• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

بهترین شعرهایی که تا به حال خوندی!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع taraneh
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
آری آن روز چو میرفت کسی
داشتم آمدنش را باور
من نمیدانستم معنی هرگز
را تو چرا بازنگشتی دیگر
_ابتهاج
 
  • دابل‌لایک
امتیازات: T2010
نیست رنگی که بگوید با من
اندکی صبر، سحر نزدیک است
هر دم این بانگ برآرم از دل:
وای، این شب چقدر تاریک است!
خنده‌ ای کو که به دل انگیزم؟
قطره‌ ای کو که به دریا ریزم؟
صخره‌ ای کو که بدان آویزم؟
مثل این است که شب نمناک است
دیگران را هم غم هست به دل،
غم من، لیک، غمی غمناک است

همیشه عاشق این شعر میمونم هر چقدر هم که میخاد تکرار شه
 
در صف آن طاعت اکثر صفا
پیشتر از عقد صف اندر صف آ

هر که شد از طاعت حق پیشتر
فیض وی از رحمت حق بیشتر

بنده بی قیمت و میر اجل
هر دو شد افتاده تیر اجل

پیشتر از مرگ خود ایخواجه میر
تا شوی از ترک خود ایخواجه میر

از پی گور آمده بهرام گور
پیش دل وحش تو به رام گور

خواجه در ابریشم و ما در گلیم
عاقبت ایدل همه یکسر گلیم

دانه امید در آن خانه کار
کامده جاوید در آن خانه کار

پر مکن این تخته جان خان گیر
مهره تن واکن و آن خانه گیر

هر که شد اینجا دم او دیر پای
برکشد از دل غم او دیر پای

زودتر این وادی و صحرا نورد
زانکه نه خارش بود از مانه ورد

چرخ کی اندر سر غمخواریست
رحمت او بر سر غم خواری است

در ره حق گر شوی از رهروان
یوسف جان بر کشی از چه روان

بر دل تو نیست تن این جامه ایست
بگسل ازین جامه و اینجامایست

پیکرت آراسته حق چون پری
تا تو سوی صانع بیچون پری

بگذر ازین پیکر و بیناییش
غلغل نی منگر و بین ناییش

اهلی شیرازی / سحر هلال / بخش ۹ : در موعظه و نصیحت گوید.
 
Back
بالا