• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

تالار افتخارات مشاهیر معاصر

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع August McJoseph
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
آلونزو چرچ

آلونزو چرچ[nb]Alonzo Church[/nb] (1995-1903 ) ریاضی‌دان و منطق‌دان آمریکایی بود که اصلی‌ترین مشارکت‌ها را در زمینۀ منطق ریاضی و پایه‌های علوم رایانه نظری داشت.او بیشتر برای محاسبات لاندا، تز چرچ-تورینگ، اثبات تعیین‌ناپذیری مسئله توقف[nb]اثبات کردن اثبات تعیین‌ناپذیر بودن مسئله توقف، که برای مشخص کردن درستی گزاره‌های مطلق در نظریۀ ریاضیات به مسئله تصمیم نیاز دارد. این اثبات به قضیه چرچ معروف است.[/nb]،هستی‌شناسی فرگه-چرچ و قضیه راسر-چرچ معروف می‌باشد.

220px_Alonzo_Church.jpeg


آلونزو چرچ در تاریخ ۱۴ جون ۱۹۰۳ واشینگتن، دی. سی. متولد شد. ساموئل رابینز چرچ، پدر آلونزو، قاضی دادگاه شهری ناحیه کلمبیا بود اما بعد از آنکه شغلش را بخاطر مشکلات بینایی از دست داد، همگی به ویرجینیا نقل مکان کردند. به کمک عمویش که او هم آلونزو چرچ نامیده می‌شد، به مدرسه پسرانۀ ریجفیلد در ریجفیلد، کنتیکت رفت.او در سال 1920 به دانشگاه پرینستون رفت.او در آنجا دانشجویی استثنایی بود به طوری که اولین مقاله‌اش را در مورد تبدیل لورنتس به چاپ رساند و در سال ۱۹۲۴ در رشتۀ ریاضیات فارغ‌التحصیل شد. او در پرینستون ماند و تحت نظر اوزوالد وبلن در عرض سه سال دکترا خود را در ریاضیات گرفت.بعد از دریافت دکترا، استاد دانشگاه شیکاگو شد و فلوشیپ دوسالۀ شورای ملی پژوهش ایالات متحده آمریکا را دریافت کرد. این امر به او اجازه داد تا در سال‌های ۱۹۲۷ الی ۱۹۲۸ به دانشگاه هاروارد و سال بعدش به دانشگاه گوتینگن و دانشگاه آمستردام برود.

او محاسبات لاندا را پایه ریزی کرد.محاسبات لاندا از مقالۀ ۱۹۳۶ وی گرفته شده است که در آن به غیرقابل حل بودن مسئله توقف پرداخته بود. این مقاله قبل از کار مشهور آلن تورینگ ینی مسئله مکی‌دار، که آن هم وجود یک مسئله غیرقابل حل از طریق معانی ریاضی را ثابت می‌کرد، منتشر شد. بعدها تورینگ و چرچ نشان دادند که محاسبات لاندا و ماشین تورینگ، که در مسئله مکی‌دار استفاده شده بود، هم‌ارز بوده و متعاقباً چند "فرایند ماشینی محاسبه" دیگر را اثبات کردند. این نتایج به تز چرچ-تورینگ شناخته می‌شوند.

چرچ از سال ۱۹۲۷ الی ۱۹۶۷ در دانشگاه پرینستون و از سال ۱۹۶۷ الی ۱۹۹۰ در دانشگاه UCLA فلسفه و ریاضی درست می‌داد.در سال 1990، دانشگاه ایالتی کالیفرنیا همایشی بین‌المللی را به افتخار او ترتیب داد.
آلونزو چرچ در 11 آگوست سال 1995 در سن 92 سالگی در شهر هادسون در آمریکا در گذشت.کدگذاری چرچ به افتخار وی نام‌گذاری شده است.[nb]Wikipedia[/nb]
 
اروین شرودینگر

اروین رودولف جوزف الکساندر شرودینگر[nb]Erwin Rudolf Josef Alexander Schrödinger[/nb] (1961-1887) فیزیک‎دان اتریشی بود.او از جمله کسانی بود که در تئوری موج مشارکت داشت و نتایج اساسی در زمینه نظریه کوانتومی از مکانیک موج او تشکیل شد.او اساسی‌ترین معادله غیر نسبیتی در مکانیک کوانتومی که برای توصیف تحول حالت یک ذره است با نام معادله شرودینگر[nb]Schrödinger equation[/nb] به ثبت رساند؛و با کمک از اصل عدم قطعیت هایزنبرگ مدل جدید اتمی را به نام ابر الکترونی ارائه داد. او در سال ۱۹۳۳ به همراه پل دیراک،فیزیکدان انگلیسی،به دلیل ایده مکانیک موج برنده جایزه نوبل در فیزیک شد.آزمایش گربه شرودینگر[nb]Schrödinger's cat[/nb] که یکی از معروفترین آزمایش ها در فیزیک است،یکی از دستاورد های علمی اوست.

2015_08_12_01_30_57_120666116.jpeg


اروین شرودینگر در 12 آگوست سال 1887 در وین پایتخت کشور اتریش به دنیا آمد.پدر او ،رودولف شرودینگر یک گیاه شناس و صاحب یک کارخانه پارچه در وین، و پدربزرگش یک پروفسور شیمی بود.شرودینگر در سال­های اولیه زندگی ­اش به شدت تحت تأثیر آرتور شوپنهاور قرار گرفت در همین سال­ها وقت خود را صرف مطالعه آثار او کرد.و در طول زندگی به تئوری رنگ و فلسفه علاقه وافری داشت.آروین در سال ۱۹۰۶ وارد دانشگاه وین شد و زیر دست استادش فردریچ هاسنوهری فیزیک آموخت و در سال ۱۹۱۰ با مدرک دکترا فارغ‌التحصیل شد.از آن جا که از به خاطر سپردن مفاهیم بیزار بود در خلال سال هایی که در دانشگاه وین به کار مشغول بود ، به هدایت پروژه های کاربردی و عملی پرداخت تا یادگیریش تنها متکی به حفظ کردن مفاهیم نباشد . با آغاز جنگ جهانی اول به جبهه های جنگ شتافت و مدتی به عنوان افسر توپخانه به خدمت مشغول شد .

