• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

اولین مسابقه شعر سمپادیا

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع عطا فرهنگ
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

کدام شعر را بیشتر می پسندید؟


  • رای‌دهندگان
    49
  • Poll closed .
وضعیت
موضوع بسته شده است.
پاسخ : آغاز رای گیری اولین مسابقه شعر سمپادیا

سلام رفقا! خسته نباشید همگی. مسابقه ی خوبی بود. با اینکه شعر من نرسید به مسابقه ولی حال داد کلا!
راستش من در مورد شعر نو و نیمایی و سپید اونقدری نمیدونم که بخوام نقد محتوایی داشته باشم. فقط از اونجایی ک حس میکنم این شعر به قصد یه شعر نیمایی سروده شده، اون قسمتاییش ک فکر میکنم ایراد وزنی داره رو مشخص میکنم.


می نشینم لب جوی
دست در آب زنم
ماهیان رقص کنند
می نشینم لب جوی
با دلی گرفته از غربت سخت
از غم رفتن این ماهی ها
می نشینم لب جوی
پای بر آب برم
دامنم تر شود از اشک غریبانه شان
ماهی ! ای تشنه لبِ خشکیِ رود

من هستم او هست ما هستیم !
دست در دست هم اندازیم باز
آب در جوی روان سازیم باز !


بنفش: اینجا یه کار شاخ کردیا :>

سبز: همه ش درسته! مو لا درزش نمیره

زرد: توضیحاتشو توی قرمز میدم ;D

قرمز: 1) هست : کشیده : بلند + کوتاه : _U
که باید باشه :بلند : _
اصلاحیه پیشنهادی: من هستم، او هم! ما هستیم.

2) قسمت "اندازیم" و "سازیم" وزنشون درسته!!! ولی نکته اینجاس ک برای اینکه وزن اینا درست باشه باید به ترتیب "دستِ" و "جوی" رو با اشباع بخونیم. و از اونجایی ک فکر کنیم، آخر "جوی" ساکن باشه و کسره نداشته باشه، نمیشه با اشباع خوندش. حالا اگه حتی آخرش کسره داشته باشه و بشه با اشباع خوند، وزنش در یک هجا در هر رکن با وزن بقیه ی شعر متفاوته!

به هر حال اصلاحیه ی پیشنهادی: دست در دست خدا اندازیم - آب در جوی روان میسازیم
 
پاسخ : آغاز رای گیری اولین مسابقه شعر سمپادیا

الان من جنبه های دیگه شعر که اتفاقا خیلی هم خوبه رو بررسی کنم...
الان یعنی همه ما من در محتوا موافقن؟؟؟
خوب اگه اشتباه میگم بگید... شاعر محترم دفاع داری بکن... من از عمد تند رفتم داغ بشه بحث
 
پاسخ : آغاز رای گیری اولین مسابقه شعر سمپادیا

مرسی از عطا
دقیقاً وقتی میگم این نمره لطف هیئت داورانو نشون میده و ما نمرمون از 5 تجاوز نمی کنه منظور همینه


همینطور که تو تاپیک خودت بهت گفتم من به پیوستگی شعرات قبطه می خورم و این چیزیه که خودم تو شعرام کم دارم و بهش واقفم! و علتش هم احتمالاً علاقه زیادم به سبک هندی و ومطالعه زیادم تو این سبکه


در مورد کلیّت شعر باید بگم که این شعر جنبه درد دل داره و به شخصیت عزیزی تقدیم شده
ولی در مورد نقد خوبت فقط میتونم توضیح بدم که در بیت 3 مخاطب شعر به یعقوب تشبیه شده و به زلیخا نرسیدن نه به معنای نرسیدن به وصال زلیخا بلکه به این معناست که در نظر یوسف به مرتبه زلیخا نمیرسد
در مورد مصرع دوم هم خب امروز گذشته و تو به فردا نمی رسی منظور این بوده که علی رقم گذشتن روزها شرایط عوض نخواهد شد و فکر نمی کردم ضعف تالیف داشته باشه


