• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

آموزش منظم عکاسی

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع amparisay
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : آموزش منظم عکاسی

آقا انصافا از این بیشتر شور و هیجان میخاید؟؟؟؟؟ ادامه بدید دیگه.....
 
پاسخ : آموزش منظم عکاسی

آقای ِ پریسایی ناز دارین‌آ ! :-"
اصن ما فردا میاییم تظاهرات می‌کنیم علیه ِ تنبل‌ها ! راضی میشین؟ :-"
بفرمایین ادامه بدین ! :د
 
پاسخ : آموزش منظم عکاسی

به نقل از شـکـیبـا :
آقای ِ پریسایی ناز دارین‌آ ! :-"
اصن ما فردا میاییم تظاهرات می‌کنیم علیه ِ تنبل‌ها ! راضی میشین؟ :-"
بفرمایین ادامه بدین ! :د
عرض کرده بودم بعد امتحاناتم ادامه میدم.
 
پاسخ : آموزش منظم عکاسی

بعد از یک غیبت طولانی برگشتیم به فروم. امروز با یه متن خیلی خوب و قشنگ و آموزنده اومدم. گاهی قبل از هر آشنایی با دوربین و مباحث عکاسی، شاید نیاز باشه که دیدمون به عکاسی عوض بشه. دوستانی که توی چند وقت گذشته غر می زدن که نقدتون خیلی تنده و بچه ها خیلی ناراحتن، این متن رو مو به مو بخونن. و البته دوستانی هم که بعد از گذاشتن یک عکس که از دید خودشون شاهکاره، و با مواجه شدن با ایراداتی که به عکس می گیریم به گوشه بارگاه همایونیشون بر می خوره، این متن رو حفظ کنن...
متن از دوست خوبم، جناب آقای پیام حمزه ای هست، کپی رایت این مطلب هم برای ایشون محفوظه. اگر قراره کپی کنید حتما، تکرار می کنم، "حتما" با ذکر نام ایشون باشه.