در سال ۱۹۲۰ او به دانشگاه ینا دعوت شد و به عنوان دستیار ماکس وین،فیزیکدان آلمانی، در ینا انتخاب شد.او در سال 1921 به دانشگاه زوریخ رفت.در سال ۱۹۲۶ میلادی، شرودینگر بر مبنای
رفتار دو گانهٔ الکترون (موجی و ذره‌ای) و با تأکید بر رفتار موجی الکترون، محدود کردن الکترون به یک مدار دایره شکل را درست ندانست و از احتمال حضور الکترون در یک محیط سه بعدی سخن گفت. او این فضاهای سه بعدی که احتمال حضور الکترون در آن وجود دارد را اُربیتال نامید. شرودینگر پس از انجام محاسبات پیچیدهٔ ریاضی، به این نتیجه رسید که همان‌طور که برای پیدا کردن یک جسم در فضا به سه عدد (طول، عرض و ارتفاع) نیاز داریم، برای پیدا کردن اوربیتال یک اتم هم به ۳ عدد کوانتومی نیاز داریم. در واقع شرودینگر با معرفی یک تابع موج (معادله دیفرانسیل) و حل انتگرال سه‌گانه آن به نتایجی دست یافت که پایه و اساس مدل کوانتومی شد. شرودینگر سه عدد کوانتومی را از روی معادلات دیفرانسیل و حساب انتگرال پیچیده‌ای به دست آورد.با این حال در سال ۱۹۳۳ شرودینگر به دلیل مخالف بودن با نازی­ها مجبور به ترک آلمان شد. او در کالج ماگدالن در آکسفورد شروع به کار کرد و بعد از این بود که در سال 1933 به همراه پل دیراک جایزه نوبل فیزیک را دریافت کرد.

اروین شرودینگر، در 4 ژانویه سال 1961 در سن 73 سالگی در شهر وین درگذشت.[nb]Wikipedia[/nb]

220px_Grave_Schroedinger.jpeg




download.png
 
فریدریک سنگر

فردریک سنگر[nb]Frederick Sanger[/nb] (2013-1918) زیست شیمیدان انگلیسی بود.وی روش‌هایی را برای مشخص کردن ترتیب آمینواسیدها در مولکول‌های پیچیدهٔ پروتئین ابداع کرد و نخستین کسی بود که یک مولکول کامل DNA را توالی‌یابی کرد.وی کل مولکول DNA میتوکندریایی انسان (شامل شانزده هزار و پانصد و شصت و نه جفت باز)، باکتریوفاژ لامبدا (چهل و هشت هزار و پانصد و دو جفت باز) را توالی یابی نموده است. همچنین کل ژنوم انسان نیز با استفاده از روش ابداعی وی تعیین توالی شده است.وی تنها کسی است که دو بار برنده جایزه نوبل شیمی در سال‌های ۱۹۵۸ و ۱۹۸۰ شده است.

2015_08_12_18_08_21_701772674.jpeg


فریدریک سنگر در 13 آگوست سال 1918 در شهر ردکامب در انگلستان چشم به جهان گشود.او در خانواده‌ای تقریبا ثروتمند بدنیا آمده بود و تا نه سالگی از معلم خصوصی بهره می برد. در سال ۱۹۲۷ و در ۹ سالگی به مدرسه داونز رفت. در سال ۱۹۳۶ وارد کالج سنت جانز در کمبریج شد تا به تحصیل در رشته علوم طبیعی مشغول شود. در همان سال‌های ابتدایی کالج، فردریک جوان پدر و مادرش را بخاطر بیماری سرطان از دست داد. در سال ۱۹۴۰ شروع به تحصیل در مقطع دکترا کرد و ۳ سال بعد یعنی در سال ۱۹۴۳ توانست دکترای خود را دریافت کند.

در همان سال فردریک وارد تیم چارلز چیبنال، شیمیدان متخصص در خصوص پروتئین‌ها شد و در کنار آن‌ها شروع به تحقیق کرد. چارلز چینیبال تحقیقات اولیه‌ای را در خصوص ترکیبات آمینواسیدهای انسولین گاوی به انجام رسانده بود و به فردریک سنگر پیشنهاد کرد تا در خصوص گروه‌های آمینو در پروتئین‌ها تحقیقات را ادامه دهد. اولین موفقیت فردریک سنگر با شناسایی کامل توالی آمینواسیدهای دو زنجیره پولی پپتید از انسولین گاوی در سال‌های ۱۹۵۱ و ۱۹۵۲ بدست آمد.
این زیست شیمیدان برجسته سپس توانست روش‌هایی را برای مشخص کردن ترتیب آمینواسیدها در مولکول‌های پیچیده پروتئین ابداع کرد و نخستین کسی بود که مولکول کامل DNA را توالی یابی کرد و توالی کامل آن را مشخص نمود. فردیک سنگر توانست تمام مولکول DNA میتوکندریابی انسان شامل ۱۶ هزار و ۵۶۹ جفت باز و مولکول DNA باکتریوفاژ لامبدا شامل ۴۸ هزار و ۵۶۹ جفت باز را شناسایی و توالی یابی کند. تحقیقات و دستاوردهای این دانشمند بزرگ یک جهش بزرگ در علم ژنتیک و ساختارهای مولوکولی بوجود آورد.