در کل شعر داره هشدار میده به عزیزی که خواسته خوب باشه و شکست خورده و جسارت در لحن و ردیف این شعر مخصوصاً بیت 6 (که البته گفتی مشابهش زیاده ولی من ندیدم جایی به نظرم!) به دلیل بعد اجتماعی این مساله بوده و اشارات به عشق به دلیل نگاه این شخص بوده
در کل اگر اول شعر نوشته بشه که این شعر به فلانی تقدیم شده شاید نایوستگی شعر تا این حد به چشم نیاد ولی خودمون هم میدونیم که چیز زیادی به شعر اضافه نمی کنه

در کل از نظر معنا اول و آخر شعر یک سیاه نمایی و در ابیات میانی نافرجامی عاشقانه و انتقاد اجتماعی .. میشه گفت هر کدوم از ابیات میتونه جداگانه یه شعر باشه اما در کنار هم یه معنای واحد و منسجم نمیسازن.
و در آخر این چیزیه که علاوه بر شما از بسیاری از دوستان وبزرگان هم شنیدم و چند وقتیه خیلی سختگیرانه دارم روش کار میکنم
به امید روزی که نقد های شما عزیزان اثر داشته باشه
ممنون
 
پاسخ : آغاز رای گیری اولین مسابقه شعر سمپادیا

به نقل از sahere :
پ ن:قاطی حرفاتون الطفاتیم به شعرا داشته باشین.مجلس،مجلس نقد هست :-"""
بعله اگه شعر ها نقد بشه زیبایی مسابقه هم کامل میشه ...

در مورد شعر کلاسیک که نظر خاصی ندارم چون زیاد در مورد کلاسیک نمی دونم و سعی میکنم وارد نشم اما در مورد شعری که خانوم جلاد لاغر سرودن ضمن عرض تبریک باید یه نکاتی که به ذهنم رسیده رو راجبش بحث کنیم :

1-مهم ترین نقصی که شعر داره و کاملا آشکار هست همون چیزیه که احسان گل راجبش صحبت کرد و اون هم وزن شعره که در یه سری قسمت ها رعایت نشده و شعر رو از شعر بودن خارج می کنه (با توجه به اینکه نمی تونیم بگیم این شعر اگر وزن نمی داشت سپید بود ) .

با توجه به نمره ای که به ایشون دادن یعنی 9.38 احتمالا تمامی نمره ای رو که از ده از ایشون کم کردن بخاطر مشکل وزنی شعر هست بنابراین می تونیم نتیجه بگیریم به محتوا و ساخت های شعری نمره ی کامل دادن و در شعر نیمایی حداقل نیمی از سهم امتیاز برای وزن در نظر گرفته میشه.

2- اما در مورد محتوا در کل باید بگم شعر خوبی بود که مشخصا برای عکس و از روی عکس گفته شده بود و به جهت اینکه شاعر سعی داشته شعرش با عکس انطباق زیادی داشته باشه تمام مفهوم رو با عکس پیش برده و شاید یکی از نقاط قوت این شعر همین موضوع باشه . اما به نظرم شاید بهتر بود شاعر کمی فراتر از عکس حرکت کنه و تنها عکس رو روایت نکنه ! به طوری که به ذهن مخخاطب این اجازه رو بده یک پیوند منطقی بین شعر و عکس پیدا کنه !

3- نکته ی مهم تری که انتظار می رفت شاعر به اون دقت داشته باشه اینه که مهم ترین پیامی که شخص با دیدن عکس به نظرش میرسه ماهی های نقاشی شده روی زمین هستن بنابر این فرصت بسیار عالی برای شاعر به وجود میاد که بتونه یک عکس که در اون مفاهیم سورئال وجود داره به یک مسئله ی رئال پیوند بزنه که یکی از قوی ترین توانایی های شاعر محسوب میشه اما متاسفانه در این شعر دیده نمی شد (البته من شعر بقیه ی دوستان رو نخوندم اما اگر کسی به این مسئله توجه داشته باشه به نظر من از نظر مفهوم باید نمره ی کامل رو بگیره )

4- مسئله ی مهم دیگه ای که وجود داره و من فکر میکنم شاعر این شعر رو با عجله سروده اینه که در قسمتی از شعر , شاعر از گذرا بودن جوی و غم غربت ماهی ها و جدایی از اونها صحبت میکنه که تا اینجای کار مشکلی نیست .
می نشینم لب جوی
با دلی گرفته از غربت سخت
از غم رفتن این ماهی ها

اما به طرز عجیبی شاعر در پایان شعر ارزو میکنه که آب در جوی روان باشه ! بنابر این وقتی آب روان باشه ماهی ها هم گذر می کنن و غم غربت سخت تر میشه ! یعنی شاعر حرف اول خودشو نقض میکنه ! و نکته ی دیگه اینه که به نظر من شاعر اصلا به تفاوت "جوی" و "رود" توجه نکرده و مصرع "ماهی ای تشنه لب خشکی رود" به نظر من کاملا مغایر هست با مفهوم کلی شعر .

