• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

بهترین شعرهایی که تا به حال خوندی!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع taraneh
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : بهترین شعرهایی که تا به حال خوندی!

تو همانی که دلم لک زده لبخندش را

او که هرگز نتوان یافت همانندش را

منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد

غزل و عاطفه و روح هنرمندش را

از رقیبان کمین کرده عقب می ماند

هر که تبلیغ کند خوبی ِ دلبندش را

مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر

هر که تعریف کند خواب خوشایندش را

مادرم بعد تو هی حال مرا می پرسد

مادرم تاب ندارد غم فرزندش را

عشق با اینکه مرا تجزیه کرده است به تو

به تو اصرار نکرده است فرآیندش را

قلب ِ من موقع اهدا به تو ایراد نداشت

مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را

حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید

بفرستند رفیقان به تو این بندش را :

«منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر

لای موهای تو گم کرد خداوندش را »

کاظم بهمنی
 
پاسخ : بهترین شعرهایی که تا به حال خوندی!

دلا! تا باغ سنگی، در تو فروردین نخواهد شد

به روز مرگ شعرت سورۀ یاسین نخواهد شد

فریبت می‌دهند این فصل‌ها، تقویم‌ها، گل‌ها

از اسفند شما پیداست، فروردین نخواهد شد

مگر در جستجوی ربنای تازه‌ای باشیم

وگرنه صد دعا زین دست، یک نفرین نخواهد شد

مترسانیدمان از مرگ، ما پیغمبر مرگیم

خدا با ما که دلتنگیم، سرسنگین نخواهد شد

به مشتاقان آن شمشیر سرخ شعله‌ور در باد

بگو تا انتظار این است، اسبی زین نخواهد شد

علیرضا قزوه
 
پاسخ : بهترین شعرهایی که تا به حال خوندی!

برآیید برآیید به وحدت بگرایید
که از شاخ وفایید که از اصل ولایید
شما امت خاصید، شما اس اساسید شما باب رجایید
اگر رمز هبوط است،شما سر فرودید
اگر راز عروج است ، شما مرغ هوایید
اگر کشتی نوح است، شما عرشه نشینید
اگر ورطه ی نیل است،شما دست وعصایید
اگر آتش شرک است،شمابرد و سلامید
اگر مروه ی عشق است، شما عین صفائید
اگر مصر جمال است،در آن خطه عزیزید
اگر ملک جلال است،امیر الامرایید
نه پرویز تبارید که پرویز شکارید
نه شبدیز سوارید ،که بر بال همایید
گر از ترک و طرازید ور از قدس و حجازید
شما محرم رازید؛که در بزم خدایید
کجا خانه ی علم است به حکمت در علمید
کجا پهنه ی رزم است شما مرد غزایید
اگر درد به جام است،صبوحی زده گامید
گر زهر به کام است،شما کامروایید
چه از تیر و چه از تیغ،شما روی نتابید
که در جوشن عشقید که از کرب و بلایید
شما صبح نویدید،شما پیک امیدید
شما شعر"حمید"ید شما روح فزایید
ز کثرت نهراسید،به وحدت بگرایید
که آئینه توحید،شمائید شمایید
شاعر :استاد حمید سبزواری
 
پاسخ : بهترین شعرهایی که تا به حال خوندی!

فکر کن قهوه بنوشی ته فالت باشد
بعد از این دیدن او فرض محالت باشد

از خدا ساده بپرسی که تو اصلا هستی !؟
گریه ات باعث تکرار سوالت باشد

چمدان پر بکنی خاطره ها را ببری
عکسهایش همه عمر وبالت باشد

روز و شب قصه ببافی که تو را می خواهد
باز پیچیده ترین شکل خیالت باشد

توی تنهایی خود فکر مسکن باشی
قرص اعصاب فقط شامل حالت باشد

"ای که از کوچه معشوقه ما می گذری"
قسمت ما نشد این عشق...
حلالت باشد...

#علی_صفری
 
پاسخ : بهترین شعرهایی که تا به حال خوندی!

جان جهان دوش کجا بوده ای
نی غلطم در دل ما بوده ای

آه که من دوش چ سان بوده ام
آه که تو دوش که را بوده ای

رشک برم کاش قبا بودمی
چون که در آغوش قبا بوده ای

زهره ندارم که بگویم ترا
بی منه بیچاره کجا بوده ای

آینه ای رنگ تو عکس کسیست
تو ز همه رنگ جدا بوده ای

رنگ رخ خون تو آخر گواست
در حرم لطف خدا بوده ای


مولانا
 
پاسخ : بهترین شعرهایی که تا به حال خوندی!

باران که شدى مپرس ، اين خانه کيست
سقف حرم و مسجد و ميخانه يکيست
باران که شدى، پياله ها را نشمار
جام و قدح و کاسه و پيمانه يکيست
باران ! تو که از پيش خدا مى آیی
توضيح بده عاقل و فرزانه يکيست...
بر درگه او چونکه بيفتند به خاک
شير و شتر و پلنگ و پروانه يکيست
با سوره ى دل ، اگر خدارا خواندى
حمد و فلق و نعره ى مستانه يکيست
اين بى خردان،خويش ، خدا مى دانند
اينجا سند و قصه و افسانه يکيست
از قدرت حق ، هرچه گرفتند به کار
در خلقت حق، رستم و موریانه يکيست
گر درک کنى خودت خدا را بينى
درکش نکنى، کعبه و بتخانه يکيست ...
مولانا
 
پاسخ : بهترین شعرهایی که تا به حال خوندی!