دکتر فردیک سنگر سرانجام در سال ۱۹۸۳ از تمامی کارهای تحقیقاتی خود را بازنشست کرد.این دانشمند بزرگ حتی برای دریافت نشان شوالیه و دریافت لقب سِر نیز دعوت شد ولی او این دعوت را رد کرد و این چنین عنوان کرد:«نشان شوالیه و لقب سِر برای این است که نشان دهید شما متفاوت هستید؛ ولی من نمیخواهم متفاوت باشم».
فریدریک سنگر در 19 نوامبر سال 2013 در 95 سالکی در شهر کمبریج انگلستان چشم از جهان فرو بست.

images_19.jpeg
 
ادوارد بوخنر

ادوارد بوخنر[nb]Eduard Buchner[/nb] (1917-1860) شیمیدان و مخمرشناس آلمانی بود که در سال 1907 جایزه نوبل شیمی را به دلیل تحقیقات بر روی تخمیر مواد به دست آورد.

download_1_.jpg


او در 20 می سال 1860 در مونیخ در کشور آلمان به دنیا آمد.او در سال 1884 تحصیل در رشته شیمی را زیر نظر آدولف فن بایر و گیاه شناسی را تحت نظر پروفسور کارل نگلی[nb]Carl Nägeli[/nb] ذر انستیتو گیاه شناسی مونیخ آغاز کرد.و بعد از یک دوره کار با هرمان امیل فیشر در ارلانگن،توانست دکترای خود را از ذانشگاه مونیخ در سال 1888 دریافت کند.او در تحقیقاتی که جایزه نوبل را برایش به ارمغان آورد؛نشان داد که عصاره بدون سلول سلول های مخمر می تواند باعث تخمیر قندها شود.این تحقیقات ضربه دیگری را به تفکر حیات گرایی وارد کرد که معتقد بود برای وقوع تخمیر باید سلول زنده وجود داشته باشد.این عصاره بدون سلول از ترکیبی از سلول های مخمر خشک شده،خاک دیاتومه و کوارتز تشکیل شده بود.سپس این ترکیب در جای مرطوبی قرار داده و به ترکیب قند اضافه می شد.
او بعد از چند روز مشاهده می شد که به ترکیب کربن دی اکسید به تناوب اضافه شده است.و بوخنر نتیجه گرفت که سلول های مخمر از خود پروتئینی ترشح می کنند که باعث تخمیر مواد می شود.ولی این مسئله که تخمیر در درون مخمر ها اتفاق می افتد،بعد ها کشف شد.ادوارد بوخنر به دلیل این تحقیقات،جایزه نوبل شیمی سال 1907 را دریافت کرد.

او در 13 آگوست سال 1917،در مونیخ در گذشت.[nb]Wikipedia[/nb]
 
هانس اورستد

هانس کریستین اورستد[nb]Hans Christian Ørsted[/nb] (1851-1777) شیمیدان و فیزیکدان دانمارکی بود.او بیشتر به‌دلیل کشف این پدیده که جریان الکتریکی میدان مغناطیسی ایجاد می‌کند؛مشهور شد.قانون اورستد[nb]Oersted's law[/nb]،یکی از مهمترین قوانین در زمینه الکترو مغناطیس است.

220px_Hans_Christian_%C3%98rsted_daguerreotype.jpg


هانس اورستد در 14 آگوست سال 1777 در شهر رودکبینگ[nb]Rudkøbing[/nb] در دانمارک به دنیا آمد.پدرش داروخانه داشت، بنابراین او در کودکی با بسیاری از مواد آشنایی پیدا کرد که این آشنایی سبب تحصیل در همین رشته شد.او بیشتر تحصیلات اولیه خود را به‌صورت خودآموز در منزل فراگرفتد.او در سال ۱۷۹۳ منزل را به‌قصدِ کپنهاگ ترک کرد تا در امتحان ورودی دانشگاه کپنهاگ شرکت کند.اودر امتحان قبول و در دانشگاه برجسته شد.او در سال 1806 با سمت استاد عالی رتبه استخدام شد.و در سال 1829 به ریاست موسسه پلی تکنیک کپنهاگن منصوب شد.

اورستد در ۱۸۲۵ برای اولین بار آلومینیوم را تولید کرد. پیش از او ترکیب آلومینیوم و آهن توسط دانشمندی دیگر تولید شده بود، اما این اورستد بود که برای اولین بار توانست آلومینیوم خالص را از کلرید آلومینیوم استخراج کند.

زمانی که هانس کریستین اورستد در حال آماده شدن برای سخنرانی در شب 21 آپریل 1820 بود؛مشاهدات شگفت‌آوری کسب کرد. او متوجه شد که سوزن قطب‌نما زمانی که جریان الکتریکی حاصل از باتری روشن و خاموش می‌شد، از قطب مثبت منحرف می‌گردید. این انحراف او را متقاعد کرد که میدان‌های مغناطیسی از طرف یک سیم حامل جریان الکتریکی تأثیر می‌پذیرد و رابطه مستقیم بین الکتریسیته و مغناطیس وجود دارد. به زودی او یافته‌های خود را به چاپ رسانید که نشان می‌داد جریان الکتریکی در اطراف یک سیم حامل جریان تولید میدان مغناطیسی می‌کند.واحد القاء مغناطیسی (oersted) است و به افتخار او نام‌گذاری شده‌است.

