• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

اعترافگاه!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Ham!D ShojaE
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
ترم یک استاجریم بود هم گروهی هام خیلی اذیتم کرده بودن، وویس راند و کلاس ها رو من مسئولش بودم و همشون دستم بود، یه روز قبل امتحان پایان بخش بهم گفتن وویسا رو بفرست ،گفتم از گوشیم پاک شده :(
دروغ گفتم همه شون رو داشتم :)) فقط واسه اینکه جبران کنم
دو نفرشون هم افتادن خوشحال شدم.
 
  • لایک
امتیازات: Mojo
اقا ما کلاس شیشم بودیم
تو فیلم بودیم خیلی زیاد
اصلا یه کارایی میکردیم
اقا یه بار یه دختری اومد مدرسه‌ی ما با مادرش
توی یه جلسه اولیا مربیانی بود
نشسته بودیم تو حیاط من تو گوش رفیقم میگفتم و میخندیدم که اره مخشو بزنیم و فلان
بعد اینقد احمق بودیم نمیگفتیم خب اخه **خل این الان ۳ ۴ سال از تو بزرگ تره
بعد یه ذره باهاش گرم گرفتیم فک کردیم اقا الان ما چیکار کردیم و فلان و بهمان
بعد رفتیم تو یه جمع پنج نفره از بچه های کلاس ما و اون یکی کلاس شیشم
به قصد گنده گوزی رفتیم
سینه رو دادم جلو و فاز گرفتم بعد گفتم فلان و مخشو زدم و اینا
بعد یکیشون گفت **خل این خواهر اینه
اقا من رفتم تو کلاس غیب شدم
بعد پسره قیافه‌ی منو نمیشناخت
از بچه هایی که تو کلاس بودن هی میپرسید فلانی کجاست فلانی کجاست در حالی که تو فاصله‌ی یه متریم وایساده بود
اونا هم با مرام بودن میگفتن نمیدونیم
اقا هیچی دست آخر مارو گرفتن ولی مدیرمون چون میدونست خیلی قضیه فضاحت باریه سریع جمش کرد بره😂😂😂
 
Back
بالا