تو را گم می‌کنم هر روز و پیدا می‌کنم هرشب
بدین‌سان خواب‌ها را با تو زیبا می‌کنم هرشب

تبی این کاه را چون کوه سنگین می‌کند، آنگاه
چه آتش‌ها که در این کوه برپا می‌کنم هرشب

تماشایی‌ست پیچ و تاب آتش‌ها ... خوشا بر من
که پیچ و تاب آتش را تماشا می‌کنم هرشب

مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی ای دوست
چگونه با جنون خود مدارا می‌کنم هرشب

چنان دستم تهی گردیده از گرمای دستانت
که این یخ کرده را از بی کسی، «ها» می‌کنم هرشب

تمام سایه‌ها را می‌کشم بر روزن مهتاب
حضورم را ز چشم شهر حاشا می‌کنم هرشب

دلم فریاد می‌خواهد ولی در انزوای خویش
چه بی‌آزار با دیوار نجوا می‌کنم هرشب

کجا دنبال مفهومی برای عشق می‌گردی؟
که من این واژه را تا صبح معنا می‌کنم هرشب

#محمد علی بهمنی
 
پاسخ : بهترین شعرهایی که تا به حال خوندی!

بگذار زمان ، روی زمین بند نباشد
حافظ پی اعطای سمرقند نباشد

بگذارکه ابلیس دراین معرکه ، یک بار
مطرود ز درگاه خداوند نباشد

بگذار گناه هوس آدم و حوّا
بر گردن آن سیب که چیدند نباشد

مجنون به بیابان زد و لیلا... ولی ای کاش
این قصه ، همان قصه که گفتند نباشد

ای کاش عذاب نرسیدن به نگاهت
آن وعده نادیده که دادند نباشد

یک بار ، تو در قصه ی پرپیچ و خم ما
آن کس که مسافر شد و دل کند نباشد

آشوب ، همان حس غریبی ست که دارم
وقتی که به لب های تو لبخند نباشد

درتک تک رگهای تنم عشق تو جاریست
در تک تک رگهای تو هرچند نباشد

من می روم و هیچ مهم نیست که یک عمر
زنجیر نگاه تو که پابند نباشد

وقتی که قرار است کنار تو نباشم
بگذار زمان روی زمین بند نباشد

#رویا باقری
 
پاسخ : بهترین شعرهایی که تا به حال خوندی!

#تهران

تهران و بوی ذرت مکزیکی و غروب
تهران و چند خاطره ی افتضاح و خوب

تهران و خط متروی تجریش تا جنوب
این شهر خسته را به شما می سپارمش

تهران سکته کرده ی از هر دو پا فلج
تهران وصله پینه شده با خطوط کج

تهران تا همیشه ترافیک تا کرج
این شهر خسته را به شما می سپارمش

من روزهای خونی و پرالتهاب را
من سطل های سوخته ی انقلاب را

بر سنگفرش کهنه بساط کتاب را
بوسیدم و برای شما جا گذاشتم

من خش و خش رفتگر از صبح زود را
سیگار بهمن و ریه ی غرق دود را

من هر که عاشقم شده بود و نبود را
بوسیدم و برای شما جا گذاشتم

بلوار پر درخت ولیعصر تا ونک
نوشابه های شیشه ای و تخمه و پفک

کابوس های هر شبه از درد مشترک
یک روز می رسد که فراموش می شوند

تنهایی ام نشسته میان اتاق ها
بر بیست و هشت سالگی ام جای داغ ها

گریه نمی کنم… همه ی اتفاق ها
یک روز می رسد که فراموش می شوند

#فاطمه اختصاری
 
پاسخ : بهترین شعرهایی که تا به حال خوندی!

#مترو(گفتم حال و هواتون عوض شه) :D

مترو ای ماوای ما بی چیزها/ می بری هر روز ما را ناکجا
هر کجایی که رئیست پا دهد/کاش ما را در دل تو جا دهد
مترو یار هر که از یاری برید/با فشارش جامه ی ما را درید
از فشار قبر گاهی بدتر است/هل نده، آخ!، بینی‌ام لای در است

وارد واگن شدن کاری خفن/زور خر می خواهد و دستی بزن
دست و پایم عضوی از مردم شده/کیف و کفش و دست و پایم گم شده
بغض من له شد،فغان از درد و غم/کفش یارو گیر کرده در یقم
تهویه ها go to hell,oh my God! /آتش است این باد و وانگه نیست باد
آتش افتاده به جان خرمنم/خر منم،آی خرمنم،آی،خر، منم
دستگیره، دست واگنهای پیر/دستگیر بی کسان،دستم بگیر
:D

مترو یک بازار سیار و بزرگ/می فروشد یک نفر گوسفند و گرگ
پوستر شاه و بی بی، حتی وزیر/ میوه و سبزی، لباس رو و زیر
کفش و مسواک و سوسیس بندری/ پوشک و چیپس و جوراب و بربری
توی مترو گشته روشن دیده ام/ شخصیت های فراوان دیده ام
دیده ام اشخاص مطرح در جهان/لینچان و یانگوم، شرک، ایکیوسان
کاکرو، جیمبو، خپل، اسفندیار/ دکتر ارنست، بیگلی بیگلی، مورچه خوار :D

خط یک،نه، خط دو،نه، لعنتی/من شدم بین خطوطت خط خطی
گرچه از مترو سخن ها در سر است/می روم چون ایستگاه آخر است
آخر خط ناقه در گل مانده است/یک سوال سخت در دل مانده است
مبدا و مقصد فقط پایانه هاست/ما نفهمیدیم آغازش کجاست

#صابر_قدیمی
 
Back
بالا