images_6_.jpg


اورستد همچنین در زمینه تراکم پذیری گازها و سیالات و نیز کیفیت مغناطیسی، پژوهش های بسیاری انجام داد. شیوه ی عمل او روش جدیدی را در اکتشافات علمی بنیان گذاشت بدین صورت که دانشمند، تمام حالتها و شرایط ممکن را مورد بررسی قرار می دهد تا به شرایط دلخواه و مناسب دست یابد. او با شور و حرارت بسیار سعی داشت تا علم را عامه فهم کند. کوشش های او دانمارک را به عنوان کشوری مطرح در شاخه ی فیزیک به جهانیان شناساند.

images_2_.jpg


اورستد در سال ۱۸۵۱ در سن ۷۳ سالگی در شهر کپنهاگن در دانمارک درگذشت.[nb]Wikipedia[/nb][nb]http://adamayegonde.persianblog.ir/post/172/[/nb]
اسکناس‌های صد کرونی دانمارک از ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۰ به یادبود و او با عکسش منتشر می شدند.

images_1_.jpg
 
پل ساباتیه

پل ساباتیه[nb]Paul Sabatier[/nb] (1941-1854) شیمیدان فرانسوی بود.وی جایزه نوبل شیمی را در سال 1912 به همراه ویکتور گرینیارد به طور خاص به دلیل تحقیق بر روی هیدروژنه کردن ترکیبات آلی در حضور فلزات به دست آورد.او به دلیل واکنش و اصل ساباتیر در شیمی کاتالیز،شناخته شده است.

200px_Paul_Sabatier.jpg


پل ساباتیه در 5 نوامبر سال 1854 در شهر کارکاسون در استان اد فرانسه به دنیا آمد.او تحصیلاتش را در سال 1874 و در دانشگاه اکول نرمال سیپرییر[nb] École normale supérieure[/nb] آغاز کرد.او در سال 1880 دکترایش را در زمینه دکترای علم دریافت کرد.او تا قبل ازآنکه در سال 1905 رییس دانشگاه علوم شود؛بیشتر عمرش را در کلاس های علم درس می داد.

او در اوایل تحقیقات خود را بر روی ترموشیمی بر روی گوگرد و ترکیبات گوگرد دار متمرکز کرده بود؛که موضوع تحقیقات دکترایش بود.او سپس تحقیقات فیزیکی و شیمیایی اش را بر روی سولفات ها،کلرید ها،کرومات ها و ترکیبات مس دار ادامه داد.او همچنین تحقیقاتی بر روی اکسیژن،نیتروژن، نیتروسدیم سولفیداسید و نمک های آن انجام داد؛که منجر به تحقیقات اساسی ای در طیف سنجی و ضریب پارتیشن شد.او همچنین توانست استفاده از هیدروژن دهی در صنعت را بسیار تسهیل ببخشد.
در سال 1897،او بر پایه تحقیقات بیوشیمیایی دانشمند آمریکایی،جیمز بویس،کشف کرد که اضافه کردن مقداری نیکل به فرایند هیدروژن دهی به ترکیب های آلی،میتواند اضافه شدن هیروژن به بیشتر ترکیب های کربن دار را تسهیل ببخشد.

او در 14 آگوست سال 1941 در سن 86 سالگی در شهر تولوز در فرانسه در گذشت.
 
رابرت بونزن

رابِرت ویلهلم اِبرهارد بونزن[nb]Robert Wilhelm Eberhard Bunsen [/nb] (1899-1811) شیمی‌دان آلمانی بود.بونزن و دانشمندان همکارش، گوستاو رابرت کیرشهف، با کشف غیرمنتظره‌ی خود در سال 1859 شناخته می‌شوند. آن‌ها یافتند هر عنصر نوری با طول موج مشخص منتشر می‌کند. این کشف سبب انقلابی در زمینه‌ی تحلیل طیف نوری شد؛ و بعدها منجر به یافتن دو عنصر از گروه فلز های قلیایی،یعنی سزیم و روبیدیوم گشت. او همچنین برای ایجاد چراغ مشهور بنزن با کمک همکارش، پیتر دزاگا،نیز شناخته می‌شود.

Robert_Bunsen_02.jpg



روبرت بونزن در 30 مارس سال 1811 در گوتینگن آلمان متولد شد. پدر او در دانشگاه گوتینگن فیلولوژی ( علم زبان ) مدرن تدریس می‌کرد. رابرت در همان دانشگاه در سال 1830 مدرک دکترای شیمی خود را گرفت و یک استاد موفق در دانشگاه ماربورگ، برسلاو و هایدلبرگ شد.

بونزن قبل از رسیدن به سی سالگی، کارهای علمی خود را با تحقیق در ترکیبات آلی ارسنیک دار که رشته جدید دانش شیمی درمانی را بوجود آورد، شروع کرد.تحقیقات روبرت بونزن در ترکیبات آرسنیک سمی حاوی کاکودیل در سال 1837 یکی از اولین کارهای تحسین‌شده‌ی او هستند. او به طور گسترده طیف منتشر شده از عناصر گرم شده را با گوستاو رابرت کیرشهف که به او کمک می‌کرد ، مورد مطالعه قرار داد که به کشف سزیم در سال 1860، و روبیدیوم در سال 1861 انجامید.او از پیشگامان شیمی نور است.

