پاسخ : گند های دوران مدرسه!
یه بار سر کلاس زبان بودیم و از اونجایی که بنده فکر میکردم که معلممون یه تختش کمه یه ترقه شکلاتی موقع رفتنش انداختم!
یه لحظه وایستاد و بعد گفت هیچکی از جاش تکون نخوره!
رفت قرآن اوردو همه رو مجبور به قسم کرد منم که فرار کردم یواشکی ولی فهمید من دست نذاشتمو کارم تا اخراج شدن پیش رفت ولی با کلی تعهدو پاچه خواری دوباره برگشتم!