• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

کتک خوردن از یه بچه

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mahdyan
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : کتک خوردن از یه بچه

بچه ی خواهرم 4 سالشه یکشنبه یه لیوان پرت کرد خرد تو سرم پرت شد ریز ریز شد
 
پاسخ : کتک خوردن از یه بچه

تولدم بود داداش یکی از دوستام که میشناختمش اومد تو که این دوست مارو صدا کنه
4 سالشم نبود
بعد اومد تو من خم شدم گفتم عزیزم سلام
زد تو گوشم گف بگو خواهرم بیاد :|
 
پاسخ : کتک خوردن از یه بچه

ماشاا...بچه هاي امروزي چقد دستِ بزن دارن! ;D
خواهرم 7سال ازم كوچيك تره ولي باهر چي ميشه به من ميزنه!!
مثلا من خوابيدم مياد با دوچرخه از رو دستم رد ميشه بعدشم ميگه دستتو جم كن!! [-(
 
پاسخ : کتک خوردن از یه بچه

من تا جایی ک یادمه زدم!!!!!! ;D
کلا بچه بودم با دو گروه آدما بودم:
1) با پسرای هم سن خودم تا 3,4 سال بزرگتر دعوا می کردم و *می زدم* !! ;D :-"
2) با پسرای خیلی بزرگتر از خودم(8,9 سال) بازی می کردم!!!!!! ;D
 
پاسخ : کتک خوردن از یه بچه

یه بار پنجم بودم از مدرسه اومده بودم یه بیسکویت دستم بود نگین (خواهرم 2 سال ازم کوچیکتره) گفت بازم بیسکویت داری گفتم نه همینو بخور اونم گرفت رفت بخوره منم رفتم بخوابم
بعد از ظهر از خواب پاشدم هیچ کس خونه نبود به جز منو خواهرام گیج خواب رفتم توحال که نازنین(خواهرم3 سال ازم کوچیکتره) از رو دسته ی مبل پرید رو گردنم
می خواستم بندازمش پایین گفتم بچه ست یه چیزیش می شه بردمش بندازمش رو مبل مو هامو کشید که مثلا اسبم برم عقب منم یه قدم رفتم عقب پرتش کردم رو زمین اول نشست منو نگاه کرد
من X-( X-( X-( X-( X-( X-(
باخودش گفت نزنم زیر گریه یه کاریم می کنه زد زیر گریه منم داشتم می رفتم تو اتاقم که یهو خون از دماغش فواره زد
بعد از این که خون دماغش بند اومد معلوم شد نگین با بیسکویته حسابی کخ ریخته نگینم حسابی دعوا کردم ولی اینا باشن با من از این شوخی نمیکنن
 
  • لایک
امتیازات: s123
پاسخ : کتک خوردن از یه بچه

یه دو سال پیش با داداش کوچیکم دعوامون شد(4 سال از من کوچیکتره) بعد بهم گفت می زنم تو گوشت گفتم برو بابا با هم سنات دعوا کن.
فردا صبحش ساعت 6 دیدم داداش کوچیکم داره صدام می زنه تا چشام رو باز کردم چنان زد تو گوشم که تا ظهر از جام بلند نشدم. :|
ناگفته نماند تا شب رفته بود خونه ی عموم قایم شده بود. ;D
 
پاسخ : کتک خوردن از یه بچه

از بچه ها زياد كتك خوردم .
فقط يه دفه شو خوب يادم مونده .. اونم چون بچه اي كه منُ كتك زد سندرم داون داشت ..
هنوزم جزئياتشو مو به مو يادم ه. دختر بود . اصرار داشت دختر دائي مو با خودش ببره . مامانش دختردائي مو به من سپرده بود . نذاشتم . يكي خوابوند زير گوشم .
خعلي هم درد داشت!
 
پاسخ : کتک خوردن از یه بچه

یه بار بچه بودم، حدودا پنج-شیش سالم بود. من تو یه اتاق نسته بودم،یکی از بچه های فامیلمون که اون دو سال از من کوچیکتر بود، اومد تو. یادم نیس که چرا اینطوری شد ولی اینقدر موهای منو کشید و اینقدر لپمو گاز گرفت، که حد نداشت. :((تازه بعدش مامانش می گفت: گریه نکنیا، می خواسته بوست کنه،حواسش نبوده گاز گرفته! منم ساده،باورم میشد! :|
 
پاسخ : کتک خوردن از یه بچه

ها ! کوچه پایینی ما یه پسری هست، از نظر جسمی معلولیت شدید داره. و این معلولیتش باعث شده از نظر روحی آسیب شدیدی ببینه. دوتا پا نداره بنده خدا، یک چشمش هم نابیناست.

خُب، معروفه که هرکسی میره از اون کوچه رد شه، این اذیتش میکنه. یه بارم من اتفاقی رد می شدم، این منو صدا کرد. رفتم جلو و یه اسپری سیاه زد به لباسم! و از اون طرف هم با چوب زد کلم !

ولی، نمیتونستم چیزی بگم ... دلم خیلی براش میسوزه. خیلی آروم راهم رو کشیدم و برگشتم خونه ...
 
پاسخ : کتک خوردن از یه بچه

بابا یه روز تو خیابون یه بچه خیلی ناز بود بهش لبخند زدم از کنرم که رد میشد باشو گرفت جلوم باکله داشتم میخوردم زمین!!
 
Back
بالا