من هستم او هست ما هستیم !
دست در دست هم اندازیم باز
آب در جوی روان سازیم باز !


یک سری نکات فنی و محتوایی دیگه هم وجود داره که من اون ها رو برای مدیران انجمن میفرستم تا به داور محترم برسونن و اشتباهاتی که من در نقد این شعر داشتم بهم بگن !


اما نکته ای که در مورد انتخاب شعرهست اینه که معمولا توی مسابقه های دیگه ای که توی سایت برگزار میشه تاثیر رای داورها بیشتر از رای هاست که فکر میکنم منطقی تر و بهتر باشه ! امیدوارم در مسابقه های بعدی این رویه تغییر پیدا کنه !

من دوست داشتم که داور ها معرفی می شدند و بحث می کردیم شاید خیلی روال مسابقه جذاب تر می شد . اما در هر صورت تبریک میگم به دو دوست گرامی که برنده شدن بابت شعرهای زیباشون امیدوارم در این زمینه روز به روز موفق تر باشن !
 
پاسخ : آغاز رای گیری اولین مسابقه شعر سمپادیا

با تشکر از نقد پذیری فوق العاده امیر جان!
و اما جنبه های دیگر شعر که به طور کلی در حوزه فرم هست :

1. موسیقی :
موسیقی ظاهری و کناری به جا و درسته ؛ من لغزش وزنی حس نکردم و موسیقی کناری هم خیلی خوبه... قوافی با مصوت «ا» تموم میشن که از آه رو تداعی میکنه ( نگاه فرمالیستی! ) و ردیف هم خیلی زنده است ؛ به این منظور که هم بدیعه و هم از نظر معنایی خیلی کمک میکنه . اما متاسفانه موسیقی معنوی و تعدد مراعات النظیرها در بین ابیات و به عبارتی شبکه معنایی خیلی کمه و تقریبا نیست.

2. ایماژ :
بسامد ایماژها خیلی پایینه ؛ ا استعاره خاصی در شعر نیست ( منظور خوشه های خیاله مثل گل و بلبل ، سرو و قمری )؛ و این یکی از مشکلات اصلی شعر غالب امروزه ؛ که یا ایماژ نیست یا به صورت جدول ضربی زیاده ( جیغ بنفش میکشم !)

3. تمثیل و تلمیح :
به جای ایماژ ، تلمیح و تمثیل شعر رو تشکیل میده ( ابیات 2 و 3 و 4 و 5 و 6 ) . و گاها استفاده متفاوت از تمثیل ها و احادیث مثل لا فتی الا علی.... ، که من این نوع آشنایی زدایی در شعر معاصر زیاد دیدم و اینجا خوب ازش استفاده شده ؛ نمی دونم اسم خاصی برای این آرایه هست یا نه ؟؟ اگه هست بگید ، نیست تا بذاریم براش!

به طور کلی ، شعر قابل قبولیه و نشون میده شاعر میتونه با تجربه بیشتر شعرهای بهتری بگه .
اگه کسی نظری داره زود تر بگه تا بریم سراغ شعرهای بعدی مخصوصا شعر خودم که دوست دارم زیر چاقوی نقد بره!
 
پاسخ : آغاز رای گیری اولین مسابقه شعر سمپادیا

مرسی از همتون :-"
هرکی دلش میخواد نقد شه بگه بچه ها.

