- ارسالها
- 813
- امتیاز
- 3,959
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان ۱
- شهر
- اهواز
- سال فارغ التحصیلی
- 97
پاسخ : کتک خوردن از یه بچه
من يه روز تو مشهد پيش عمم اينا بوديم بعد با عمو و دخترعمو هاو پسرعمه ها نشسته بوديم سر مبلا فيلم نگاه ميكرديم بعد پسرعمم كه سه سالشه ميگه بيا بام بازي كن بعد من ميگم حوصله ندارم برو يه موقع ديگه بيا(همه نگاه ها بطرف من)بعد يهو پسرعمم ميگه نمياي بازي؟! ميگم:نع محكم ميزنه تو گوشم...
اگه داداشش نيومده بود ببرتش تيكه پارم ميكرد...
يبار سر همين قضيه بازي نزديك بود گيتار محبوب عمومو بشكونه از بس زدش بم...از بس كه من محبوبم بين بچه ها بعد اونقد باشون بازي ميكردم بعد اينا يه موقع كه ميگفتم نه سريع ناراحت ميشدن....
من يه روز تو مشهد پيش عمم اينا بوديم بعد با عمو و دخترعمو هاو پسرعمه ها نشسته بوديم سر مبلا فيلم نگاه ميكرديم بعد پسرعمم كه سه سالشه ميگه بيا بام بازي كن بعد من ميگم حوصله ندارم برو يه موقع ديگه بيا(همه نگاه ها بطرف من)بعد يهو پسرعمم ميگه نمياي بازي؟! ميگم:نع محكم ميزنه تو گوشم...
اگه داداشش نيومده بود ببرتش تيكه پارم ميكرد...
يبار سر همين قضيه بازي نزديك بود گيتار محبوب عمومو بشكونه از بس زدش بم...از بس كه من محبوبم بين بچه ها بعد اونقد باشون بازي ميكردم بعد اينا يه موقع كه ميگفتم نه سريع ناراحت ميشدن....





.... داشت
در میومد ....به زور خودشو گرفته بود ... بدبخت هی رنگ عوض میکرد .
باهات عروسی نمیکنم
اینا بزرگ شن چی میشن؟؟؟
اورانگوتان یا ...؟؟ یدونه سیلی زد تو 




