• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

دلنوشته‌های رمضان

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع ناجی
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : دلنوشته‌های رمضان

خوبه تو این ماه ک فقط میشینیم خونه تشنه مون میشه ب یاد ماجرای کربلا هم بیافتیم...
ب یاد حضرت علی اصغر ...
حضرت ابالفضل ...
امام حسین ... ...
خیلی سخته ...
 
پاسخ : دلنوشته‌های رمضان

ماه رمضون خاصه....خیلی خاص....

خاصیش فقط بخاطر نزول قران نیست.....

خاصیش بخاطر علت نزول قرانه....

خاص بودن محرم ، بخاطر حسینشه...

و خاص بودن ماه مبارک بخاطر علیشه.....

اگه علی نبود، نه قرانی بود و نه شب قدری....

با قدر بودن شب قدر ، بخاطر یه نفره.....

فقط یه نفر....

یا علی
 
پاسخ : دلنوشته‌های رمضان

بامامان رفتم خرید
ی دخدر کوچولو موهاشو خرگوشی بسته بود و دست مامانشو گرفته بود با ما اومدن تو مغازه
نزدیکای افطار بود انگار
بچه : مامان من اون شکلات بزرگه رو میخام
مامان:باشه مامان جون برات میخرم
مامانش اونو خریدو گفت اون گوشه واستا تا بیام
تمام مدت حواسم بهش بود {عاشق شکلاتم!!!}
بچه با ی شور خاصی اومد بازش کنه ک صدای گریه ی بچه دیگ اومد که مامانش کلی خرید کرده بودو پولش تموم شده بودو اونم شکلات میخاست!
ی دفه اون بچه شکلاتشو داد به اون یکی گف بیا مال تو من ازاینا دوس ندارم ;;)
دهنم وا موند..
کاش منم اینقد مهربون بودم و ازچیزایی ک عاشقشونم میگذشتم :-<
 
پاسخ : دلنوشته‌های رمضان

نصف ماه رمضون رفت ...
تغییری تو خودمون ایجاد شده یا نه ؟؟؟
 
پاسخ : دلنوشته‌های رمضان

خب
اوضاع داغونه
اعصاب درس حسابی نمونده برام :-<
سحر یادم رف اب بخورم :|
امروزم 2ساعت الکیو مدرسه بودم
بعضیا چقد ریلکسن...
رفتم طرف اب سرد کن اب پاشیدم رو صورتم
خانومه اومده اب میخوره میگه بفرمایید :| لیوان ندارید بدم :| :| :|
یکم حواست ب اطراف باشه بد نیس :-w
 
پاسخ : دلنوشته‌های رمضان

مخاسم آدم شم داشم زندگیمو تغییر میدادم
داشتم همونی میشدم ک تو میخاسی
این چ تقدیریه؟؟؟
چرا باس این این اتفاق بیفته ک باز برگردم سر خونه اول؟؟؟
حداقل این چن روز باقی مونده دستمو بگیر
 
پاسخ : دلنوشته‌های رمضان

مگر علی نماز می خواند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
 
پاسخ : دلنوشته‌های رمضان

خدایا
دلم هواتو کرده
به جوری شدم
دوس دارم بازم پیشه خونت باشم
تک تک لحططزه هاش جلو چشممه
دوست دارم
خیلی ازت دور شدم
خیلییییی
ولی خودت کمکم کن نزدیک شم
خدایا
خدایه مهربونم
جز تو کسی نمیتونه کمکم کنه
دلم پره
به یکی احتیاج دارم درد و دل کنم
دوس دارم بیام پیشت :)
ببخش منو
خواهش میکنم ببخش
من یک بتده کوچولو و حقیر پیشه تو هسم و تو بزرگمی.کمکم کن.دستمو بگیر.جز تو کسیو ندارم که دستمو بگیره :(
 
پاسخ : دلنوشته‌های رمضان

ی روز دیگ مونده تا تموم شه:(
دلم تنگ میشه براش
واسه اذونش
واسه حسش
تا سال دیگ :-<
دلم خیییلی تنگ میشه
اصن معلوم نیس سال دیگ باشم یانه :-<
 
پاسخ : دلنوشته‌های رمضان

چند سالی بود حس و حال مه رمضون نداشتم.ولی امسال خوب بود.واقعا خوب بود.میتونست بهتر هم باشه ولی خب نشد،ینی کم کاری خودم بود.
نمیگمم دلم واسه امسال ماه رمضون تنگ میشه.سخت بود :)) ولی شکر.واقعا شکر که حالم بهتر از پیش از این ما عه.
صرفا فردا شب آخرین ماقوت رو میخورم تا یه سال دیگه :)) و باز از فردا گیر میدن بهمون صب زود پاشو.شب زود بخواب و ازین قضایا :))
دستت درد نکنه خدا 8-^
 
Back
بالا