• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

اعترافگاه!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Ham!D ShojaE
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : اعترافگاه !

از همینجا اعتراف میکنم کپسول آموکسی سیلین رو خیلی به سختی میدم بره پایین ، حتی مورد داشتیم کلا نتونستم بخورمش :-"
خدایی سخته خب :-"
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم هر وقت میبینم یکی مدیر انجمنُ ایناست تو سمپادیا فکر میکنم یه 5 سالی از من بزرگتره! :-"
 
پاسخ : اعترافگاه !

عاغا اعتراف میکنم عین سگ خوابم میاد ولی نمیدونم چه حکمتیه که نمیرم بخوابم
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم دیروز جور افتادم و خاکی شدم ک فک میکردم مامانم دیگه تو خونه رام نمیده یه دل سیرم دوستام بم خندیدن :))
 
پاسخ : اعترافگاه !

فکر کنم منم نمیدونستم پدربزرگم چیکار بوده ;D

اعتراف ;D
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم اون اوایلی که فهمیدم فروم چیه به تابیک میگفتم تایبک :))
اعتراف میکنم هنوز که هنوزه با املای Forum مشکل دارم :|
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف ميكنم كه نصف پستاي حرف بزنم كپي پيسته... :-"
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف می کنم خیلی تو ذوقم خورد ....خیلی......
وقتی شندیم که خیلی خوب و مناسب نیستم.....
دارم می ترکم از فشار و غصه........
=====
من می خوام فیزیک بمونم و بخونم مدیگران هم نمی تونن جلومو بگیرن....
خداجون کمکم کن!
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف می کنم..اگه اتم نبود شاید زندگی خیلی بهتر بود...اصلا بمن چه اتم چیه؟ توش چه زیر لایه های هستن؟...اوربیتال و....عدد کوانتومی و....
مام درسی به نام شیمی نداشتیم...می رفتیم تو حیاط خاله بازی می کردیم... ;D...دیگه دارم خفه میشم انقدر این شیمی نکته داشت :(( :((
 
Back
بالا