اين روزها دنياي عكاسي آنقدر با مفاهيم و عناصر ديگر مخلوط شده كه من به عنوان علاقمند به عكاسي گاهي دچار ترس و دلزدگي از عكاسي مي شوم. گاهي اوقات احساس گناه و متقلب بودن به من دست مي دهد. اصلا دوست ندارم به عكسي كه گرفتم دست بزنم. مي خواهم همونجور كه هست قبولش كنم. اگر بده به اشكالم پي ببرم و آنقدر عكس بگيرم تا اوني بشه كه مي خواهم ولي خوب هميشه هم نميشه اين كار رو كرد. گاهي اوقات وقتي عكسهاي زيبايي مي بينم فكر مي كنم كه چه گرافيست خوبي بوده طرف!
من حدود 10 سال پيش چون به خاطر كوهنوردي زياد به طبيعت مي رفتم به عكاسي علاقمند شدم. در همين اثنا با شخصي آشنا شدم كه باعث شيفتگي من به دنياي هنر عكاسي شد. عكاسي قديمي و ناشناس اما مولف و صاحب سبك كه در تمام دنيا نمايشگاههاي انفرادي و گروهي برگزار كرده است. و عكسهايي كه او از طبيعت گرفته من تا حالا تو هيچ كتاب و سايتي نديدم. نمي خواهم اينجا راجع به كار اون آدم صحبت كنم. هدفم چيز ديگريست. به هر حال 1 سالي شانس اينو داشتم كه از محضرش استفاده كنم.(فقط افسوس مي خورم كاش جاي اون يك سال، با تجربيات و نگاهي كه الان دارم فقط يك ماه ازش درس ياد مي گرفتم). بزرگترين درسي كه او به من داد ديدن بود. (شايد من ياد نگرفتم اما حداقل فهميدم) مي گفت عكاسي يعني ديدن. اگر نبيني به جاي مارك II مارك 10 هم داشته باشي نمي توني چيز با ارزشي ثبت كني. گاهي اوقات ما چنان غرق جزييات ميشويم كه از اصل غافل مي مونيم.(اين حرفها حديث نفس خودمه منظورم اشخاص خاصي نيست. كلي بحث مي كنم. بيشتر ميخوام نظراتم را با افراد تازه كاري مثل خودم در ميان بگذارم). يك روز من عكسي كه از يك سنگ و جوي آب كنارش گرفته بودم رو به استادم نشون دادم. خيلي توجهش رو جلب كرد و گفت اين عكسو از كجا گرفتي؟ من خيلي خوشحال شدم پيش خودم فكر كردم كه حتما عكس خيلي خوبي گرفتم كه نظرشو جلب كرده (چون خيلي سخت گير بود. به راحتي از عكسي تعريف نمي كرد) گفتم از فلانجا. گفت عكس تو ارزشي نداره ولي تو عكست چيزي هست كه اگر ميديدش يك شاهكار ميشد! باورتون نميشه من يك هفته تمام عكسمو هر جوري كه بگيد تماشا كردم. عمودي، افقي، برعكس، كات شده ولي شاهكاري از توش درنيومد كه نيومد. هفته بعد استاد رو ديدم كه عكسي بهم نشون داد. تا حالا عكسي به اون قشنگي نديده بودم. يك سنگ بود شبيه ماهي. انگار يك استاد قلمتراش اونو رو سنگ حك كرده بود. پايين عكس هم جريان آب بود. گفتم عجب عكسيه اينو از كجا گرفتيد؟*گفت همونجايي كه آدرس دادي! دود از سرم بلند شد. نمي تونستم باور كنم. خوب نگاه من كجا و نگاه اون عكاس كجا. گاهي با چند سانت تغيير كادر شاهكاري خلق مي شود كه در صورت عدم دقت يك عكس ساده و بي ارزش نصيبمون ميشه. بهتره قبل از اينكه دنبال آخرين مدل دوربين كه هنوز وارد بازار نشده و (شايد هنوز ساخته نشده!) استفاده از نرم افزاري پيچيده براي بازسازي عكسها، فيلتر و فلاش و ... باشيم، ياد بگيريم كه بهتر ببينيم. همه ابزار و تكنيكها خوب و گاهي لازمه ولي مهمتر از اون ديدن و كادربندي مناسب است. چه بهتر قبل از اينكه دكمه شاتر رو فشار بديم چهار گوشه تصوير را يك بار ديگه با دقت نگاه كنيم. كمي زاويه و جهت دوربين را تغيير دهيم. جاي مناسب براي سوژه خود در كادرمون بيابيم. گاهي كمي مكث و جابجايي جزيي باعث تغييراتي شگرف مي شود. وقتي در عكس ما همه چيز سر جاي خود قرار بگيرد و المان زائدي داخل كادر نباشد. تمامي عناصر بصري و تركيب بندي در آن رعايت شده باشد، چيزي سوژه اصلي ما رو تحت الشعاع قرار نداده باشد، ديگه چه احتياجي به اينكه بعدا با صرف كلي وقت بوسيله نرم افزار عكس خودمون رو قابل قبول كنيم.
بله همه بايد به بهترين شكل از تكنولوژي پيشرفته براي ارائه كاري بهتر استفاده كنيم. اما خوبه كه گاهي هم به عكاسي به عنوان يكي از هنرهاي مستقل مانند نقاشي نگاه كنيم. امروزه دنياي ديجيتال هنر عكاسي را دچار تحول و دگرگوني اساسي كرده است. عكاسي يعني انجماد لحظه اي از زمان. آيا هنر عكسي كه در همان كسري از ثانيه خلق و داراي بهترين تركيب بندي و رنگ و نور است با عكسي كه پس از ساعتها بازسازي و اعمال فيلتر ها و افكتهاي گوناگون ساخته شده يكي است؟ بي شك هر دو زيبا و داراري ارزش هستند اما ما داريم راجع به هنر عكاسي صحبت مي كنيم نه هنر گرافيك.
ميدونم كه شايد خيلي از شما به من خرده بگيريد. من نمي خواهم چيزي رو زير سئوال ببرم (و نمي توانم) به اين هم اعتقاد دارم كه گاهي درست بودن همه عوامل براي خلق يك عكس خوب مهيا نيست و بعدا هم زماني براي تكرار آن موقعيت خاص پيش نخواهد آمد تا از تجربه گذشته استفاده كنيم. از طرف ديگر يك عكاس حرفه اي نبايد از قطار سريع السير زمان عقب بماند و از تكنولوژي روز براي بهبود و ارتقا هنرش بهترين استفاده را بكند. اما دوربين ديجيتال با تمام امكانات فوق العاده و يك كامپيوتر و يك نرم افزار ويرايش تصوير، نبايد هنر خلاقيت و هنر عكاسي رو از ما بگيرد. شايد براي كساني كه تازه وارد عكاسي مي شوند و قصد دارند عكاسي رو بطور جدي دنبال كنند بد نباشه با يك دوربين ساده نگاتيوي شروع كنند. يكي ديگر از درسهايي كه استادم به من مي گفت اين بود كه تو بايد قبل از اينكه شاتر رو فشار دهي عكس چاپ شده رو تصور كني و مطمئن باشي كه از لحاظ نور و زاويه ديد و كادر بندي و ... همه چيز درست است. خوب با دوربين ديجيتال شما ديگه احتياجي به اين تصور نداريد و همونجا مي توانيد عكستون را ببينيد ( كه به نظر من اين نكته و ويژگي داشتن انتخاب حساسيت از 100 تا 3200 يا حتي بالاتر براي يك عكس از مهمترين مزاياي دوربين ديجيتال مي باشد)
مي گويند محدوديت باعث ايجاد خلاقيت مي شود. اين حرف مي تونه صحيح باشه. شايد من هم كه يك دوربين ديجيتال پيشرفته دارم و نرم افزارهاي گرافيكي رو هم قورت مي دهم بهتر باشه اگر عكسي گرفتم و ديدم كه خوب نيست و احتياج به تعميير!! داره همونجا پاكش كنم و عكس بهتري بگيرم. شايد بهتر باشه هنگام عكس گرفتن و قبل از فشار دادن يك دكمه اندازه ديافراگم و سرعت و زاويه نور و كادرمو چك كنم بعد بچكونم. به نظرم اينطوري داراي هنر نابتري به عنوان عكاسي خواهيم شد.
شايد اين بحث خيلي تكراري باشه ولي فكر كنم گاهي يادآوريش براي تازه كاراني مثل من لازمه. اگر كه مي خواهيم ما رو عكاس هنرمند اطلاق كنند و عكسمون مثل يك فرش دست باف و مثل يك نقاشي ماندگار و اصيل و با ارزش باشه گاهي لازمه كه كامپيوترمون رو خاموش كنيم. اگر عكاسي رو هنر ديدن و ثبت نور معنا كنيم بهتره با دوربينهاي پيشرفتمون به بهتر ديدن و دقيقتر ثبت كردن فكر كنيم.
اين همه روده درازي كردم و وقت شما رو گرفتم كه بگم: از هر فيلتري مي خواي براي بدست آوردن رنگ دلخواهت استفاده كن، هر جور چتر و باروني و پالتو براي فلاشت تهيه كن، هر جا كه عشقت ميشكه از crop استفاده كن، هر نوع تنظيمي و اديتي هم كه به بهتر شدن عكست كمك مي كنه به كار ببر ولي عكاسي رو فراموش نكن.
 
