• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

برق گرفتگی!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mehrnoosh kamali
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : برق گرفتگی!

12 سالم بود..
منو خواهرم ودخترداییم تو اتاق بودیم........
مخواستم ضبط رو روشن کنم ، از قسمت فلزی سه راهی گرفتم و زدم به پیریز....... 8-^
که یه دفع یه 10 سانتی رفتم رو هوا ، وحشتناک میلرزیدم که یه دفعه خواهرم و دخترداییم زدن زیر خنده؛ فکر کردن دارم مسخره بازی در میارم....... :-s
یکم که گذشت؛ دستم از سه راهی جدا شد و محکم به عقب پرت شدم و رفتم تو در کمد.......
تازه دوزاری اونا افتاد که قضیه از چه قراره و زدن زیر گریه................ :-w
 
پاسخ : برق گرفتگی!

گويا ك ب هنگام طفوليت بسي شلوغ بوديم ;D رفتيم انگوشتمان را كرديم تو يه پيريزه =P~ مادرمان حكايت ميكند ك مو هاي نداشته و جيغمان هر دو در هوا بوده اند ;D!البته طوريم نشد فقط يكي از جونام كم شد! :>
 
پاسخ : برق گرفتگی!

حدود دوسالم بود تو یه خونه تازه ساخت بودیم،تصور کنین،رنگ دیوارا خشک نشده بود و بوی رنگ میومد،گوشه و کنارم پیچ و میخ اینا بود،پریزام هنوز قاب نداشتن،منم یه میخو برداشتم کردم تو یه سوراخ پریز و سه چار متری پرت شدم عقب.تنها چیزی که از اون صحنه یادمه این بود که بابام منو بعدش نشوند روی یه نردبون چوبی که توی خونه بود.شانس اوردم تاکسیدرمی نشدم 8-|
 
پاسخ : برق گرفتگی!

بارون اومده بود ...توحیاط بودم ،خواستم برقو روشن کنم..منو گرفت ولی سریع ول کردا ...شانس اوردم #:-S
 
پاسخ : برق گرفتگی!

يكي از دوستام رفته بود رو پشت بوم، بارون هم ميومد، سيم كولر هم روي زمين افتاده بود، برق گرفتش، و متاسفانه مچ يك دستش از كار افتاد :-<
+ ولي الان سرحاله و بچه ي خوفيه ;;) :-"
 
پاسخ : برق گرفتگی!

یه بار من تو اتاق بودیم ، مث ِ همیشه پای کامپیوتر .
بعد یهو شنیدم خواهرم داره جیغ و داد میکنه که یـــــکــــــــتااااااا ! :((
منم عین ِ خیالم نبود ، به کارم ادامه دادم ! :-"
بعد دیدم انگـار جدیه !
رفتم دیدم کنار ِ پریز نشسته ، داره گریه میکنه !
گفتم چی شده ؟
گف دستم خورد به این سیم ـه ، برق گرفته بود منو ! :-L
من : :-" :-" :-s
اون : :-L :-L :(( :-<
 
پاسخ : برق گرفتگی!

منوداداشام داشتیم فرار از زندان نگاه میکردیم اتوام به برق بوداداشم بهم گفت اوتورواز برق بکش همون موقع ام صحنه ی حساسش بود(همونجایی که سوزن میکردتودست مامورسیاه)منم درست وحسابی نگاه نکردم دوشاخه هنوزتوپیریزبوددستموگرفتم بهش خیلی حس وحشتناکی بود :(( :((
 
پاسخ : برق گرفتگی!

اقا من با تلفن که حرف میزنم کنترلم از دستم خارج میشه ;Dداشتم با دوستم حرف میزدم با پریز ور میرفتم هی کرم میریختم :-"
ازین دو شاخه ها هست که جدا میشه از سیم؟(چه اطلاعات دقیقی ;D ) انگشتمو کردم پشتش بعد زدمش تو برق انگشتم سیاه شد سوخت و اینا :(
 
پاسخ : برق گرفتگی!

من یه بار 5.6 ساله بودم داشتم بازی میکردم بعد نیاز به جایی داشتم که کیفمو روش آویزون کنم...عاغا چشمت روزه بد نبینه میل کاموا رو برداشتم فرو کردم توو پریز برق یهو دنیا جلو چشام لرزید یهو میل کاموا و ول کردم و دیگه بیشتر از این دچار برق گرفتگی نشدم اما خیلیییییییییی بد بود!....مامانم یهو امو گفت دخترم؟ داری چیکا میکنی؟ و من همچنان که داشتم گریه می کردم گفتم هیچی :((...نمیدونست که برق گرفته منو ...فک کرد عنکبوت دبدم! ;D ;D ;D :)) :)) :)) =)) =)) =))
 
پاسخ : برق گرفتگی!

یادمه یه بار میخواستیم تو کیک پز کیک درست کنیم درش درست جا نیفتاد اومدم فشارش بدم جا بیفته ،اتصالی کرد یهو پرت شدم سرم خورد به دیوار پشت سرم!!! ;D ;D ;D
 
Back
بالا