• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

تنهایی واگیردار - اشعار راوی

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Ehsan.Ansari
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : تنهایی واگیردار - اشعار راوی

به نقل از sahere :
دوره گذار هم انقدر کوتاه آخه؟:/ :دی

خوب بود.یکم مبهم بود برام یکی دو جاش.شعر لحن محکمی داشت،خوشم اومد.

بیت سه و چهار رو هم دوست داشتم.
مصرع آخر رو هم نمیفهمم!

به هر حال کاری بود که از دستمون برمیومد :D
و مرسی که سیل احتمالی نظرات رو شروع کردی :))
+ توی اون مصراع آخر، "هجده تیر" اون روز معروف حمله به کوی دانشگاه بود، "نیمه ی خرداد" هم که همون 15 خرداد معروفه دیگه. پس "دیدار" و "دل" و "خون" هم مشخص میشن :>
 
پاسخ : تنهایی واگیردار - اشعار راوی

سلام بهت ؛
اول ؛ ببین شعر خوبیه تقریبا و مصرع اخر شعر خوب بود. ؛؛)
دوم ؛ مصرع دوم بیت دوم هست ؟ من با خوندنش مشکل دارم ؛ از لحاظ وزن و اینا نمی گم ؛ از لحاظ آوایی جالب به نظر نمیاد برام. کلمه ی "داد" یه کم عجیبه. :د

و خب در آخر تشکر ازت آقا که در این بازار کساد ، هنوز م شعر می ذاری. ؛؛)
 
پاسخ : تنهایی واگیردار - اشعار راوی

:-تعریف :))
بیت سوم ، :-تعریف بیشتر :)))
 
پاسخ : تنهایی واگیردار - اشعار راوی

به نقل از Scarecrow :
سلام بهت ؛
اول ؛ ببین شعر خوبیه تقریبا و مصرع اخر شعر خوب بود. ؛؛)
دوم ؛ مصرع دوم بیت دوم هست ؟ من با خوندنش مشکل دارم ؛ از لحاظ وزن و اینا نمی گم ؛ از لحاظ آوایی جالب به نظر نمیاد برام. کلمه ی "داد" یه کم عجیبه. :د

و خب در آخر تشکر ازت آقا که در این بازار کساد ، هنوز م شعر می ذاری. ؛؛)

سلام :D
مرسی :>
+ یه اشباع داره توی کلمه ی قبل از "داد" ، ینی توی "تو"! که باید بلند بخونی این "تو" رو دیگه. یا مثن روی حرف بعد از "تو" یه تشدید بذاری ;;) ;;)

+ خواهش میکنم دختر. و متشکریم از شما ک در این بازار کساد نقد، نقد میکنی :>

به نقل از منفرد :
:-تعریف :))
بیت سوم ، :-تعریف بیشتر :)))

مرسی از تعریف و اینا و مرسی ک بیشتر از خود شعر به اون جمله ی اولی ک نوشتم توجه کردی :))


پست پایینی: مرسی روزا :> امیدوارم لذتت بیشتر از تعجبت نسبت به هماهنگی ورزش و هنر باشه :))
 
پاسخ : تنهایی واگیردار - اشعار راوی

وااااااااااااای....استاد انصاری چ شاعری هستن...
دمت گرم عااااالی بود احسان....باریک باریک.....
=D> =D> =D>
:x :xایول ایول....دوس داظتیم شعر هایت را....
 
پاسخ : تنهایی واگیردار - اشعار راوی

شعر گفتم!

از امـــروز از تــمـــام قـیـد و بـنـد چــشـمــت آزادم
کـــه مـن آن قطره ی اشـکم که از چشم تو افتادم

بـــه لـطــف عـشـــق، در جـنـگی ز آب و آتشم اما
بـه حرف عقل، من جسمی ز خاک و روحی از بادم

مـــرا بـا خــود بـبـر ای عشق! ای اندوه بی قیمت
خـــودم پـای خـــــــودم را مـیـنـهـم در دام صیادم

غــم و شـادی چـه معنای عجیبی میدهند این بار
تــو از انـدوه مـن شـادی و مـن از شـادیـت شادم

"غم" و "بی اعتنایی" و "جدایی"! سخت غمگینم
کــه آسـان مـیـرونـد ایـن خـاطــــرات نـــاب از یادم
 
پاسخ : تنهایی واگیردار - اشعار راوی

گفته بودم که خیلی خوبه که شعرت مضمون داره و حرف داره برای گفتن و تقلید بنطر نمیاد ؟
احسنت.
 
پاسخ : تنهایی واگیردار - اشعار راوی

برادر احسان،
شما احیاناً با حافظ نسبتی نداری؟ :|
الان رفتم شعرهای قبلیت رو هم خوندم، عالی بود. تو کفم الان.
 
پاسخ : تنهایی واگیردار - اشعار راوی

من شخصا از همینجا تحسین میکنم!

آفرین بر تو!
 
پاسخ : تنهایی واگیردار - اشعار راوی

قبلا نقدش کردم! ((: این شعر یه جا دیگه بود! :]
پ.ن:شعر خوبیه حالا! :د
 
Back
بالا