But though you're still with me, I've been alone all along
When you cried, I'd wipe away all of your tears
When you'd scream, I'd fight away all of your fears
And I held your hand through all of these years
You still have all of me, me, me

my immortal
Evanescence
 
خلقی ترسان از عریانی
از بی رنگی،از بی نانی
خلقی خواب و مستی گوید
که هیچ و هیچ و هیچ
هر سو شیخ و هر سو عابد
خلقی ترسا،خلقی موبد
خلقی خواب و مستی گوید
که هیچ و هیچ و هیچ



چارتار-خلق
 
شاعرترین عاشقت می نگاشت
با شعله ات شب حقیقت نداشت
لب تر کنی هرچه خواهی شود
دیوانه تا بی نهایت رود
می رقصی در یادم
از غیر از تو من آزادم
چون فریادی در صحرایی
یا شب های بی فردایی
چون رویایی از بیداری
یا تنهایی از دیداری
تلخی نکن با من ای یار آیینه رو
با چهره ام لحظه ای از جوانی بگو
بی ساحلت قایق و عزم دریا کجاست
ای رسته در خاطرم این سرودن تو راست

چارتار - دریا کجاست
 
ا خودم بیشتر ا همه چی زدم
الان خیلی ساله به خودم سر نمیزنمو
جای همه مشتام رو تخت سینمن
منو این سیگارا نخ ب نخ کشیدنمو
روند نفسام شد یکی در میون
دیدم فقط میدم تو نمیدم بیرون
انگار سیگارام یه بسته تیغ تو ریه ام شکوند
که با هر نفسم کل سینم میسوخت
دیگه نه میکشیدم بکشم
نه حالت عادیو تحمل میکرد کششم
چقدر انگشت خودم رفت تو چشم
و چقدر هر روز با دست خودم تنبیه میشم
اه
من ا خود شاکی ام حاجی
بم خوش نمیگذره هر جا میرم حاجی
یه جوری شده رو فرم باشم یه رو
همه ازم میپرسن خوشحالی برا چی
اه
بابا من این نبودم
انقدر هر روز پخش زمین نبودم
چی میخواستمو چی در اومد
نگا دیگه بم کیا تیکه میپرونن