اینم شعر جناب فرهنگ :
خون اندر جام

به باران دو چشمان، بحر دل آرام می‌گردد
به چندین قطره این دریای سرکش رام می‌گردد
بشد سرخی صورت ، حاصل باران سیلی‌ها
ببین مستی ما از خون اندر جام می‌گردد
هر آن کس بام بیشش هست ، بر پایین بریزد برف
دو چندان می‌ شود برفش که کوته بام می‌گردد
ز غم جایی برای نام در خاطر نمی‌ماند
مگو کز جای محنت ها ، نگین را نام می‌گردد!
ببین فریاد را چون موج پر جوش و خروش آید
به ساحل می‌رسد اما ، حباب انجام می‌گردد
فریاد ( عطا فرهنگ )
 
پاسخ : آغاز رای گیری اولین مسابقه شعر سمپادیا

ممنون از همگی که وقت گذاشتن و شعر ها رو خوندن و یه ممنون مخصوص از داماد و ساحره که واقعن زحمت کشیدن که این مسابقه برگزار بشه :)
خب من اصلن فک نمی کردم که شعر یه کنکوری (:دی ) بخواد مورد توجه قرار بگیره :))
ممنون بسیار از نقدهای خوب و ریزبینانه تون ;D

خب...
اول خودم یه چیزی بگم : من واقعن نمیخواستم شرکت کنم (به دلیل کمبود وقت ...از یه کنکوری چه انتظاری دارید ؟ :-< ) ولی به دلیل اینکه گفته بودم شرکت میکنم و با فکر اینکه اگه همه بخوان دَر بِرَن ( ;D ) اینهمه شوق و زحمت به هدر میره شرکت کردم ;D و الان خیلی خوشحالم که شرکت کردم ( ن پ میخوای ناراحت باش ;D ) و دوره ی اول به این خوبی برگزار شد و بازم ممنونم فراوان از همه : )
و در مورد شعر خودم با وزن آخره شعر شدیدا مشکل داشتم ولی چون وقت نبود نتونستم بیشتر روش کار کنم ! و یه مقدار هم با این مشکل داشتم که حس میکردم کمی شعر شاید تقلیدی شده :-?

به نقل از احســــــــــــــــــــان :
زرد: توضیحاتشو توی قرمز میدم

قرمز: 1) هست : کشیده : بلند + کوتاه : _U
که باید باشه :بلند : _
اصلاحیه پیشنهادی: من هستم، او هم! ما هستیم.

2) قسمت "اندازیم" و "سازیم" وزنشون درسته!!! ولی نکته اینجاس ک برای اینکه وزن اینا درست باشه باید به ترتیب "دستِ" و "جوی" رو با اشباع بخونیم. و از اونجایی ک فکر کنیم، آخر "جوی" ساکن باشه و کسره نداشته باشه، نمیشه با اشباع خوندش. حالا اگه حتی آخرش کسره داشته باشه و بشه با اشباع خوند، وزنش در یک هجا در هر رکن با وزن بقیه ی شعر متفاوته!

به هر حال اصلاحیه ی پیشنهادی: دست در دست خدا اندازیم - آب در جوی روان میسازیم

اول از همه باید بگم خیلی خیلی ممنون که وقت گذاشتی و شعر رو نقد کردی : )
و بعد...
1.من قصدم تاکید بیشتری روی کلمه ی "هست" بود و یه جورایی اینجا وزن رو فدا کردم ( :-" ) و یه جور هنجار شکنی میخاستم داشته باشم ینی یه جا وزن توی یه مصراع وزنش رو از دست بده ( مثل یه stop یه دفه ای ) و دوباره به وزنش برگرده نمیدونم که تا چه حد موفق بودم ;D
2.اینجا خیلی نظری ندارم میدونم یکّم وزن روی جوی کار میلغزه

به نقل از یاسین نعیمی :
2- اما در مورد محتوا در کل باید بگم شعر خوبی بود که مشخصا برای عکس و از روی عکس گفته شده بود و به جهت اینکه شاعر سعی داشته شعرش با عکس انطباق زیادی داشته باشه تمام مفهوم رو با عکس پیش برده و شاید یکی از نقاط قوت این شعر همین موضوع باشه . اما به نظرم شاید بهتر بود شاعر کمی فراتر از عکس حرکت کنه و تنها عکس رو روایت نکنه ! به طوری که به ذهن مخاطب این اجازه رو بده یک پیوند منطقی بین شعر و عکس پیدا کنه !

