• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

کتک خوردن از یه بچه

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mahdyan
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : کتک خوردن از یه بچه

من پسر عموم 4 سالشه همیشه با من دعوا می کنه ;D
منم اول دلم نمی آد بزنمش ولی بعد که اون چهار تا مشت لگد نثارم می کنه عصبانی میشم هر چی حرکت کشتی کج بلدم روش میرم :)ولی اون مشت و لگدایی که میزنه خیلییییییی درد داره هنوزم جاش رو صورتمه
ولی خیلی دوستش دارم :x
 
  • لایک
امتیازات: ayda
پاسخ : کتک خوردن از یه بچه

عفت کلامو رعایت کنید :))

×پستاتون ویرایش شه :)
 
پاسخ : کتک خوردن از یه بچه

یه روز صبح باسیلی دختر خاله ی یک سالُ نیمم از خواب پریدم. ;D
 
پاسخ : کتک خوردن از یه بچه

من دبستان بودم، بعدش انتظار نداشتم که یه بچه 4 5 ساله چنین کاری کنه دیگه.

هیچی دیگه نمیدونم چی شد، چی گفتم، یه دفعه بچه 4 5 ساله هه یه لگد زد ... :-" :-" X_X

اصن ضربه فنی شدم ...
 
پاسخ : کتک خوردن از یه بچه

من یه داداش دارم که بازیه عادیش کتک کاریه.
اول میگه بیا تکواندو کار کنیم و مبارزه بهم یاد بده. بعد میرسه به فنون اصیله کشتی کج ;D
کلا روزی یه بار کتک کاری نکنیم روزمون روز نیس.
 
پاسخ : کتک خوردن از یه بچه

واییییی هرکی داداش یا خواهر داره حتما اینو تجربه کرده دیگه!
منم یه داداش کوچیک تر از خودم دارم دقیقا این شخصیتیه: >)
تنها جایی که میشه توی خونه ما 1لحظه دراز کشید اتاق من روی تخت اونم وقتی در اتاق بسته باشه!
یه بار دستمو یجوری چنگ کشید که بعد عید به بچه های مدرسه نشون میدادم میگفتم رگم خورده باورشون میشد!!!
من بچه ی 4سال به بالا رو همچین دعوا میکنم که مامان باباشم میترسن ولی نمیزنمش اما بچه های 7سال به بالا رو همچین میزنمش که دیگه جرئت نکنه طرفم بیااد.داداشمم 2سال و نیمشه هنوز جونش درامونه!!
 
پاسخ : کتک خوردن از یه بچه

يه شب رفته بوديم مهمونى..بعد اينا يه پسر ٥ساله داشتن..بيش فعال بود به خدا..لوله گازو ميگرف ميرفت تا خوده سقف بعد ميپريد پايين :oقشنگ خونه ميلرزيد :o

بعد من تو اتاق بودم،يه دفه سرم گيج رف افتادم..دستاشو قفل كرده بود دور گردنم داشنجتم خفته ميشدم..صدام اصلا در نميومد هركارى ميكردم..زورمم نميرسيد دستاشو بازكنم..!!اصلا نميدونيد چه قدرتى داش :o

اخرش مامانم اومد اونم زورش نرسيد(من همچنان داشتم خفه ميشدن..صورتم داش كبود ميشد)ديه داد و هوار و اينا..اخرش مامان ِخودش اومد ،زورش رسيد بهش :-s

قشنگ سى ثانيه ديه اگه تواون وضع بودم ميمردم =((
 
پاسخ : کتک خوردن از یه بچه

خونه مامان بزرگم بودم موهامم خيلى بلند بود بد دختر خالمم٤يا٥سالش بود طفلا موهاش كم پشت بود :(بد به پسر خالمون كه اونم ٥ سالش بود گفته بود منم دوست دارم موهام مثله شقى بلند بود بد كيام اومد باهمه ى زورش موهامو كشيد منم عصبى شدم با تمام قدرتم زدم تو صورتي اونم از اون بچه هاى سالاره كه كتك ميزنه من مثل برق فرار كردم باباشم مي خواست من بكشه :-ss :-"
 
پاسخ : کتک خوردن از یه بچه

منو خواهرم هر روز دوئل داشتیم
الان دگ گلادیاتور شدیم یک پله صعود کردیم
ولی خواهرم وحشیه در حد سوپر بوندس لیگا
منم ولی کخ زیاد میریزم
اونم بد میزنه
 
پاسخ : کتک خوردن از یه بچه

وقتی من پنجم بودم تو مدرسمون یه بچه پررویی بود (سوم ابتدایی :|) که همیشه میومد تو کلاس ما و وسایلای بچه ها رو کش میرفت :|
یه روز ما تو کلاس قایم شدیم (کلاسمون دوتا در داشت اون یکی درش میخورد به یه انباری که توش نیمکت میذاشتن ;))) بعد این اومد که وسایلا رو برداره ( :-<)
مائم گرفتیمش تا میخورد زدیمش بعدم دادیم دست مدیر :-"
فرداش خواهرش که اول بود اومد تو کلاس ما یه دونه خوابوند تو صورتم :o
منم البته وقتی داشت میرفت از پشت زدم تو شونه ش وقتی برگشت یکی کوبوندم تو دهنش ;D
دیگه جرئت نکرد دور و بر ما بیاد :>
×کلن نمیذارم کسی منو بزنه حتمن تلافی میکنم ;D
 
Back
بالا