• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
منی که لفظ شراب از کتاب میشستم
زمانه کاتب دکان می فروشم کرد
کنون که کاتب دکان می فروش شدم
فضای خلوت می خانه خرقه پوشم کرد
دل به دل ز تو تا تو آمدم
قبله گاه من خاک کوی تو
من که عاشقم، مست و سرخوشم
جرعه میکشم از سبوی تو
 
ولیکن چنینست گردنده دهر
گهی نوش یابند ازو گاه زهر
راه امشب می برد سویت مرا
می کشد در بند گیسویت مرا
گاه لیلا گاه مجنون می کند
گرگ و میش چشم آهویت مرا
 
  • دابل‌لایک
امتیازات: Uvzst
در ره عشق وطن از سر و جان خاسته‌ایم
تا در این ره چه کند همت مردانه‌ی ما
ای در دل من میل و تمنا همه تو
هم در سر مایه سودا همه تو
هر چند به روزگار در می‌نگرم
امروز همه تویی و فردا همه تو
 
  • دابل‌لایک
امتیازات: Uvzst
ای در دل من میل و تمنا همه تو
هم در سر مایه سودا همه تو
هر چند به روزگار در می‌نگرم
امروز همه تویی و فردا همه تو
ور عاقبت این چشم من محروم خواهد ماندن
تا کور گردد آن بصر کو نیست لایق دوست را
 
ور عاقبت این چشم من محروم خواهد ماندن
تا کور گردد آن بصر کو نیست لایق دوست را
این مدعیان در طلبش بی‌خبرانند
کان را که خبر شد خبری باز نیامد
 
دارنده چو ترکیب طبایع آراست
از بهر چه او فکندش اندر کم و کاست
تنگ شکر را ماند این سودای سر را ماند این
آن سیمبر را ماند این شادی و آسانی است این
 
  • دابل‌لایک
امتیازات: Uvzst
  • دابل‌لایک
امتیازات: Uvzst
ای شده از جفای تو جانب چرخ دود من
جور مکن که بشنود شاد شود حسود من
نه زورقی و نه سیلی نه سایه ابری
تهی‌ست آینه مرداب انزوای مرا
خوش آنکه سر رسدم روز و سردمهر سپهر
شبی دو گرم به شیون کند سرای مرا
 
نه زورقی و نه سیلی نه سایه ابری
تهی‌ست آینه مرداب انزوای مرا
خوش آنکه سر رسدم روز و سردمهر سپهر
شبی دو گرم به شیون کند سرای مرا
از کرمت من به ناز می‌نگرم در بقا
کی بفریبد شها دولت فانی مرا
 
  • دابل‌لایک
امتیازات: Uvzst
Back
بالا