• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

تنهایی واگیردار - اشعار راوی

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Ehsan.Ansari
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : تنهایی واگیردار - اشعار راوی

احسان فوق العاده ای...نمیتونم توصیف کنم...همون رباعیه دومت باعث شدش تصمیم بگیرم6-7تا کار جدید تو زندگیم انجام بدم...اینارو تو یکی از دفترام که پر مفهوم ترین اشعاریه که شنیدم نوشتمش...خیلی قشنگ بود...ادامه بده... =D> =D> >:D<
 
پاسخ : تنهایی واگیردار - اشعار راوی

به نقل از kahroba :
خوبه...تو میتونی...ادامه بده...!
ممنون، حتما :)
به نقل از ! مــــر یم ! :
این شعرت بهتر بود!
بدجور صدق میکنه تو حال و احوالم
افرین!
ممنونم، چقد خوب که باهاش ارتباط برقرار کردی ;)
به نقل از Manfred :
شعر اولتو بيشتر دوست داشتم. تو دومي با مصرع اول بيت دوم و خصوصن "تنها و احد" زياد حال نكردم ولي در كل عالي بودن. حتمن ادامه بده.
خودمم از اون مصرع بدم میاد ;D ولی "مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُن فَع" تا حدودِ زیادی دست و پای آدمو توی انتخاب واژه میبنده 8-| :-<
به نقل از King daiMon :
احسان فوق العاده ای...نمیتونم توصیف کنم...همون رباعیه دومت باعث شدش تصمیم بگیرم6-7تا کار جدید تو زندگیم انجام بدم...اینارو تو یکی از دفترام که پر مفهوم ترین اشعاریه که شنیدم نوشتمش...خیلی قشنگ بود...ادامه بده... =D> =D> >:D<
لطف داری رفیق >:D< 6-7 تا کارِ جدید 8-^ :-"
 
پاسخ : تنهایی واگیردار - اشعار راوی

غزل عاشقانه میگذاریم 8-^باشد که رستگار شویم B-)
البته به عنوان غزل یکم تعداد بیتاش کمه ;D :-"

جنگلِ عشقِ کذایی را به دَم صحرا کنید - آتشی از عشقِ او در قلبِ خود بَرپا کنید

در پِیِ او پا به دنیایِ سیَه چشمان نَهید - از برای دیدنش هر جا که شد مَأوا کنید

قسمتی از ماه، امشب در هوا سو میزند - قسمتِ دیگر میانِ چهره اش پیدا کنید

این همه "یاسین" برای گوشِ ما میخوانده اید - اندکی "طاها" برای قلبِ ما نجوا کنید

عشقِ من امروز میگِریَد برای یارِ خود - پس چرا اندیشه در دیروز و در فردا کنید؟

چشمِ خیسِ راوی از این دل حکایت میکند - فکرِ این آواره ی سرگشته ی تنها کنید
 
پاسخ : تنهایی واگیردار - اشعار راوی

به نقل از Eh$an :
غزل عاشقانه میگذاریم 8-^باشد که رستگار شویم B-)
البته به عنوان غزل یکم تعداد بیتاش کمه ;D :-"

جنگلِ عشقِ کذایی را به دَم صحرا کنید - آتشی از عشقِ او در قلبِ خود بَرپا کنید

در پِیِ او پا به دنیایِ سیَه چشمان نَهید - از برای دیدنش هر جا که شد مَأوا کنید

قسمتی از ماه، امشب در هوا سو میزند - قسمتِ دیگر میانِ چهره اش پیدا کنید

این همه "یاسین" برای گوشِ ما میخوانده اید - اندکی "طاها" برای قلبِ ما نجوا کنید

عشقِ من امروز میگِریَد برای یارِ خود - پس چرا اندیشه در دیروز و در فردا کنید؟

چشمِ خیسِ راوی از این دل حکایت میکند - فکرِ این آواره ی سرگشته ی تنها کنید
خودم اولین لایکو تو مدرسه بهت دادم...خیلی عالی بودش...ولی با بیت اولش حال نکردم ولی درکل بقیش عالی بود...
very nice
 
پاسخ : تنهایی واگیردار - اشعار راوی

به نقل از Eh$an :
جنگلِ عشقِ کذایی را به دَم صحرا کنید - آتشی از عشقِ او در قلبِ خود بَرپا کنید

در پِیِ او پا به دنیایِ سیَه چشمان نَهید - از برای دیدنش هر جا که شد مَأوا کنید

*قسمتی از ماه، امشب در هوا سو میزند - قسمتِ دیگر میانِ چهره اش پیدا کنید

**این همه "یاسین" برای گوشِ ما میخوانده اید - اندکی "طاها" برای قلبِ ما نجوا کنید

عشقِ من امروز میگِریَد برای یارِ خود - پس چرا اندیشه در دیروز و در فردا کنید؟

چشمِ خیسِ راوی از این دل حکایت میکند - فکرِ این آواره ی سرگشته ی تنها کنید
شعر به شدتـــ زیبا بود...
*تصویرسازی تو این بیت کولاک میکنه!! /m\
**این بیتــُ هم خیلی خیلی دوست داشتم.. :x
 
پاسخ : تنهایی واگیردار - اشعار راوی

به نقل از Eh$an :
غزل عاشقانه میگذاریم 8-^باشد که رستگار شویم B-)
البته به عنوان غزل یکم تعداد بیتاش کمه ;D :-"