اختراع سلول الکتریکی کربن – روی در سال 1841 و نورسنج گریسی در سال 1844 نیز به نام بونزن ثبت شده است. این نورسنج نور تولیدشده توسط باطری را اندازه‌گیری می‌کرد. او توانست برای اولین بار منیزیم را به صورت فلز جامد ایجاد کرده و خواص فیزیکی و شیمیایی آن را مورد بررسی قرار دهد. اختراعات دیگر بونزن شامل پمپ فیلتر در سال 1868، حرارت‌سنج یخ در سال 1870 و حرارت‌سنج بخار در 1887 هستند.ولی مشهور ترین اختراع او چراغ بونزن است که توانست آن را با دستیار آزمایشگاهش، پیتر دزاگا، در سال 1855 بسازد. این اختراع توانست به میزان زیادی شکل مشعل‌های آزمایشگاهی را بهبود ببخشد.

images.png


رابرت بونزن در 16 آگوست سال 1899 در شهر هایدلبرگ در استان بادن آلمان در سن 88 سالگی در گذشت.[nb]Wikipedia[/nb][nb]Wiki 5040[/nb]

220px_Bunsen_Grabmal.jpg
 
بلز پاسکال

بلِز پاسکال[nb]Blaise Pascal[/nb] (1662-1623) ریاضی‌دان، فیزیک‌دان و فیلسوف فرانسوی بود.وی ریاضی دان بزرگی است و ابداعات زیادی در زمینه ریاضی دارد.

download_3_.jpg


بلز پاسکال در 19 جون سال 1623 در کلرمون در فرانسه به دنیا آمد.پاسکال در سه‌سالگی مادرش را از دست داد و تحت آموزش پدرش قرار گرفت.بلز از همان کودکی علاقه بسیار خود را به ریاضیات نشان داد اما با مخالفت‌های پدر مواجه شد. پدر سعی می‌‌کرد او را به جای خواندن کتاب‌های علمی به مطالعه کتب ادبی تشویق کند. پدر حتی دست‌ زدن به کتاب‌های ریاضی را در خانه منع کرد. او معتقد بود که ریاضی ذهن کودکش را خسته می‌‌کند. پدر پاسکال بازنشست شد او تصمیم گرفت اوقات بیشتری را برای تربیت فرزندانش در نظر بگیرد. او بیش از پیش نسبت به پرورش فرزندانش حساس شده بود. بچه‌ها نیز باید تحت اوامر پدر می‌‌بودند. پدر در سال 1631 وقتی بلز 8 ساله بود راهی پاریس شد تا در تحقیقات ادبی و مذهبی امکانات بیشتری داشته باشد. او تعلیم پسرش را به عهده گرفت. در ابتدا همه کتاب‌های آموزش ریاضی را در خانه جمع‌آوری کرد. او عقیده داشت نباید انرژی خدادادی پسرش برای فعالیت‌های دیگر از بین برود اما بلز علاقه شدیدی به آموختن ریاضی داشت. او از طریق یکی از دوستانش کتاب‌های اقلیدسی را دریافت می‌‌کرد و پنهانی به مطالعه می‌‌پرداخت.

بلز در سن 12 سالگی در هندسه بسیار جدی شد و به تحقیق درباره قضیه‌های اقلیدس پرداخت. او بدون این که معلمی داشته باشد توانست بسیاری از قضیه‌های هندسه اقلیدسی را نزد خود اثبات کند. در 16 سالگی قضیه‌ای از هندسه تصویری را کشف کرد که بعدها (قضیه پاسکال) نام گرفت. او در همان سال کتاب (مقاطع مخروطی) را نوشت. پدرش وقتی به این موضوع پی ‌برد در ابتدا عصبانی شد اما به عظمت فکری پسرش پی ‌برد و از تصمیم سابقش منصرف شد و او را آزاد گذاشت تا به تحصیل ریاضیات بپردازد. این نابغه کوچک با نوشتن کتابش به شهرت رسید و نظر پدر را نسبت به ریاضیات تغییر داد. در واقع پاسکال معلم خودش بود. پدر دریافت که نمی‌‌تواند جلوی پسر باهوشش را بیش از این بگیرد. پاسکال جوان شروع به مشارکت با گروهی از ریاضیدانان و عالمان در مورد دایره مرسن در یک جلسه هفتگی کرد. زمانی که کتاب این نابغه نوجوان به دست دکارت رسید، قبول نمی‌‌کرد که پسری 16 ساله آن هم بدون تعلیم و تربیت زیر نظر مربیان و معلمان ریاضی، آن را نوشته باشد اما پس از مطمئن شدن،‌ نبوغ و استعداد وی را تحسین کرد.

220px_PascalTriangleAnimated2.gif


پاسکال در زمینه فیزیک به کشفیات فراوانی دست یافت که از جمله آنها می‌توان به (اصل پاسکال) درباره انتقال فشار در سیالات اشاره کرد. او کارهای مهمی در هیدروستاتیک که به همین سبب واحد فشار پاسکال نامیده می‌شود انجام داد.
بلزپاسکال بسیار باهوش و خلاق بود. در حالیکه همه در حال درک قضیه هندسه تحلیلی دکارت بودند، او در سال 1639 مقاله‌ای در زمینه مقاطع مخروطی نوشت و آن را انتشار داد.اصل پاسکال یکی از مهمترین ایده ‌هایش بود. اصل پاسکال در مورد انتقال فشار مایعات چنین می‌گوید: فشاری که بر یک قسمت از مایع محصور وارد می‌شود بدون کاهش بر همه نقاط آن وارد می‌شود. کاربرد اصل پاسکال در ترمز اتومبیل و بالا بر هیدرولیکی است یکی از مزایای بالابر هیدرولیکی این است که می‌توان در آن نیروی کوچک به نیروی بزرگ تبدیل شود.