تنگی نفس
شایع
 
Sorena_Poshte In Jang Ha

پشت این جنگ ها ، پشت این رنگ ها

پشت این زندگی ها ، پشت این سنگ ها

پشت این عشق لعنتی بی خبر

پشت این لبخند های تلخ بی اثر

پشت این لرزیدنای دست که نونشو میده

پشت این خطا یه مداده که جونشو میده

من با هر خط که مینویسم له میشم داداش

دارم نقب میزنم به یک بنا به نام من بجنگ

نقب میزنم به سنگ آب میکشم ازش

لاشه های دیروز من که قلدرن

امروز یه باورن که لاشخور خورن

من اون تختم به روی من به گچ زدی به خط

ریه های امروزم از همون گچا پرن

من خُلم یا این همه خلق بی خبر

وقتی پشت هر قیچی باغبونیا گلن

آهای عمر کوتاه گل دروغه

آهای پرتگاه نسیب پل دروغه

آهای زن های خسته نفس شدید مجرم

آهای مرد های چرک قصه های کار

آهای بچه های کوچه های خاطره

آهای گونه های سرخ دخترای دار

آهای پیرزن چرخک به دست

چند تا دست باید بچسبن به هم رئیس

که مهر بسازن بکنن این مملکتو آباد

چند تا دست باید بشن قطع

تا این چرخ بچرخه واسه مملکته آباد

چند رئیس جمهور، چند کابینه

چند شعار شهر آزادینه

من که مست الکلم أ پرت و پلا پرم

من همون نگارم که گیسومو به دندون کشیدم أ توو دست این تبر

تموم من موند زیر چرخ جامعه

قرصم دودم الکلم سقوطم

با تموم مادرای این شهرم این همون پسر بود

به خاطر درد ، رگ سرد ،توو تن لت و پاره ـَم

من پسر صلحم اما ننم سر زا رفت

من موندم لای شما لا*یا

من موندم لای بازی با این بازیا

کلی انسان طلب دارم

پشت هر نگاه پر از لبخند کج شدم به اخمت

بگو تموم مانع ها رو رشدم بشینن

آخ که نمیدونی این پشتم چه بیوه ـَس

پشتم چه بیوه ـَس ، چه بی سند چه تلخ

این جهان چه رنگینه آخ که نمیدونی

چقد دلم خالیه و راه رفتن با دل خالی چه سنگینه

شدم یه شاعر از دست تو از دست تو تو ها

شدی یه شعر به دست من به دست من منا

پشت این سوز باد تازیونه رو صورت کتک خورده ی این همه خونه

پشت حق مردم شعار ناشیونه

پشت این فراموشی های ماهی گونه

پشت لب لال آرزو های محال و هوا و خواب و خیال و

پشت زار لاله و لاله های زار پاره

پشت بابا های جاهل و مادرای پر از زخم

پشت شهر تحقیر ، برچسب تقدیر

دستای بی تصمیم

بی قدرت بی خلاقیت

پشت دعای فردایی تلخ

پشت من چه بیوه ـَس

اما هنوزم رو ت*مم میرم راه

لحظه هامو لت و پار میکنم با حرفام

پشت سینه ـَم چه قهره دل

پشت این دل چه دل دلیه اهل دل

پشت پر پروازم بازار داسه

تلخه که تیغا میخونن لا لای لاله

پشتم چه بیوه ـَس

کجا بزارم پشت کدوم ابر ها خدا بزارم

پشت تن زر پرست کوچه های تهران

درخت های پاییز برگ گریه میکنن

به قیمت خدای خسته از صدای گرگا

حتی اگه مثِ پشتم بیوه شم

با این دستام شلوار دنیا رو میکشم پایین

من پسر صلحم اما ننم سر زا رفت

یک دو سه چپ راست بالا پایین

زدین زدین زدین حالا ماییم

منم که میام از پشت قبر آرزو

پشت این عشق لعنتی بی خبر

پشت موی بلندت که دزدیده شد به شعر

یه تیکه ام با صورت رفت توو ناکجا

منم ترددم منم فوت منم منم یه مردم

منم تلخ به رنگ الکل

منم یه صورت با چند هزار چشم و گوش

منم یه قامت با چند هزار دست و پا

من هم کورم ، هم لالم ، هم کرم ، هم خیالم
 
بازا ای دلبرا ، که دلم بی قرار توست
وین جان بر لب آمده ، در انتظار توست
در دست این خمار غمم ، هیچ چاره نیست
جز باده ای که در قدح غمگسار توست
ساقی به دست باش که این مست مِی پرست
چون خُم ز پا نشست و هنوزش خمار توست
هر سوی موج فتنه گرفته ست و زین میان
آسایشی که هست مرا در کنار توست
سیری مباد سوخته ی تشنه کام را
تا جرعه نوش چشمه ی شیرین گوار توست
بی چاره دل که غارت عشقش به باد داد
ای دیده خون ببار که این فتنه کار توست

هرگز ز دل امید گل آوردنم نرفت
این شاخ خشک زنده به بوی بهار توست
ای سایه صبر کن که براید به کام دل
آن آرزو که در دل امیدوار توست


علیرضا قربانی-بی قرار
http://s9.picofile.com/file/8325911226/Alireza_Ghorbani_Bigharar_1.mp3.html
 
The Ways-Shal
شال آن شال سرخ تو
موج ، موج موی تو
نرمترین حادثه
چه زیباست …دور روی تو
آفرین به آخرین
شاهکار روی تو
توی اوج سادگی
چه زیباست … اندوه تو
وای که این واژه ها
لالند در پیش تو
آه چه بد زخمی
که فردا کیست … هم آغوش تو
آه ! که این لعنتی
این قرصهای افسردگی
رنگ به رنگ ، دوز به دوز
به باد داد … آرام زندگی
 
زمانه به ما هیچ ندادست یاوری
خورشید به ما هیچ نکردست مادری
درد می پیچد در دلمان ، درد می پیچد
که هیچ نداریم انگار آقا بالاسری
که هیچ نداریم انگار عشقی در سری
چون دوست دشمن است ، شکایت کجا بریم ؟

ای کاش
محسن نامجو
 
آدمک آخر دنیاست بخنــــد
آدمک مرگ همین جاست بخنــد
دست خطــی که تو را عـاشق کرد
شوخی کاغــذی ماست بخنــد
آدمک خر نشــوی گریه کنی !
کل دنیا ســراب است بخنــد
آن خدایی که بزرگش خواندی
به خدا مثل تو تنهاست بخنـد
فکر کن درد تو ارزشمند است
فکر کن گریه چه زیباست بخند
صبح فردا به شبت نیست که نیست
تازه انگار که فرداست بخند
راستی آنچه به یادت دادیم
بر زدن نیست که درجاست بخند
آدمک نغمه آغاز نخوان
به خدا آخردنیاست بخند...!
 
Back
بالا