پاسخ : آموزش منظم عکاسی

ممنون :) جالب بود!
خب، فکر کنم این حرفتون رو بشه تو "خوب دیدن" "درست دیدن" و "انتقاد پذیر بودن" و "تمرین و تلاش داشتن" خلاصه کرد... (درسته؟)
حالا اگه میشه به ادامه ی اموزش بپردازین :)
 
پاسخ : آموزش منظم عکاسی

*جلسه ی سوم*


خب سلام ;D یه چیزی که ما توجه کردیم دیدیم اطلاعات بچه ها توش ناکافی و تا حدودی هم ضد و نقیضه! قضیه ی کادر بندیه.
به محل و چگونگی قرارگیریِ عناصرِ موجود در یه صحنه٬, عکس, یا تابلوی نقاشی٬, کادربندی گفته میشه
با وجود اینکه ابزار های عکاسی هر روز خودکار تر و هوشمند تر میشن, هنوز کادر بندی تفاوتِ زیادی بین عکسای یه آماتور و یه آدم حرفه ای ایجاد میکنه.
خلاصه که کادر و ترکیب بندیِ عکس خیلی مهمه ;D



انواع کادر بندی(نقل قول از ویکی پدیا)

کادر افقی
پرکاربردترین نوع کادربندی٬ کادربندی افقی است. این کادر با حالت عناصری که در امتداد خط افق گسترده شده اند،‌متناسب است.

کادر عمودی
کادربندی عمودی، پویاتر از افقی است. بنابراین موضوعها در آن پر جنب و جوش تر به نظر می‌رسد. این کادر با حالت موضوعهایی که شکل کلی آنها با عمودی است٬ مانند مناره‌ها و... همخوانی بیشتری دارد.

کادر مربعی
به دلیل تساوی بین اضلاع این کادر، بیننده به تساوی به چهار ضلع و زاویه آن جلب می شود. این نوع کادربندی کمتر از سایر انواع یاد شده به کار برده می‌شود.