download_4_.jpg


قضیه شش ضلعی پاسکال نیز انقلابی در هندسه برپا کرد. او اظهار داشت که سه نقطه‌ای که از تقاطع اضلاع روبروی یک شش ضلعی محاط شده و در یک مقطع مخروطی به دست می‌آیند، بر یک خط راست واقع می‌شود. خط راستی که بر هر کدام از سه نقطه تقاطع اضلاع روبرو قرار گیرد (خط پاسکال) نامیده می‌شود. خواهرش ژیلبرت زندگی‌نامه او را نوشت. او در مورد زندگی برادرش نوشت که مقالات و نظریات پاسکال جوان بهترین ایده‌ های ریاضی است که از زمان ارشمیدس تا به حال نوشته شده است.

images_1_.png


او تحت تاثیر خواهرش ژاکلین قرار گرفت و جذب صومعه شد و خودش را وقف کلیسا کرد. در واقع بی‌ بهره شدن جهان دانش از وجود این نابغه همین عقاید پوچ و متعصبانه خواهرش بود که بر او تاثیر گذاشت. لذا در سن 25 سالگی فعالیت‌های علمی خود را رها کرد و به دیر ژان سنیست‌ها رو آورد و برای توبه و استفاده از طلسم کمربند میخ‌دار می‌بست و بر تخت سرد و آجری می‌خوابید. زیرا خواهرش معتقد بود که دانش یک شهوت روانی است شبیه شهوت جسمی و باید برای پاک کردن ذهن از دانش جسم خود را عذاب دهد تا بخشش خداوند شامل حال انسان شود. در همان حال بود که پاسکال برای شوهر خواهرش نوشت: گمان نمی‌کنم ناچار باشیم اندیشه‌ها و حکم ‌هایی را که از گذشته به ما رسیده است بپذیریم مگر آنکه استدلالی منطقی و بی‌تردید داشته باشند و به نظر من نهایت ضعف و نادانی است که به حقیقت‌های روشن و مسلم گردن ننهیم و به اندیشه‌های کهنه خود باور داشته باشیم. در حقیقت پاسکال به عقاید کورکورانه کلیسای آن دوران اعتقاد نداشت و تنها تحت تاثیر خواهرش قرار گرفته بود.

در کلیسا در سال 1668به درد دندان مبتلا شد و برای نجات از درد به ریاضیات پناه برد و در 8 روز کتابی درباره انتگرال و دیگر کشفهای خودش در زمینه محاسبه دیفرانسیل نوشت. او 4 سال آخر عمر خود کار مفیدی در زمینه ریاضیات و فیزیک انجام نداد و تنها خود را شکنجه داد. همچنین او دست به کارهای مذهبی زد و 18 نامه با موضوع (اگر خدا نبود) را خطاب به انسان‌های بی‌اعتقاد به خدا نوشت.پاسکال زندگی پر ثمر و مشکلی داشت.

بلز پاسکال بر این عقیده بود که برای فهمیدن چیزی باید از آن چیز فاصله گرفت تا آن را مورد داوری قرار داد. اما برای شناخت قلبی همان چیز باید آن را بتوان احساس کرد.
او در 19 آگوست سال 1662 در 32 سالگی در پاریس در گذشت.[nb]akairan[/nb][nb]Wikipedia[/nb]

250px_Pascal_Pajou_Louvre_RF2981.jpg
 
لینوس پاولینگ

لینوس کارل پاولینگ[nb]Linus Carl Pauling[/nb] (1994-1901) شیمیدان،بیوشیمیدان و فعال صلح آمریکایی بود.او بیش از 1200 مقاله و کتاب منتشر کرده است که در آن ها به حدود 850 موضوع علمی پرداخته شده است.بنا بر گزارش نیو ساینتیست،او جزء 20 دانشمند بزرگ تمام ادوار معرفی شده است.پاولینگ از پایه گذاران شیمی کوانتومی و زیست شناسی مولکولی بود.او جایزه نوبل شیمی را به دلیل کارهای علمیش در سال 1954،و جایزه صلح نوبل را برای فعالیت های صلح طلبانه اش بدست آورد.

images_11_.jpg


لینوس پاولینگ در 28 فبریه سال 1901 در شهر پورتلند در ایالت اورگون آمریکا زاده شد.وی در یازده سالگی به جمع‌آوری حشره‌ها پرداخت و این امر ، او را به خواندن کتاب حشره شناسی کشاند. پاولینگ در 13 سالگی در کتابخانه خانوادگی خود ، یک کتاب شیمی بدست آورد. مطالعه این کتاب زمینه‌ای برای ورود او به دنیای شیمی گردید. وی در زیر زمین منزل خود یک آزمایشگاه تاسیس کرد.او مدرک دکترایش را در رشته شیمی را در سال 1925 از دانشگاه کالیفرنیا دریافت کرد.

از سال ۱۹۲۶ تا ۱۹۳۵ مقاله هایی در زمینه نظریه پیوند ظرفیت منتشر کرد که در واقع پایه و بنیان تفسیر تازه ای از پیوند شیمیایی را استوار ساخت. در ۱۹۲۷ استاد شیمی و مدیر آزمایشگاه انستیتو تکنولوژی کالیفرنیا شد. در سالهای اولیه کارش در این انستیتو از خاصیت پراش پرتو ایکس در مواد برای اندازه گیری فاصله میان اتمها در مولکول و بلور بهره گرفت. پاولینگ به همرام «استوری» ، با بهره‌گیری از روش پراش پرتوهای ایکس درباره پروتئینهای رشته‌ای و با دیگران درباره پروتئینهای کروی شکل ، پژوهشهای دامنه‌داری انجام داد و به این نتیجه رسید که هر مولکول پروتئین باید دارای شکل فضایی ویژه‌ای با ابعاد معین باشد تا بتواند کار زیستی مربوط به خود را انجام دهد.پشتکار و پژوهشهای وی در این انستیتو سبب شد که این موسسه آموزشی به یکی از مرکزهای پژوهشی زیست شیمی در جهان مبدل شود. پاولینگ روشهای شیمی فیزیک را برای گشودن بسیاری از مسألهای پزشکی به کار برد.

