اقا ما کلاس شیشم بودیم
تو فیلم بودیم خیلی زیاد
اصلا یه کارایی میکردیم
اقا یه بار یه دختری اومد مدرسهی ما با مادرش
توی یه جلسه اولیا مربیانی بود
نشسته بودیم تو حیاط من تو گوش رفیقم میگفتم و میخندیدم که اره مخشو بزنیم و فلان
بعد اینقد احمق بودیم نمیگفتیم خب اخه **خل این الان ۳ ۴ سال از تو بزرگ تره
بعد یه ذره باهاش گرم گرفتیم فک کردیم اقا الان ما چیکار کردیم و فلان و بهمان
بعد رفتیم تو یه جمع پنج نفره از بچه های کلاس ما و اون یکی کلاس شیشم
به قصد گنده گوزی رفتیم
سینه رو دادم جلو و فاز گرفتم بعد گفتم فلان و مخشو زدم و اینا
بعد یکیشون گفت **خل این خواهر اینه
اقا من رفتم تو کلاس غیب شدم
بعد پسره قیافهی منو نمیشناخت
از بچه هایی که تو کلاس بودن هی میپرسید فلانی کجاست فلانی کجاست در حالی که تو فاصلهی یه متریم وایساده بود
اونا هم با مرام بودن میگفتن نمیدونیم
اقا هیچی دست آخر مارو گرفتن ولی مدیرمون چون میدونست خیلی قضیه فضاحت باریه سریع جمش کرد بره😂😂😂