جنگلِ عشقِ کذایی را به دَم صحرا کنید - آتشی از عشقِ او در قلبِ خود بَرپا کنید

در پِیِ او پا به دنیایِ سیَه چشمان نَهید - از برای دیدنش هر جا که شد مَأوا کنید -->بر هر دری

قسمتی از ماه، امشب در هوا سو میزند - قسمتِ دیگر میانِ چهره اش پیدا کنید --> آن دگر قسمت

این همه "یاسین" برای گوشِ ما میخوانده اید - اندکی "طاها" برای قلبِ ما نجوا کنید --> ها خوانده اید

عشقِ من امروز میگِریَد برای یارِ خود - پس چرا اندیشه در دیروز و در فردا کنید؟ --> زهجر

چشمِ خیسِ راوی از این دل حکایت میکند - فکرِ این آواره ی سرگشته ی تنها کنید
خیلی عالی بود تبریک میگم. فقط چند جا احساس میکنم میتونه بهتر شه. چون خودت خواسته بودی من یه پیشنهاد هایی دادم . امیدوارم ناراحت نشی. البته شعرت همین جوریشم خیلی خوبه. راستی به اینایی که بالا گفتم عوض کردن مصرع آخر رو هم اضافه کنید!
موفق باشی
 
پاسخ : تنهایی واگیردار - اشعار راوی

به نقل از Eh$an :
جنگلِ عشقِ کذایی را به دَم صحرا کنید - آتشی از عشقِ او در قلبِ خود بَرپا کنید

در پِیِ او پا به دنیایِ سیَه چشمان نَهید - از برای دیدنش هر جا که شد مَأوا کنید

قسمتی از ماه، امشب در هوا سو میزند - قسمتِ دیگر میانِ چهره اش پیدا کنید

این همه "یاسین" برای گوشِ ما میخوانده اید - اندکی "طاها" برای قلبِ ما نجوا کنید

عشقِ من امروز میگِریَد برای یارِ خود - پس چرا اندیشه در دیروز و در فردا کنید؟

چشمِ خیسِ راوی از این دل حکایت میکند - فکرِ این آواره ی سرگشته ی تنها کنید
این بیتی ک با آبی نوشتی فوق العادس... /m\
ایول... =D>
 
پاسخ : تنهایی واگیردار - اشعار راوی

به نقل از King daiMon :
خودم اولین لایکو تو مدرسه بهت دادم...خیلی عالی بودش...ولی با بیت اولش حال نکردم ولی درکل بقیش عالی بود...
very nice
مرسی داداش گلم >:D<
به نقل از raadikaal2:D :
شعر به شدتـــ زیبا بود...
*تصویرسازی تو این بیت کولاک میکنه!! /m\
**این بیتــُ هم خیلی خیلی دوست داشتم.. :x
مرسی، بیت مورد علاقه ی خودمم بیت چهارمه :)
به نقل از Manfred :
خیلی عالی بود تبریک میگم. فقط چند جا احساس میکنم میتونه بهتر شه. چون خودت خواسته بودی من یه پیشنهاد هایی دادم . امیدوارم ناراحت نشی. البته شعرت همین جوریشم خیلی خوبه. راستی به اینایی که بالا گفتم عوض کردن مصرع آخر رو هم اضافه کنید!
موفق باشی
مرسی، پیشنهادات خیلی عالی بود. ;)
به نقل از shakiba.n :
این بیتی ک با آبی نوشتی فوق العادس... /m\
ایول... =D>
مرسی، ولی من با آبی ننوشته بودم ;D
به نقل از kahroba :
چاکرم ;)
 
پاسخ : تنهایی واگیردار - اشعار راوی

شعرایی که تا حالا گذاشتم ارتباط زیادی با سبک شعریِ خودم ندارن. ;D شعری که الآن میذارم خیلی نزدیکتر به سبکمه :> امیدوارم لذّت ببرین >:D<
+ بی رحمانه انتقاد کنید /m\

طمع کاران برای مالشان غم خواره گشتند - زِناجویان سراغِ طفلِ در گهواره گشتند

بنی آدم به قدری فقر و بی پولی کشیدند - که دزدان گردِ مالِ مردمِ آواره گشتند

همان ها که به ندرت پایشان میلغزد از سَهو - سریعاً گاه گاه و اغلب و همواره گشتند

ببین این زاهدان و عارفانِ بی خدا را - به برقی از طلاها پیروِ اَمّاره گشتند

کجایند آن همه مردِ خدایی تا ببینند - که مردان جملگی در این زمان زن باره گشتند؟

خوداِرضایی برای حاکمان کافی نشد چون - زنانِ پادشاهان در جهان بدکاره گشتند

کسی دیگر نیابد فکرِ روشن در جوامع - که روشن فکرها از انتهاشان پاره گشتند

ملائک هم که شعرِ راوی از برمیکنندی - مگر آنها هم از جبرِ خدا بیچاره گشتند؟
 
پاسخ : تنهایی واگیردار - اشعار راوی

به نقل از Eh$an :
غزل عاشقانه میگذاریم 8-^باشد که رستگار شویم B-)
البته به عنوان غزل یکم تعداد بیتاش کمه ;D :-"



این همه "یاسین" برای گوشِ ما میخوانده اید - اندکی "طاها" برای قلبِ ما نجوا کنید
:لایک
 
Back
بالا