• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

اولین مسابقه شعر سمپادیا

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع عطا فرهنگ
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

کدام شعر را بیشتر می پسندید؟


  • رای‌دهندگان
    49
  • Poll closed .
وضعیت
موضوع بسته شده است.
پاسخ : آغاز رای گیری اولین مسابقه شعر سمپادیا

ب نظر من شعر یکّم مفهوم واحد نداره ینی آدم در پایان شعر نميفهمه که دقيقن شاعر چه هدف و منظوری از بیان این کلمات داشت ! احساس میکنم یه مقدار برای اینکه شعر ادبی تر بشه و سنگین تر توجه به مفهوم و معنی شعر کمتر شده ولی در کل بسیار عالی بود مخصوصن به کار بردن کلمات در جای خودش و جمله بندی های بسیار زیبا !
 
پاسخ : آغاز رای گیری اولین مسابقه شعر سمپادیا

به نقل از جـُــلـّادِ لـاغِـــر :> :
من فک میکنم کلن اشتباه متوجه مهوم کلی شعر شدین ! مفهوم به این صورته که به دلیل خشکی رود ماهی ها مجبور به مهاجرت هستند و مهاجرت و غربت بسیار سخته و ما باید خودمون با یه اتحاد به اونا کمک کنیم !

خب من به عنوان یک مخاطب عام وقتی شعر رو میخونم به یک تناقض میخورم ! یک حالتی هست که برای هر شاعر خوبی ممکنه پیش بیاد !‌اونم اینکه شما بر اساس یک مفهومی این شعر رو گفتین ولی یه جاهاییش رو متناقض گفتین و یا اینکه اول شعر رو گفتین و بعد سعی کردین با مفهوم مورد نظرتون مطابقتش بدین ! اگر ما فرض کنیم که مفهوم شعر همونی هست که شما توضیح دادین من نمی تونم این دو سطر رو با هم مطابقت بدم :

ماهیان رقص کنند

و چند سطر بعد ...

دامنم تر شود از اشک غریبانه شان

ببینین ما الان دو عمل متناقض از عملگرهای شعریمون می بینیم! گاهی تناقض یک رکن اصلی در غافلگیری مخاطبه و میتونه در خدمت مفهوم شعر باشه اما به نظر من اینجا نه تنها این تناقض در خدمت شعر نیست بلکه باعث میشه که من به عنوان یک مخاطب عام فکر کنم شاعر بدون توجه به مفهوم نشسته و سعی کرده سطری بگه و سطر "دامنم تر شود از اشک غریبانه شان" به ذهنش رسیده و با توجه به درست بودن وزن و زیبایی اون به تنهایی سعی کرده به کارش ببره . و من مطمئنم با توجه به توانایی و ذوق شما اگر دوباره قرار باشه این شعر رو بگین به این نکته توجه میکنین و صرفا یک خطای سهوی می دونم (البته به نظر من )

نکته ی مهم دیگه ای که وجود داره اینه که دوباره ما فرض میکنیم مفهومی که شما میگین از شعر برداشت میشه ! در این صورت شاعر چرا داره ارزو و دعوت میکنه که جوی روان بشه؟چرا میخواد روند غربت رو تسریع کنه؟ببینین "جوی " و " رود" هر دو نماد هستند ! "جوی" نماد خوبی نیست . یعنی بر اساس گفته ی خودتون اگر "جوی" مسیر غربت باشه ، این مفهوم که ما بخوایم مسیر غربت رو تسهیل کنیم باز هم با مفهوم شعر جور در نمیاد !

+طبیعتا روشن فکر ترین و هنرمند ترین آدم ها هم از نقد شعرشون ممکنه رضایت نداشته باشن اما در هر صورت من تصمیم داشتم چیزهایی که به ذهنم میرسه رو بگم و درست و غلطیش به عهده ی خود شاعر و بقیه ی دوستان !‌

مثل همیشه موفق باشین!‌
 
پاسخ : آغاز رای گیری اولین مسابقه شعر سمپادیا

نه من اصلن ناراحت نشدم از نقد شما :)
حدس زدم که احتمالا منظور شعر رو اشتباه متوجه شدید !
در مورد جوی کاملن حق باشماست و فکر میکنم به کار بردن رود خیلی بهتر هست که این اصلاح رو حتمن انجام میدم !
بازهم ممنون .
 