راستش این شعر در ظاهر کاملن عکس رو یه جورایی توصیف میکرد که کمبود آب هست که من برداشتم از عکس همین بود ! :-" ولی در لفافه داشت دوتا موضوع مهم رو بیان میکرد ( توضیح بدم ؟ :-" )


3- نکته ی مهم تری که انتظار می رفت شاعر به اون دقت داشته باشه اینه که مهم ترین پیامی که شخص با دیدن عکس به نظرش میرسه ماهی های نقاشی شده روی زمین هستن بنابر این فرصت بسیار عالی برای شاعر به وجود میاد که بتونه یک عکس که در اون مفاهیم سورئال وجود داره به یک مسئله ی رئال پیوند بزنه که یکی از قوی ترین توانایی های شاعر محسوب میشه اما متاسفانه در این شعر دیده نمی شد (البته من شعر بقیه ی دوستان رو نخوندم اما اگر کسی به این مسئله توجه داشته باشه به نظر من از نظر مفهوم باید نمره ی کامل رو بگیره )

اتفاقن خیلی دوست داشتم که شعر اینطور باشه ولی متاسفانه بازهم کمبود وقت ...


4- مسئله ی مهم دیگه ای که وجود داره و من فکر میکنم شاعر این شعر رو با عجله سروده اینه که در قسمتی از شعر , شاعر از گذرا بودن جوی و غم غربت ماهی ها و جدایی از اونها صحبت میکنه که تا اینجای کار مشکلی نیست .
می نشینم لب جوی
با دلی گرفته از غربت سخت
از غم رفتن این ماهی ها

من فک میکنم کلن اشتباه متوجه مهوم کلی شعر شدین ! ;D مفهوم به این صورته که به دلیل خشکی رود ماهی ها مجبور به مهاجرت هستند و مهاجرت و غربت بسیار سخته و ما باید خودمون با یه اتحاد به اونا کمک کنیم !


اما به طرز عجیبی شاعر در پایان شعر ارزو میکنه که آب در جوی روان باشه ! بنابر این وقتی آب روان باشه ماهی ها هم گذر می کنن و غم غربت سخت تر میشه ! یعنی شاعر حرف اول خودشو نقض میکنه ! و نکته ی دیگه اینه که به نظر من شاعر اصلا به تفاوت "جوی" و "رود" توجه نکرده و مصرع "ماهی ای تشنه لب خشکی رود" به نظر من کاملا مغایر هست با مفهوم کلی شعر .

من هستم او هست ما هستیم !
دست در دست هم اندازیم باز
آب در جوی روان سازیم باز !


دوتا ایراد آخر هم از قدرت درک من خارجه ! ;D مخصوصن مشکل "ماهی ای تشنه لب خشکی رود" !

بسیار بسیار ممنون به خاطر وقتی که گذاشتی :)
 
پاسخ : آغاز رای گیری اولین مسابقه شعر سمپادیا

ممنون از مدیر عزیز و فعال ما !
فقط تو بیت دوم من تغییر دادم : دریای سرکش رام میگردد
خیلی وقته تغییر دادم ولی فایل قدیمی رو فرستادم برا مسابقه
 
پاسخ : آغاز رای گیری اولین مسابقه شعر سمپادیا

نمیدونم چرا انقدر زبان شعر شما ثقیل عه:-"
مثلا بیت برف و بام کلا نمیفهمم چی میگین !به نظرم شعر قویه ولی روون نیست.من اصن درحدی نیستم که بیام راجب شعرا حرف بزنم ولی خب واسه خالی نبودن عریضه.
 
پاسخ : آغاز رای گیری اولین مسابقه شعر سمپادیا

به نقل از sahere :
نمیدونم چرا انقدر زبان شعر شما ثقیل عه:-"
مثلا بیت برف و بام کلا نمیفهمم چی میگین !به نظرم شعر قویه ولی روون نیست.من اصن درحدی نیستم که بیام راجب شعرا حرف بزنم
ولی خب واسه خالی نبودن عریضه.

شایدبه خاطرحرفای اضافه ی زیادشه.منم چندبارخوندم هنوزم خوب نمیتونم بفهمم البته ساحره رونمیدونم ولی من کلامخاطب زیادی عامه ام. ;D
 
وضعیت
موضوع بسته شده است.
Back
بالا