خب؛ حالا ما چیکار باید کنیم؟ ;D

خب. ببینید هدف از کادر بندی و ترکیب بندی(که "ترکیب بندی با کادر بندی فرق داره و بحثِ مفصلِ جداگانه ایه واسه خودش) در واقع افزایشِ جذابیتِ بصری, برای بیننده ی عکسه.
اولین چیزایی که باید توجه کنیم:
کادر کج نباشه! سوزه نصفش از کادر بیرون نزده باشه! و خلاصه چنین چیزای بدیهی ای ;D
اما در قدم های جلو تر, یه سری قاعده داریم

1. قاعده ی یک سوم
قاعده ی یک سوم فقط برای خط افق و عکس گرفتن از دریا نیست. وقتی قراره توی عکس, خطِ ممیزِ واضحی وجودداشته باشه, اون خط باید با توجه به افقی یا عمودی بودنش, توی یک سوم راست/ چپ و یا پایین/ بالا قرار بگیره.
توجهتون رو به این عکس جلب میکنم, به محلِ قرار گرفتنِ افق توی کادر توجه کنید:
kadr13.gif
اینکه یک سوم بالا باشه یا پایین (یا چپ یا راست) کاملاً به سوژمون بستگی داره.
Kadr23.png

این قانون و قانون نقاطِ طلایی میشه گفت که تقریباً یکی هستن! که الان در موردش صحبت میکنیم!



2. نقاطِ طلایی
قانونی در عکاسی و نقاشی است که تاکید می‌کند، قرار گرفتن عناصر مهم تصویر در محل برخورد خطوط افقی و عمودی که تصویر را به سه قسمت تقسیم می‌کنند، بیش‌ترین توجه را جلب می‌کند.
goldpoints.jpg

و برای مثال توجهتون رو باز جلب میکنم به این عکس و محلِ قرار گرفتنِ اون درخت
kadr13.gif









خب از این طولانی تر بشه کسی نمیخونه :-" هنوز کلی چیز واسه گفتن در موردِ کادر هست که به زودی بهشون خواهیم پرداخت
با تشکر :-"
 
پاسخ : آموزش منظم عکاسی

ادامه ی جلسه ی سوم


خب. داشتیم میگفتیم برای کادربندی یه سری اصولی کلی وجود داره و اینا. 2 تاشم که خیلی معروفه و احتمالِ زیاد شنیده بودین - یا حتی کاملاً میدونستین!- رو هم اسم بردیم.
یه قاعده ی دیگه هم هست که بر اساس همون قاعده ی یک سوم ها به دست میاد, اونم ترکیب بندیِ قطریه. به هر حالِ خطوطِ توی عکس هامون همیشه افقی یا عمودی نیستند! اینجائه که باید ترکیب بندیِ قطری استفاده کنیم مثلِ این.
kadreghotri.jpg





یه سریِ قاعده ی دیگه هم هست ولی راستش قصد ندارم بگمشون! برای اینکه الان هم اومدم بگم قاعده ها واسه شکستن هستن! ;D
ببینید اینا یه سری قاعده ی "کلی" هستند برای حالت های "کلی" ای که مثال هم زدیم
اما بعضی وقت ها هست که رعایتِ اون قوانین ترکیبِ بصری رو خراب کنه نه درست! اینکه این قوانینو میگیم واسه اینه که «این قوانین در ابتدای کار نقطه شروعی برای رسیدن به ترکیبی قابل قبول است»؛ اما در واقع کار عکاس اینه که بنا به موقعیت کادر و ترکیب بندیِ صحیحو تشخیص بده, اگه قرار بود همش از این اصولِ کلی استفاده بشه که دیگه حرفی واسه زدن در موردِ کادر وجود نداشت ;D
so
ما باید بنا به موقعیت, ترکیب بندی و کادربندیِ صحیحو خودمون تشخیص بدیم ;D
مثال میزنم. اینا چنتا عکس مینیمال هستن که بنا به موقعیتِ مینیمال بودنشون, این قواعد کلی که اینجا ذکرشون هم کردیم توشون استفاده نشده؛ و به درستی هم, استفاده نشده ;D


28.jpg


30.jpg


51.jpg


54.png


79.jpg






پس از این به بعد موقع عکس گرفتن یا نقدعکس های بقیه خودمونو در بند این نمیکنیم که عه الان سوژه تو نقطه طلایی نیست پس غلطه ;D درسته که واسه ی کادر بندی یه سری قواعد وجود دارن اما «این قوانین در ابتدای کار نقطه شروعی برای رسیدن به ترکیبی قابل قبول است»؛ و در واقع کار عکاس اینه که بنا به موقعیت کادر و ترکیب بندیِ صحیحو تشخیص بده.

