پاسخ : دلنوشتههای رمضان
«چقدر شقی و بدبخت است کسی که در این ماه آمرزیده نشود»
مطمئن نیستم حدیثش همین بود دقیقا یا نه ٬ اما مطمئنم من جزو اون «شقی»ها هستم ... امروز ٬ گناهِ بزرگی که چندین سال عادتم شده بود ٬ و یک سال بود کنار گذاشته بودمش رو دوباره انجام دادم . حس می کنم روم نمیشه برگردم پیشِ خُدا ٬ بعد اون شب ٬ اون حس ِ خوب ٬ و اون چیزی که فکر می کردم برای همیشه متحولم کرده ٬ حالا دوباره توی قعر دره ایستادم . پرت شدم ٬ از قله پرت شدم توی عمیق ترین تاریکی ها... درست اون لحظه که می شُد دستمُ دراز کنم و ستاره ها رو بردارم ٬ برگشتم... برگشتم به گذشته یی که ازش به سمت ِ خدا فرار کرده بودم... و حتی تاریک تر ٬ حتی بدتر... کسی که نزدیکی به نورُ حس کرده نمی تونه توی تاریکی دووم بیاره. قراره همینجا بپوسم ؟؟ نمی خوام ٬ نمی خوام بیشتر فرو برم توی این مرداب... ولی شرمنده م ٬ روم نمیشه برگردم...
شب های قدر دارن می رسن ٬شاید یه کورسوی امید....
این جا که ایستاده م خیلی تاریکه ٬ لطفا لطفا دوباره دستمُ بگیر...