170px_Helix_electron_density_myoglobin_2nrl_17_32.jpg


پاولینگ به مطالعه بر روی اتم ها و الکترون ها و اثرات متقابل نیرو های موجود بین آن ها پرداخت.وی در نظریه خود ابراز داشت که الکترو ها بصورت جفت جفت بر یکدیگر تاثیر می گذارند؛و این تاثیر زمانی صورت می گیرد که اتم های در برگیرنده این الکترون ها کنار هم قرار گرفته باشند.پاولینگ نظریات خود را در کتابی تحت عنوان "ماهیت بند شیمیایی" در سال 1939 منتشر نمود و آن را به لوئیس تقدیم کرد.

پاولینگ کارهای برجسته‌ای در زمینه طیف خطی ، کاربرد نظریه کوانتومی در شیمی ، ساختار مولکولی و پیوندهای شیمیایی انجام داد. پاولینگ همچنین نظریه رزونانس را ارائه کرد. همچنین نظریه پیوند فلزی را توسط ایشان پیشنهاد شد.

پاولینگ به همراه سایر همکاران خود ، ساختار مارپیچی پروتئینها را ثابت کرد و از این نظریه طرفداری نمود. اسید پرگزنیک با فرمول شیمیایی H4XO6 توسط او تهیه شد و ثابت کرد که گازهای بی‌اثر هوا می‌توانند فعالیت شیمیایی داشته باشند. روش سنتز پادتن‌ها توسط او و با همکاری «کمپل» و «پرسمان» تهیه شده است. پاولینگ همچنین در سال 1939 ، واحد نسبی برای الکترونگاتیوی عناصر در نظر گرفت و جدولی برای آنها تنظیم کرد.

images_12_.jpg


وی در سال 1954 ، جایزه نوبل شیمی را به خاطر پژوهشهایش درباره ماکرومولکولها (مولکولهای درشت) و پیوند شیمیایی و کاربرد آنها در تعین ساختار مواد دریافت کرد.
پاولینگ هنگام پژوهش درباره مساله های مربوط به وراثت به طور مرتب، زیان های ناشی از سلاحهای اتمی را مورد توجه قرار داد و در مورد تاثیرهای ژنتیکی مواد رادیواکتیوی که در نتیجه آزمایش های هسته ای در جو زمین وارد می شوند، پژوهش کرد. از این رو در اوایل ۱۹۵۸ دادخواستی با امضای ۹۳۲۵ دانشمند به سازمان ملل متحد ارائه داد که در آن خواسته شده بود تا آزمایش های هسته ای در فضا را تحریم کنند. کوشش های وی منجر به تعیین مهلت قانونی شد و در نتیجه بیش از ۱۰۰کشور عضور سازمان ملل قرار داد تحریم آزمایش های هسته ای در فضا را امضا کردند.وی در سال 1962 ، جایزه نوبل صلح نوبل را به دلیل تلاش هایش برای ایجاد صلح جهانی بدست آورد.

download_7_.jpg


او در 19 آگوست سال 1994 در سن 93 سالگی در بیگ سور کالیفرنیا در گذشت.[nb]Wikipedia[/nb][nb]roshd[/nb][nb]http://www.fzs.ir/زندگی-نامه-دانشمندان-جهان/259-1389-08-23-10-30-20.html[/nb][nb]http://adamayegonde.persianblog.ir/post/196/[/nb]
 
اریک استیون لَندِر ( - ۱۹۵۷)

".Science is just organized curiousity"​

اریک لَندِر[nb]Eric Lander[/nb]، یک ریاضی‌دان و پروفسور زیست‌شناسی در دانشگاه MIT[nb]Massachusetts Institute of Technology[/nb]، عضو سابق انستیتو تحقیقاتی وایت‌هِد[nb]Whitehead Institute[/nb] و بنیان‌گذار و رئیس انستیتو تحقیقاتی براد[nb]Broad Institute[/nb] در MIT و هاروارد است. او همچنین عضو هیأت شورای مشاوران رئیس جمهور آمریکا، باراک اوباما، در امور مربوط به علم و فنّاوری‌ است. لندر زندگی علمی خود را وقف تحقّق رویای استفاده از ژنوم و شاخصه‌های ژنومیک انسان در امور پزشکی کرده است.

لندر در بروکلین، نیویورک متولّد و بزرگ شد. در ابتدای دبیرستان، او عاشق ریاضیات شد و معلّم‌هایش به سرعت متوجّه استعداد بالای او در این زمینه شدند. لندر کاپیتان تیم المپیاد ریاضی ایالات متّحده در المپیاد جهانی ریاضی بود و برنده‌ی مدال نقره شد. او در هفده سالگی مقاله‌ای در رابطه با اعداد quasiperfect نوشت که او را برنده‌ی جایزه‌ی استعداد علمی وستینگ‌هاوس کرد. لندر وارد دانشگاه پرینستون شد و به سرعت به عنوان یک ریاضی‌دان پیشرفت کرد. در سال ۱۹۷۸ با بالاترین افتخارات از پرینستون فارغ‌التحصیل شد و جایزه‌ی پاین[nb]Pyne Prize[/nb]، بالاترین افتخار یک دانشجوی کارشناسی، را دریافت کرد. لندر بلافاصله وارد دانشگاه آکسفورد شد و در زمینه‌ی ترکیبیات و و کاربرد نظریه نمایندگی[nb]Representation theory[/nb] در نظریه کدگذاری[nb]Coding theory[/nb] به پژوهش پرداخت. او تز دکترای خود را در زمینه‌ی طرّاحی متقارن کامل کرده بود، امّا در دنیای ریاضیات خالص احساس بی‌هدفی می‌کرد. لندر خیلی زود پیشنهاد کاری به عنوان استاد و سخن‌ران اقتصاد مدیریتی در دانشکده‌ی اقتصاد هاروارد دریافت کرد. این زمینه‌ی کاری برای لندر جدید بود، امّا او خیلی زود با نشان دادن استعداد فراوان در تدریس و سخن‌رانی، پیشرفت کرد. او در همین سال با دوست قدیمی و هم‌دانشگاهی‌اش، لوری وینر[nb]Lori Weiner[/nb] ازدواج کرد.

