غریبه از فرهاد
میبینم صورتمو تو آینه
با لبی خسته میپرسم از خودم
این غریبه کیه از من چی میخواد
اون به من یا من به اون خیره شدم…؟
باورم نمیشه هرچی میبینم! چشامو یه لحظه رو هم میزارم…
به خودم میگم که این صورتکه!
میتونم از صورتم برش دارم…
میکشم دستمو روی صورتم هرچی باید بدونم دستم میگه
منو توی آینه نشون میده…
میگه این تویی نه هیچ کس دیگه… ....