- ارسالها
- 4,936
- امتیاز
- 55,101
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان یک
- شهر
- مشهد
- سال فارغ التحصیلی
- 1404
- دانشگاه
- علوم پزشکی مشهد
- رشته دانشگاه
- پزشکی
فکر نمیکنید داریم یه مقدار زیاده روی میکنیم؟
فکر نمیکنید داریم از بقیه بچه ها فاصله میگیریم؟همین بچه هایی،که میشن آدم های این اجتماع، و ما باهاشون زندگی قراره زندگی کنیم،چه سمپادی چه غیر سمپادی!
من به شخصه خیلی سعی میکنم با دوستای غیر سمپادیم رابطه ی خیلی خوبی داشته باشم،و با بقیه هم خوب ارتباط برقرار کنم!اما گاهی به خاطر همین جدایی ها و فاصله ها که بینمونه،اونام به ما دید خوبی ندارن بعضا" !
الان دوران دبیرستان و راهنمایی که سمپادی هستیم اینجوری پشت هم هستیم، اما فک کنم با توجه به جوّی که هست تو دانشگاه شاید دیگه خبری از اون عِرق(!)سمپادی نباشه!شاید هم مدرسه ایی های سمپادی،دیگه براتون نا آشنا بشن تو دانشگاه!اگه اینجوری قراره ادامه پیدا کنه، تو بقیه دوره های زندگی خیلی ضربه میخوریم!
مدرسه های جدا،دبیرهای مطرح،تصورات غلط ، همین سمپادیا،پیج های فیسبوک،میشه یه دیدگاه که بقیه به ما پیدا میکنن،که ما از بقیه جدا هستیم،بعدا این دیدگاه به خودمونم منتقل میشه.
شاید وقتی به خودمون بیایم ، که دیر شده
راستش مامان من استرس داشت که وقتی برم سمپاد از ملت جدا بشم و منزوی بشم، ولی از وقتی رفتم سمپاد از عادیم عادی تر شدم، با همه می جوشم تو خیابون حرف میزنم اصن خیلی عوض شدم. اجتماعی شدم.
اصن حس نمیکنم فرقی داریم ما. هوش که زندگی نیست. زندگیمون عادیه.




و دنبال صرفا همون استخدامی و بیمه و حقوق سرماه بود.
حالا شاید در ظاهر نه ولی زیر پوستی یه چیزایی حس میشه واقعا 
