ببین الان هیچ دفاعی از هیچ کدوم نکردم ، کار هر دو احمقانه و بی معنیه و فعلا هم ربط ندادمش اصلا به هوسرانی پسرا ، مثالتم جاش نبود واقن (((= دارم میگم با جامعه ی محدود اطراف خودم دارم نتیجه میگیرم که من واقن وقتی سوار دوچرخم از جنس مذکر و تیکه ها و حرفایی که ممکنه ازشون بشنوم احساس شرم و یا کارایی که میتونن بکنن احساس ترس میکنم یا اصلا بعنوان یه دختر احساس ضعف میکنم مقابلشون چون از لحاظ قدرت بدنی و اینها برابر نیستیم ، نمیتونم جایِ خلوت حتی بدون دوچرخه برم و مطمئن نیستم اگه بخواد کاری بکنه ، میتونم دفاع یا فرار کنم یا هر چی ((= حالا این خیلی بی ارتباط بود قبول دارم ولی خب به این اشاره داشتم که بعنوان یه دختر ، بیشتر آزار لفظی دختر ها رو مقابله به مثل دیدم و اکثرا کاری به کسی که راه خودشو میره و سرش به کار خودشه نداشتن ((=
(((((= نه پسرم ربطی بش نداره هر وقت دوباره اذیتت کردن بگو بیام گوششون رو بکشم ((=
[ببینید ، (مثل بقیه پسرا رفتار نمیکنم ) ینی چی این اصلا؟ ینی با اون تصور عمومی ای که راجع به جنس مذکر تو ذهن همه هست ، فرق میکنم و این باعث میشه دخترا اذیتم کنن؟ همیشه اینطوریه؟ نه قرار نیست مصطفا رو تامیم بدیم ، همونطور که قرار نیست جامعه ی اطرافمون رو مقایسه کنیم ولی چیزِ کلی اینه ، تو جامعه ی ما پسرها آزادی عمل و در نتیجه ی اون جرات و جسارت و حتی گستاخی بیشتری دارن ، پس بیشتر ممکنه دختری رو مورد آزار لفظی قرار بدن و جنس دختر هم تو چند سال اخیر دنبالِ همسان سازی با پسراست و این رفتار احمقانه رو مقابله به مثل میکنه. حداقل این چیزیه که تو ذهن من هست ]