پاسخ : آغاز رای گیری اولین مسابقه شعر سمپادیا

به نقل از جـُــلـّادِ لـاغِـــر :> :
نه من اصلن ناراحت نشدم از نقد شما :)
حدس زدم که احتمالا منظور شعر رو اشتباه متوجه شدید !
در مورد جوی کاملن حق باشماست و فکر میکنم به کار بردن رود خیلی بهتر هست که این اصلاح رو حتمن انجام میدم !
بازهم ممنون .
منم دوباره تبریک میگم!شعر خیلی خوبی بود منتها فقط نقص هاشو به نظرم گفتم و اگر شعر خوبی نبود اصلا فرصت فکر کردن راجبشو به خودم نمیدادم
حالا ایشالا اگه بقیه دوستان هم شرکت کنن توی بحث نکات مثبت شعرهارو میگیم
 
پاسخ : آغاز رای گیری اولین مسابقه شعر سمپادیا

به نقل از sahere :
نمیدونم چرا انقدر زبان شعر شما ثقیل عه:-"
مثلا بیت برف و بام کلا نمیفهمم چی میگین !به نظرم شعر قویه ولی روون نیست.من اصن درحدی نیستم که بیام راجب شعرا حرف بزنم ولی خب واسه خالی نبودن عریضه.
والله ثقیل نیست ؛ الان سخت کلمه فکر کنم بحر باشه سخت ترین عبارت حباب انجام که از ترکیبات رایجه سبک اصفهانی ( یا همون هندی خودمون) که یادم بمونه بعدا در مورد این نوع ترکیبات صحبت میکنم... فکر میکنم مشکل شما بیشتر با ایماژها باشه ...مشکل روونیش رو هم بگید ، نسیه نقد نکنید... ممنون جهت پر کردن عریضه!
به نقل از زهرا27 :
شایدبه خاطرحرفای اضافه ی زیادشه.منم چندبارخوندم هنوزم خوب نمیتونم بفهمم البته ساحره رونمیدونم ولی من کلامخاطب زیادی عامه ام. ;D
حرفای اضافش زیاد نیست ... خوب میشمردید ... 7 تا حرف اضافه داره فکر کنم شما به طور عادی هم از همین بسامد استفاده میکنید.
به نقل از جـُــلـّادِ لـاغِـــر :> :
ب نظر من شعر یکّم مفهوم واحد نداره ینی آدم در پایان شعر نميفهمه که دقيقن شاعر چه هدف و منظوری از بیان این کلمات داشت ! احساس میکنم یه مقدار برای اینکه شعر ادبی تر بشه و سنگین تر توجه به مفهوم و معنی شعر کمتر شده ولی در کل بسیار عالی بود مخصوصن به کار بردن کلمات در جای خودش و جمله بندی های بسیار زیبا !
برای من مهم ترین ویژگی شعر پلات هستش... و خیلی هم روی پیوستگی وسواس دارم....
اصلا خوب نیست که مفهوم ابیات رو بگم ولی خوب....

بیت اول : میگه دل با گریه آروم میگیره
بیت دوم : از اینکه دل ما اینجوری آروم میشه گله میکنه ( البته با استفاده از کلماتی که بار منفی دارن نه خیلی بولد )
بیت سوم: حالا میاد سراغ اینکه چرا غم در دل ما زیاده ، میگه چون بام ما کوتاه تره یعنی مظلوم تریم سختی ها و مشکلات ما بیشتر میشه.
بیت چهارم : این سختی ها باعث غم میشه و انسان غمگین اسمش هم یادش نمیمونه چه برسه به این اسمش عالم گیر بشه! ؛ یعنی این دو بیت داره میگه اون غمی که با اشک آروم میشه چرا به وجود میاد و چطور باعث غم میشه.
بیت پنجم : میگه این همه تلاش و سختی ما و شور و امید ما برای رسیدن به ساحل آخرش به حباب گشتن و فنا شدن ختم میشه
واقعا سخت بود؟؟؟؟
میخوام پیشنهاد بدم اشعارم برای قرابت معنایی های کنکور انتخاب بشه!
 
پاسخ : اولین مسابقه شعر سمپادیا

والله ثقیل نیست ؛ الان سخت کلمه فکر کنم بحر باشه سخت ترین عبارت حباب انجام که از ترکیبات رایجه سبک اصفهانی ( یا همون هندی خودمون) که یادم بمونه بعدا در مورد این نوع ترکیبات صحبت میکنم... فکر میکنم مشکل شما بیشتر با ایماژها باشه ...مشکل روونیش رو هم بگید ، نسیه نقد نکنید... ممنون جهت پر کردن عریضه!
عذرخواهی:-" من منظورم اون ثقیل نبود.زبانتون قدیمی ِ.این بود منظورم در واقع.برای همین آدم حس نمیکنه شعر سال 1393 سروده شده :-" و اینکه کلمات سخت نبود تو شعر کلا :دی
مثلا بحر دل.خون اندر جام.
و مصرع دوم این بیت:
ز غم جایی برای نام در خاطر نمی‌ماند
مگو کز جای محنت ها ، نگین را نام می‌گردد!
یه طوریه.میدونم احتمالا مشکل از گیرنده س ها ولی خب نفهمیدم منظور رو قبل توضیح شما :-"""

