• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

*دلنوشته های من*

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Goooler
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

شعر نو،خوب یا بد؟؟؟


  • رای‌دهندگان
    23
پاسخ : *دلنوشته های من*

به نقل از Good Booy :
تو من را تو صدا میکردی ای دوست
چرا لحن خطاب تو،شما شد
من تو خوندنش هیچ گونه مشکلی نداشتم <:-P
این تیکه رو هم خیلی دوست دارم.ساده ست اما خیلی پرمفهومه... :لایک
 
پاسخ : *دلنوشته های من*

خدا رو شکر. . . :)
 
پاسخ : *دلنوشته های من*

نميدونم تو خودت اينطوري مي فكري :-??
 
پاسخ : *دلنوشته های من*

چطوری؟؟؟؟؟
 
پاسخ : *دلنوشته های من*

شعر چهارمیت خیلی قشنگـــ بود :] بسی لذت بردیم ..
در کل خیلی روون شعر میگی ..خیلی خوبه..موفق باشی :)
 
پاسخ : *دلنوشته های من*

اگه اين شعر مال منه اشتباهه
هيشكي جاي تو رو نگرفته هر كي هم جاي خودشو داره :)
 
پاسخ : *دلنوشته های من*

زهرا:
ممنونم... :)
César:
قابل تورو نداره ولی شعر ماله منه ها...
یکم فک کن خداییش ...
ببین واقعن اینطوری بوده؟؟؟
 
پاسخ : *دلنوشته های من*

نه نبوده :) اصلن احساس من ب رفيقم فرق داره با احساس من نسبت به.... الله اكبر :|
مي دونم منظورم اين بود در مورد منه :)
غزلش خوب و عالي مثه هميشه اما معنيشو دوس نداشتم :)
 
پاسخ : *دلنوشته های من*

به نقل از Good Booy :
چو با جانم غم تو آشنا شد
تمام گریه هایم بی صدا شد
این تیکه رو خیــــــــلی دوس داشتم شاید چون..... :-"
خیلی قشنگ بود :x
به نقل از Good Booy :
تو من را تو صدا میکردی ای دوست
چرا لحن خطاب تو،شما شد
یاد این متن افتادم : می خواهم گریه کنم وقتی زبانت می گیرد و برای لحظه ای من را "شما" خطاب می کنی...من فاصله "شما" با "تو" را چگونه باید پر کنم؟؟؟ :-<
یاد یه چیز دیگه ام افتادم که .........بیخیال.........اونی که باید بفهمه می بینه می فهمه :-"
++در کل :به جرئت باید بگم از همه ی شعرایی که تا الان گذاشتی قشنگ تر بود :لایک
ینی در واقع.................فـــــــــوق الـــــــعاده بود
 
پاسخ : *دلنوشته های من*

به نقل از Good Booy :
چو با جانم غم تو آشنا شد
تمام گریه هایم بی صدا شد
ز بس که دوستت دارم عزیزم
تمام شکوه هایم بر خدا شد
شنیدم آمده جایم صبوری
و جایم با شکیبا جا به جا شد
تو من را تو صدا میکردی ای دوست
چرا لحن خطاب تو،شما شد
بگو ای همسفر حالا کجایی
چرا پس راهمان از هم جدا شد
درآن ایام تلخی که نبودی
تمام ناله هایم در خفا شد
حسودان بودن ما را ندیدند
زچشم بد چنین شری به پا شد
تو درمانی و دردم را شفایی
بدون تو غم دل بی دوا شد
فقط این را بگو ای رازدارم
که یادم از دل تو گم کجا شد
خدایا نگذر از هرکس که آمد
و دیواری میان ما دوتا شد

[size=11pt]حستـــ عالی بود :x غم شعر کاملا حس میشد :لایک!ولی خبـــــ :|! 8-|...


×نقـــد: در مجموع، حس و اینا کلا خیلی خوبه :لایک ولی همه به جز این آخری ترانه ــَند!ینی حتما باید با آهنگ خونده بشن +کلمات عامیانه!(به نظر من البته!) و ترانه های خوبی هم هستن انصافا ;)
انتخاب قافیه ها (به خصوص آخری )واقعا تحسین برانگیزه! =D>
منتظر شعرای قشنگــــــ بیشترتم! 8-^
موفق باشی.
 
Back
بالا