• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

دلنوشته‌های رمضان

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع ناجی
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : دلنوشته‌های رمضان

الكي اين همه روزه گرفتيم چي شد مثلا :(( :( :( :( :( :-< :-< :-< :-<
 
پاسخ : دلنوشته‌های رمضان

«چقدر شقی و بدبخت است کسی که در این ماه آمرزیده نشود»
مطمئن نیستم حدیثش همین بود دقیقا یا نه ٬ اما مطمئنم من جزو اون «شقی»ها هستم ‌... امروز ٬ گناهِ بزرگی که چندین سال عادتم شده بود ٬ و یک سال بود کنار گذاشته بودمش رو دوباره انجام دادم . حس می کنم روم نمیشه برگردم پیشِ خُدا ٬ بعد اون شب ٬ اون حس ِ خوب ٬ و اون چیزی که فکر می کردم برای همیشه متحولم کرده ٬ حالا دوباره توی قعر دره ایستادم . پرت شدم ٬ از قله پرت شدم توی عمیق ترین تاریکی ها... درست اون لحظه که می شُد دستمُ دراز کنم و ستاره ها رو بردارم ٬ برگشتم... برگشتم به گذشته یی که ازش به سمت ِ خدا فرار کرده بودم... و حتی تاریک تر ٬ حتی بدتر... کسی که نزدیکی به نورُ حس کرده نمی تونه توی تاریکی دووم بیاره. قراره همینجا بپوسم ؟؟ نمی خوام ٬ نمی خوام بیشتر فرو برم توی این مرداب... ولی شرمنده م ٬ روم نمیشه برگردم...
شب های قدر دارن می رسن ٬شاید یه کورسوی امید....
این جا که ایستاده م خیلی تاریکه ٬ لطفا لطفا دوباره دستمُ بگیر...
 
پاسخ : دلنوشته‌های رمضان

داغونم داغون ......

امیدوارم این تاوان این همه گناهام باشه خیلی گناه کردم خیلی خیلی و خیلی

میدونم خدا اینقد مهربونه که بازم منو میبخشه

ولی من اینقدر پرو هستم که بازم برگردم و بازم الکی به دروغ بگم خدا عاشقتم ؟؟؟

نمیدونم خدا چی بگم ولی ازت میخوام برا باره آخرم که شده منو ببخشی و تا قبل از این که دوباره شروع به گناه کردن بکنم منو ببری پیشه خودت

یعنی میشه این اتفاق بیافته ؟؟ :( :( [-o<
 
پاسخ : دلنوشته‌های رمضان

خدایا تو این اوضاع بازم فقط خودتی که آرومم میکنی...
ممنونم ازت که با همه ی بدیام بازم هوامو داری و شرمنده ام...
 
پاسخ : دلنوشته‌های رمضان

خدایا،خودت کمکمون کن که

شب های قدر سال بعد اگه زنده بودیم،

وقتی به کارنامه ی سال قبلمون نگاه کنیم خوشحال و روسفید باشیم...
 
پاسخ : دلنوشته‌های رمضان

کاش همیشه شب احیا باشه تامن بیشتر حواسمو جمع کنم
دلم میخاد شبای احیا برم حرم ولی خیلی شلوغه و کاراسونی نیست باید از صب بری فک کنم
هروقت ماه رمضون میاد یه حس خاصی دارم
میترسم ازینکه این ماه رمضون اخرین ماه رمضون عمرم باشه ومن کم کاری کرده باشم
خدایا قربونت برم هرچی مینویسی برام بنویس
فقط تنهام نذار
 
پاسخ : دلنوشته‌های رمضان

وقتی میخوای بری پیش آقای رءیس باید خیلی چیزا رو رعایت کنی. انقدر که گاهی اصل حرفت یات میره!
ولی خدا اینطور نیست.
واسه حرف زدن باهاش،چادر و جانماز،قرآن یا مفاتیح یا حرفای تکراری زدن لازم نیست!
اصلا حرفی لازم نیست.
همین جایی که هستی بشین...!
میشه خسته باشی،میشه چیزی بخوای....
هر جور که باشی،عابد یا خطاکار،حرفاتو میشنوه.
دست کرمش مختص بنده های مقربش نیست. شاید برای من و ما گرم تر هم باشه...
+خدایا ببخشید...
 
Back
بالا