lan0_003.jpg
لندر، نفر سوّم از چپ، زمانی که کاپیتان تیم المپیاد ریاضی ایالات متّحده بود.

لندر در حال نوشتن کتابی در رابطه با نظریه‌ی اطّلاعات بود برادرش، یک پزشک و یک زیست‌شناس اعصاب، به او پیشنهاد داد وارد زمینه‌ی مطالعات مغز انسان به عنوان پیچیده‌ترین سیستم اطّلاعاتی شود. لندر از این پیشنهاد هیجان‌زده شد و هر چه بیشتر پیش‌ رفت، بیشتر جذب زیست‌شناسی شد و مطالعاتش در این زمینه را گسترده‌تر و بنیادی‌تر کرد. او در دانشگاه هاروارد در کلاس‌های پایه‌ی زیست‌شناسی شرکت کرد. او تصمیم گرفت در آزمایشاه‌های زیست‌شناسی کار کند و خیلی زود سر و کلّه‌اش در آزمایشگاه ژنتیک مولکولی پیدا شد. او از موقعیتش در هاروارد مرخصی گرفت و به ‌MIT بازگشت تا به پژوهش ژنتیک بپردازد. دانش او در زمینه‌ی ریاضیات رنگ و بوی تازه‌‌ای به پژوهش در زمینه‌ی یافتن تغییرات کوچک در ژنوم که منجر به بروز بیماری‌های ژنتیکی می‌گشتند شد. لندر در بسیاری از کنفرانس‌های جهانی در رابطه با کاربرد ریاضی در زیست‌شناسی و ژنتیک سخن‌رانی کرد. در سال ۱۹۸۶ عضو هیأت پژوهش‌های زیستی و پزشکی انستیتوی تحقیقاتی وایت‌هد شد و خیلی زود، بورسیه‌ی بسیار معتبر مک‌آرتور[nb]MacArthur Fellowship[/nb] را برای ادامه دادن به تدوین تکنیک‌های ریاضی در زمینه‌ی آنالیز ژنتیکی دریافت کرد. اریک لندر در همین سال از هر دو دانشگاه هاروارد و ‌MIT پیشنهاد استاد دائمی دریافت کرد. او پیشنهاد MIT را قبول کرد، هر چند بنیان‌گذاری انستیتوی تحقیقاتی براد در آینده، هر دو دانشگاه را به هم پیوند داد.

در سال ۱۹۹۰، لندر در انستیتوی وایت‌هد مرکز پژوهش‌های ژنوم[nb]Center for Genome Research at Whitehead and MIT (WICGR)[/nb] را بنیان گذاشت و این مرکز، در همکاری با مرکز ملّی بهداشت ایالات متّحده[nb]National Institute of Health[/nb] از ارکان پروژه‌ی ژنوم انسان[nb]Human Genome Project[/nb] بود. لندر به عنوان سرپرست تیمی که درگیر این پروژه‌ی تاریخی بود، روش‌های جدیدی برای توالی‌یابی ژنوم انسان ابداع کرد و مهلت پایان پروژه را چند سال جلو انداخت. با پایان این پروژه‌ی نفس‌گیر و عظیم، اوّلین نسخه‌ی توالی کامل ژنوم انسان در سال ۲۰۰۱ در مجله‌ی Nature به چاپ رسید؛ مقاله‌ای که نام اریک لندر به عنوان نویسنده‌ی اوّل آن به چشم می‌خورد. مرکز پژوهش‌های ژنوم در وایت‌هِد به پژوهش‌های خود در عصر ژنومیکس ادامه داد و ژنوم بسیاری از ارگانیسم‌های مدل را توالی‌یابی کرد.

در سال ۲۰۰۳، لندر با هدف متّحد کردن پژوهش‌های ژنوم انستیتو وایت‌هِد در MIT با پژوهش‌های هاروارد، انستیتو تحقیقاتی براد را بنیان‌گذاری کرد. هدف این انستیتو، تدوین روش‌های جدید و قدرتمند برای مطالعات ژنومی و کاربرد آن‌ها در درمان بیماری است. لندر در خلال پژوهش‌هایش، یک تاکسونومی مولکولی سرطان تدوین کرده که هر گروه از سرطان‌ها را بر اساس خوشه‌های بیان ژنی دسته‌بندی می‌کند و میزان حسّاسیت نسبی هر کدام را به شیمی‌درمانی و دیگر روش‌های درمانی نشان می‌دهد. در سال ۲۰۰۴، مجله‌ی تایم اریک لندر را به عنوان یکی از ۱۰۰ انسان تأثیرگذار در زمان ما معرّفی کرد.

07_genomics1_450.jpg

مطالعه‌ی بیشتر
 
Back
بالا