• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

اعترافگاه!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Ham!D ShojaE
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف می کنم که تا کلاس چهارم دبستان نمی دونستم پی نخود فرستادن یعنی چی! به خاطر همین هر کس میخواس من یه جایی نباشم میگفت: برو نخود سیاه بیار.
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم وقتی من 10 سالم بود، خواهرم اولین نفر توی فامیل نزدیکمون بود ک عروسی کرد، بعدش یه روز ک رفته بودم خونه ی عموم:
عمو: خواهرت کجاست؟
من: رفته زیارت سبزقبا!
عمو: با کی رفته؟
من: با "اون"
عمو و سایرین :)) =))
من: :-/
ضمیر سوم شخص مفرد: :|
خواهرم و "اون": [-o<
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم فکر میکردم ماهک(از این خوراکیا!) یه جعبه ی قشنگه که توش ماه و ستاره داره دریغ از این که یه جعبه ی کارتنیه که توش گندمک داره
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکن که مغازه سره کوچمون که خواستم ازش شارژ بگیرم ، اشتباها دو تا به جا یکی به من داد و منم خیلی عادی گرفتمش و رفتم!! >)
 
پاسخ : اعترافگاه !

عاقا من بچه که بودم موقع خوردن ابمیوه و شیر و اینجور چیزا نی رو گاز میگرفتم و میجویدم ;D
بعد الان اعتراف میکنم که هنوز این عادتمو دارم :-[ ;D :-"
یادمه یه بار مامانم نی شیشه ای خریده بود که اینا خیلی نازک بودن و سه تاشونو من با گاز گرفتن شکوندم :-" =)) =))
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم بچه که بودم ، حرف ِ جنگو اینا که میشد ، و میگفتن میخوان به ایران حمله کننو اینا ،

میرفتم از پارک چن تا سنگ قایم میکردم تو جیبم ، بعد میوردم تو اتقم قایم میکردم که مثلا اگعه سربازا اومدن تو خونمون بزنمشون در برم .:-"""

× یا اینکه گیر داده بودم به مامانم منو ببره کلاس آمریکایی که اگه حمله کردن بگم من آمریکاییم کاریم نداشته باشن .:)))) :-" :-"
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف می کنم کلاس اول که بودم یه شیشه آب برداشتم گذاشتم تو یخچال گفتم هیچکس به این دست نزنه.یه چند ماهی گذاشتم بمونه بلکه یه فرجی بشه یخ بزنه!!!
واقعاً فکر می کردم اگه زیاد بمونه یخ میزنه!! توجه کنید:واقعاً
 
پاسخ : اعترافگاه !

بچه که بویم با این تفنگ ساچمه ای ها بازی میکردیم. (همونا که از این تیر مرواریدیا داشت. :-" )
بعد من یادم نمیره مثلا تو مدرسه یه روز میگفتن بیارید بازی کنید ولی بدون تیر. :-" بعد من همیشه تو تفنگم تیر بود. :-" ینی به صورتی که بچه ها اون روز بازیشون قشنگ زهر مارشون می شد از درد تیر. :-" :))
یادش بخیر. 8-|
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم هیچوقت نمیفهمم کدوم پریز مال کدوم چراغه =))
حتی تو خونه خودمون :)
 
پاسخ : اعترافگاه !

من اعتراف میکنم همیشه اسم ابوالفضل پور عربو با فریبرز عرب نیا قاطی میکنم.وهمیشه فک میکنم مامان باران کوثری پوران درخشنده اس(واقعا رخشان بنی اعتماده)
و همیشه فریبرز عرب نیا رو قیافتا با فرامرز غریبیان قاطی میکنم.شبیهن خو!!
 
Back
بالا