• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

هدایای خلاقانه

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع dr.gh
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : (بدون موضوع)

مابراتولد یکی ازبچه هاتوکلاس همه روی مقنعش براش تبریک نوشتیم
یبارم روبادکنک نوشیم
بعدبراتولدپسرعموم ک 30سالشه لباس نوزاد گرفته بودم
براپسرخالمم شلوارک ازایناکه طرح هاوایی دارن روشم نوشته بودم فقط یبارباهاش بری سرساختمون کارگراعاشقت میشن
براعیدی هم قصد دارم برادوستم عروسک ماربگیرم چون ازکلمه مارمتنفره
 
پاسخ : هدایای خلاقانه

کادو تولد با مزه تلافی

امسال همکلاسی های داداشم قرار گذاشته بودن بعد از کلاس از دانشگاه برن رستوران و برای داداشم تولد بگیرن (ما هم که کلا نخود سیاه ) منم رفتم براش یه پستونک صورتی و زنجیرش رو خریدم و براش خیلی قشنگ و فانتزی کادو کردم . یه شیر خشک هومانا هم جدا کادو کردم وکلی اسمایل قلب روش چسبوندم * داداشی دوست دارم *تقدیم به بهترین داداش دنیا * و از این جور چیزا*
وقتی صبح میخواست بره دانشگاه بهش دادم اونم کلــــــــــــــــــــــی ذوق کرد بعدشم گفت بازش نمیکنم تا ظهر به دوستام نشون بدم که بدونن چه آبجی کوچیکه ی گلی دارم و ...
بقیه شو حتما میدونین چی شد دیگه X_X

من که قبل از اینکه داداشم برگرده کلا ناپدید شدم ^#^ ;D ^#^
 
پاسخ : هدایای خلاقانه

من زیاد برا دوستام کادو نمی دم همین که من کنارشونم خودش خیلیه از خداشونم باشه خودم یه پا کادو ام ;D :-" :-" :-"
ولی برا کسی که رو مختونههههههههههههههه X_X X_X . برین یه پستونک بخرین با عشق کادوش کنین و ببرین تو مدرسه با کلی ادا و اینا تو یه جمع شلوغ بهش بدین. حالا تصور کنین قیافه رو وقتی که کادو رو وا می کنه. واااااااااااااااای =)) =)) =)) . من که امتحان کردم خیلی حال میده امتحانش ضرری نداره. البته حیف پستونک کلی هم پولش میشه =)) =)) =))
+ White Sea ببخشید واقعا نخوندم پستتو فک کنم با هم یجورایی کنار بیایم خیلی شبیه همیم حالا می دونم که یکی حال اونروزم رو درک می کنه میبینی چه حالی میده؟ ;D ;D
 
  • لایک
امتیازات: speed
پاسخ : هدایای خلاقانه

× یکی از چیزایی که من برای ِ یه سری آدمای ِ خاص دُرُس میکنم تا بهشون هدیه بدم,تابلوی ِ خاطراته . 8-^
تابلوی ِ خاطرات یه چیزیه تو این مایه ها :
HPIM0034.jpg

تابلوی ِ خاطرات,چیزیه که برای ِ یه شخص ِ خاص دُرُس میکنی؛ از خاطرات ِ خودتُ اون .
این تابلوی ِ خاطراتیه که من به دوستم هدیه دادم, خاطرات ِ منُ اون هستش . 8-^
تابلویِ خاطراتُ خیلی راحت میشه دُرُس کرد؛ چندتا برچسب ِ حروف ِ الفبا میخواد؛ با یه تخته ِ محکم ِ پلاستیکی یا شیشه ای یا چوبی [جنسش مهم نیست] .

برای ِ دُرُس کردنش به خاطرات نیاز دارین؛ فقط کافیه خاطراتتون با اون شخص ِ خاصُ تو ذهنتون بیارینُ حروفی که اون خاطره رو مشترکا به یاد ِ هردوتون میندازه از بقیه حروف جدا کنینُ روی ِ تخته بچسبونین .

مثلا توی ِ تابلوی ِ خاطرات ِ من:
[شرمنده؛خصوصیه یه قسمتایی :-""]
اون بالا یه Zr وجود داره که در واقع اسم ِ یک عنصر از جدول ِ تناوبیه [:-""] و ما کلـّـی بهش میخندیدیم .
یه Kh هست که اوّل ِ اسم ِ یکی از معلـّـمونه که از مدرسه ــمون رفت؛ کلّی خاطره داشتیم باهاش .
یه ms هست برای ِ اوّل ِ اسم ِ دوستم؛ یه Sh هست برای ِ اوّل ِ اسم ِ من .
یه NOT هم هست که کلـّـی داستان داره؛ یه معلّم داشتیم که کلی مارو زجر میداد . بعد این اسمش, اسم ِ یه آجیل بود؛ پس ما اسمشُ گذاشتیم نات[nb]به معنای ِ آجیل[/nb] که البته به صورتِ «ان.یو.تی.» نوشته میشه که برای ِ ردگم کنی اسمشُ مینوشتیم «ان.او.تی.» بعد از اونجایی که این معلمه با دق دادناش کلـّـی خاطره ِ مفتُ مجّانی ساخت برامون؛ اسمشُ زدم تهِ تابلوی ِ خاطرات . :]

