اعتراف میکنم از دانشگاهم پشیمونم. به عنوان یه دختری که از یه شهر ته دنیا اومده انتظارات خیلی بیشتری از اینجا داشتم؛ تهش فهمیدم آزادیم توی شهر خودم خیلی بیشتر از اینجا بود.
از فیلتر کردن خودم متنفرم، فکر میکردم وقتی بیام اینجا لازم نیست خودمو فیلتر کنم یا حداقل کمتر لازمه ولی دارم بیشتر از همیشه انجامش میدم.
فکر میکردم اینکه برادرم اینجاست، یه پوئن مثبت حساب بشه؛ ولی این روزا این قضیه بیشتر داره بهم آسیب میزنه.
میدونم، که مادرم میدونه پشیمونم. میدونم که میتونم انتقالی بگیرم ولی با توجه به اصل هر که برگردد خر گردد، عمرا برگردم چه الان چه بعد از فارغ التحصیلی چه موقع مرگم.
میدونم که تهش بهش آسیب میزنم ولی اونقدری خودخواه هستم که تنها دلخوشی این روزامو ول نکنم.