• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

رابطت با خانوادت چه طوره ؟

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع N!00sha
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

صمیمیتت تو خانواده ؟

  • باهاشون خیلی صمیمی هسم

    رای‌ها: 125 38.0%
  • با مادرم صمیمی هسم فقط

    رای‌ها: 49 14.9%
  • با پدرم صمیمی هسم فقط

    رای‌ها: 10 3.0%
  • با خواهرم یا برادرم صمیمی هسم فقط

    رای‌ها: 30 9.1%
  • ازشون دورم

    رای‌ها: 115 35.0%

  • رای‌دهندگان
    329
فقط با بابام احساس نزدیکی میکردم اونم رفت : ) صرفا زیر یه سقفیم و غذا میخوریم و وظایف اجتماعیمونو به جا میاریم : )
 
در ظاهر بهشون نزدیکم ولی در باطن دور.
یعنی اون (دوست دارم) و صدا زدن با القاب مهر آمیز ا این عشوه و ناز ها رو داریم تهش (تازه اونم فقط با مادرم، پدر و برادرم رو یه رابطه ی کاملا معمولی باهاشون دارم)، ولی وقتی برام مشکلی پیش میاد یا میخوام رازی رو به کسی بگم، احتمالا خانوادم آخرین نفراتین که مساله رو باهاشون در میون میزارم.
 
من با خانوادم صمیمی هستم. دلیل این صمیمیت هم اینه که سعی میکنم بیشتر با اعضای خانواده دوست باشم. مثلا ما شب ها چون پدرم هم خونه است سعی می‌کنیم یه تایمی رو درکنار هم باشیم و فیلم ببینیم یا مثلا منچ بازی کنیم. یا ما بدون همدیگه غذا نمیخوریم(پدرم که ظهرا سرکاره بحثش جداست ولی شب ها منتظر میمونیم تا وقتی بابام اومد غذا بخوریم) همین چیزای کوچیک خودش صمیمیت بوجود میاره. یه چیز دیگه هم که هست اینه که هیچ چیزی رو از هم پنهان نمیکنیم چون پنهان کاری واقعا مشکل سازه.
 
در ظاهر بهشون نزدیکم ولی در باطن دور.
یعنی اون (دوست دارم) و صدا زدن با القاب مهر آمیز ا این عشوه و ناز ها رو داریم تهش (تازه اونم فقط با مادرم، پدر و برادرم رو یه رابطه ی کاملا معمولی باهاشون دارم)، ولی وقتی برام مشکلی پیش میاد یا میخوام رازی رو به کسی بگم، احتمالا خانوادم آخرین نفراتین که مساله رو باهاشون در میون میزارم.
باورت میشه مامان بابای منم میگن دانشگاه هرجا قبول بشی ما هم باهات میایم اگر هم همینجا قبول شدی خودمون میبریم و میاریمت😂😂
 
از یه جایی به بعد تقریبا رابطه ای نداریم🙄
 
صمیمی هستیم همه مون و برای هم خیلی ارزش قائل هستیم گرچه که ممکنه گاهی درگیری و مشکلاتی باشه ولی همه مون ته دلمون پر از محبت به همه :)
داداش اولیمو(بچه اول خانواده) راحت تر میزنم (شوخی و بازی کردنمون اینه =)) ) و با داداش دومیم(بچه۲م خانواده) راحت تر صحبت میکنم و کلا جوریم با هم=) مامان و بابامم کلا راحتم :)
 
همینقدر بگم که دیروز مامانم گفت "حالا شاید دانشگاه که قبول شدی همه باهم رفتیم" و من واقعا دیگه دلیلی واسه ادامه زندگی نمیبینم:))
مامان بابای من همیشه :هرجا قبول شدی همونجا خونه میگیریم میایم اونجا:)
 
یه چیزی بگم؟

درسته همونطور که بالا گفتم من و فاطمه سایه همو با مسلسل میزنیم، ولی اگه کسی به اون یکی نگاه چپ بکنه، متحد میشیم و پارش میکنیم:)

گمونم این همون خواهر بودن نرماله
 
یه چیزی بگم؟

درسته همونطور که بالا گفتم من و فاطمه سایه همو با مسلسل میزنیم، ولی اگه کسی به اون یکی نگاه چپ بکنه، متحد میشیم و پارش میکنیم:)

گمونم این همون خواهر بدن نرماله
کاملاا نرماله
وای به اون روزز یکی بیاد خاستگاری قشنگگ بنده خدا خودش فرارو بر قرار ترجیح میده
 
Back
بالا