با تشکر ;D
 
پاسخ : آموزش منظم عکاسی

چرا دیگه این قسمت رو ادامه نمیدید؟ اگه حال ندارید بگید من ادامه میدم
 
پاسخ : آموزش منظم عکاسی

به نقل از amparisay :
55-200 که فکر نکنم داشته باشیم، احتمالا منظورتون 55-250 هست.
خوب چرا این سوال رو می پرسید؟ این عجیب تر نیست از دید شما که چرا 18-200 حدود یک چهارم قیمت 70-200 را دارد؟
قیمت لنزها به خیلی پارامترها بستگی دارد... کیفیت ساخت بدنه، کیفیت عدسی ها، دقت، سرعت و سر و صدای اتوفوکوس، وجود یا عدم وجود سیستم لرزشگیر و ...
لنزهایی که رنج زیادی دارند معمولا اما کیفیت زیاد خوبی ندارند مگر اینکه قیمت بالایی داشته باشند. هر سه لنزی که نام بردید به نسبت قیمتشان لنزهای خوبی هستند، اما به لحاظ کیفیت کلی با لنزهای دیگر که قیمت بالاتری دارند قابل مقایسه نیستند.

1- 55-200 داریم
2- یکی از مهم ترین پارامتر های برای لنز دوربین که قیمت رو هم بالا میبره محدوده ی فاصله کانونیه که هر چی بیشتر بهتر مثلا 18-55 از 18 شروع میشه تا 55 اما 18-200 از 18 شروع میشه تا 200 که محدودش خیلی بیشتره مثلا لنز 18-300 خیلی گرون تر از 18-200 ( در صورتی که بقیه پارامتر ها تقریبا برابر باشه )
 
پاسخ : آموزش منظم عکاسی

به نقل از @rez!|@ :
1- 55-200 داریم
2- یکی از مهم ترین پارامتر های برای لنز دوربین که قیمت رو هم بالا میبره محدوده ی فاصله کانونیه که هر چی بیشتر بهتر مثلا 18-55 از 18 شروع میشه تا 55 اما 18-200 از 18 شروع میشه تا 200 که محدودش خیلی بیشتره مثلا لنز 18-300 خیلی گرون تر از 18-200 ( در صورتی که بقیه پارامتر ها تقریبا برابر باشه )
علیرضا جان، پست های زیرخاکی جواب می دی! :) هر پستی رو توی جای خودش جواب بده لطفا.
لنز 18-200 مال نیکون هست، صحبت هم راجع به لنزهای کنن بود که لنزهای کنن 55-250 داره، نه 55-200.
در ضمن، لنزهای با بازۀ زیاد، انواع مشکلات اپتیکی رو دارن. مثل CA, Barrel Distortion, Pincushion Distortion, Flare, Vignette و ...
توجه شما رو به قیمت های زیر جلب می کنم :
لنز 200-400 کنن : 38 میلیون
لنز 100-400 : 5 میلیون
لنز 75-300 : 500 هزار تومن
لنز 70-200 : 6 میلیون و 700 هزار تومن
اینها فرقشون بالاخره قطعا توی چیزهای دیگه ای هست و ربطی به بازۀ پوشش فاصله کانونی نداره. اینکه گفتی بقیۀ پارامترها برابر باشه، تقریبا امکان پذیر نیست. مثلا لنز 18-135 و لنز 18-200 و لنز 18-55 کنن تقریبا اپتیکشون یکیه، کیفیت ساختشون یکیه، و حتی دیافراگم های برابر هم دارن! اما قیمت 18-200 به این خاطر بیشتر از بقیه هست که اولا 18-200 بزرگتره هیکلش. دوما توی 200 بهت دیافراگم 5.6 میده و 18-55 روی 55 بهت دیافراگم 5.6 میده. پس قاعدتا نمیشه با همدیگه پارامترهاشون رو یکی دونست. مثالی هم که خودت زدی، لنز 18-300 نیکون، با لنز 18-200، تقریبا 1 میلیون اختلاف قیمت، مطمئن باش فقط به خاطر فاصله کانونی نیست. قطعا تکنولوژی ساخت بیشتری پشت لنز 18-300 خوابیده.
 
Back
بالا