تابلوی ِ خاطراتُ باید خیلی خوب نگهداری کنین؛ هرگونه آسیبی که به این تابلو برسه یه تیکــّـه از خاطراتُ هم میکنه و با خودش میبره . :-<



× میشه برگه هایی که توشون سر ِ کلاس یادداشت ردُّبدل میکردیمُ کادو کرد؛ یا مثلا با روبان وصل کرد به تابلوی ِ خاطرات . :]
8-^



× تابلوی ِ خاطرات دُرُس کنین؛ بگیرین؛ بدین؛ تابلوی ِ خاطرات چیز ِ خیلی خوبیه! :]
 
پاسخ : هدایای خلاقانه

یه بار تولد دوستم یه سکه ی 25 تومانی ناقابل رو شبیه سکه ی طلا بسته بندی کردم و خیلی جدی بهش دادم :-" بد بخت تا یه ربع داشت هی تشکر میکرد که بابا من راضی نبودم اینقدر زحمت بکشی...بیچاره نمی فهمید من چرا دارم این طرف از خنده میمیرم! ;D
 
پاسخ : هدایای خلاقانه

یه بار اون موقع که خاله ام میخواست از ایران بره چون نزدیک عید بود براش یه تقویم درست کردم.خیلی هم براش وقت گذاشتم.کلی نقاشی با آبرنگ داشت.به این امید که سال بعد عید ایران باشه.
 
پاسخ : هدایای خلاقانه

من واسه تولد داداشم دوست داشتم یه هدیه بهش بدم که انتظار گرفتنش رو نداشته باشه.اولش خواستم بهش گوشت کوب بدم ;D اما بعدش پشیمون شدم.دوس داشتم هدیه ام یه کم بهتر باشه!
با کاغذ کادوهایی مختلف نزدیک سی تا بسته درست کردم.به کمک روبان بسته هارو به شکل کیف در آوردم.دوماه قبل از تولدش شروع کردم هرشب براش یه چیزی نوشتم.بعضیاش خاطره بودن، بعضیاش جمله هایی که خودم دوس داشتم و... رو هر بسته ای تاریخ زده بودم که فلان روز بخونتش.داخل بسته هاهم یک در میان شکلات یا ترشی گذاشته بودم.کادوی اصلی من کتاب بود.میخواستم واسش جعبه درست کنم و بسته هارو بچینم روش، که در کمال ناباوردی سر جعبه ام از قسمت زیریش خیلی بزرگتر دراومد :-"سرجعبه رو گذاشتم، کتاب رو گذاشتم روش+ پاستیل بعدقسمت زیرجعبه ام رو روش گذاشتم(یعنی عملا دوقسمت جعبه جاهاشون با هم عوض شد).بین دوقسمت جعبه یه اختلاف قطر وجود داشت.اون فضارو با بسته ها پوشوندم.با یه روبان حریر هم یک پاپیون زدم که بسته هام نیفتن.
یک ماه مونده به تولدش دادم بهش.واون از اون روز ، هر روز یکی از اون بسته هارو میخوند.طبق گفته های خودش بسیار ذوق زده شده بود و هرروز بیشتر تمایل داشت 12 شب برسه و بره سراغ بسته بعدی.یکی از بهتریناش بسته ای بود که کاعذکادوش کلی بچه کوچیک بودن و همین طرح ایده داد بهم که براش ازچیزهایی بنویسم که ممکنه برای بچه ی آینده ش مهم باشه اما پدر اون موضوع رو درک نکنه!
اشتباه من تو جعبه درست کردن تبدیل به یه حسن شد.چون اون تا لحظه ی تولدش نمیدونست توی جعبه چی هست در حالی که قبل از اینکه این اتفاق بیفته به ذهن خودم نرسیده بود و فکر میکردم اشکالی نداره که اون کتاب رو ببینه.یه کم هیجان انگیز شده بود! 8-^
پ.ن:حیف عکسش خوب نشد که بذارم. :(
 
پاسخ : هدایای خلاقانه

تولد یکی از دوستام بود ما هم میخواستیم یکم اذیت کنیم پس تصمیم گرفتیم که به غیر از کادو های اصلی چند تا چیز دیگه مثل مغنعه و چادر و ساق و روسری و این چیزا براش ببریم هیچی دیگه شب تولد دوستم کادو های ما هایی که این کار رو کرده بودیم رو به درخواست ما اخر از همه باز کرد یعنی بیچاره از تعجب شاخ در اورده بود و متحیر بود از کادو ها و ما هم میخندیدیم بنده ی خدا گناه داشت ما هم دلمون نیمد اخر سر رفتیم کادو های اصلی رو اوردیم که تازه فهمید گذاشتیمش سر کار و شروع کرد به خندیدن !!!

حالا خودمونیم حال میداد کادو های اصلیی که بعد دادیم هم الکی بود و مثل همون قبلی ها! بیجاره زیادی سر کار گذاشته میشد میخندیدیم !!!هههههه
 
پاسخ : هدایای خلاقانه

من یک بار عکس چاپ شده خودم روی تخته رو کادو گرفتم. خیلی خوب بود :دی
 
پاسخ : هدایای خلاقانه

واسه تولد ٤٠ سالگى مامانم عصا گرفتم براش X_X
+مامانم تا يه ماه بام قهر بود :))
 
Back
بالا