میگه چون بام ما کوتاه تره یعنی مظلوم تریم سختی ها و مشکلات ما بیشتر میشه.
من اون بیت رو خوندن بلافاصله این اومد تو ذهنم "هرکه بامش بیش برفش بیشتر!"
که خوب بیش! یعنی سطح بیشتری از بام اینجا، بعد در مقابل باید کمتر بیاد نه کوتاه! و اگر مقصود این بوده که بام بلند برفش رو میریزه رو بام کوتاه تر و مظلوم واقع میشه و اینا فک میکنم از بیش استفاده نمیکردین کاملا ابهام رفع میشد.شاید اشکالیم نداشته باشه بیش رو به جای مثلا بلند به کار بردن و من مخاطب خیلی پرتم :-"
بعد بر پایین بریزد برف "بر" خوب نیست و خوب مجبور شدین بیارین! کوته بام می گردد به نظرم ردیف اصلا خوب توی بیت نَنِشَسته.


نقدم نقد شد یا نسیه س هنوز؟:-"
 
پاسخ : اولین مسابقه شعر سمپادیا

من لزومی نمی بینم که به زبان امروز حرف بزنم...
دلیل هم دارم ... زبان شعر من زبان سنتیه شعره ... شما اگه الان یکسری از اشعار گذشته رو که پیچیدگی خاصی هم ندارن نمیفهمید به خاطر استفاده از آخرین سطر زبان در اون دوره است که الان اون سطر خودش قدیمی شده ( خواهشا همگی مقاله زبان شعر امروز از دکتر شفیعی کدکنی رو بخونید )

درباره اون مصراعه : نگین را نام میگردد / اون مصراع خیلی هندیه دیگه ! در سبک هندی میگن وقتی نام رو با قلم کاری روی نگین حکاکی میکنن یعنی سختی ببینه مشهور میشه... این داره اونو نفی میکنه.

اون بیت بام و برف و .... دقیقا ذهن شما درست جایی رفته! باز داره اون مثل رو نفی یا اصلاح میکنه ؛ منظور از بام بیش هم همون وسیع تره ... حالا همون بام وسیع تر ممکنه بام کوتاه تر هم داره دیگه... منظور اینه که کسیکه بامش کوتاه تره برفش بیشتره نه اون کسیکه بامش بزرگتره.
درباره ( بر ) هم خیلی ایراد گل درشتی نیست ... ولی شاید خیلی دلچسب نباشه ... این یکی رو واقعا میپذیرم ولی واقعا نمیشه کاریش کرد ؛ کسی پیشنهادی داره عوضش کنیم.
به هر حال از مدیر سخت کوش که واقعا انجمن رو متحول کرده.
 
پاسخ : اولین مسابقه شعر سمپادیا

عطا در مورد زبان به شدت باهات مخالفم
در مورد حرف شفیعی که خب الان دیگه تقریباً مسلمه که زبان حافظ و بقیه شعرا زبان فاخر زمان خودشون بوده ولی تو قرنهای مختلف ما این همه تفاوت زبانی میبینیم
حالا بگذریم از بحث هایی که تو زمینه زبانشناسی و فلسفه زبان انجام میشه و بسیاری اعتقاد دارن حرکت زبان باید رو به جلو باشه و... در عین حال اگه با زبان فاخر زمانت هم میخوای صحبت کنی زبان فاخر زمان ما نهایتاً میشه ابتهاج
ولی زبان شعر تو به مراتب کهن تره و این جدی ترین نقطه ضعف شعراته
 
پاسخ : اولین مسابقه شعر سمپادیا

الان من یه سوال دارم ؛
شما وقتی از زبان حرف میزنی منظورت لغات و کلماته یا syntax و نحو؟؟
یا نه منظورتون صحبت از پدیده های امروز؟
این بیت رو از رضا احسان پور ببینید :

باران گرفته بود که دیدم تو را عزیز!
ترمز زدم کنار تو گفتم: کجا عزیز؟

خوب این دقیقا نحوه صحبت امروز ماست ، و دقیقا یه پدیده ی امروزی ... یعنی اگه نهایتا 50 سال دیگه این شعر خونده بشه این ارتباط باهاش گرفته نمیشه. حالا این قصیده انوری رو ببین:

دی بامداد عید که بر صدر روزگار
هر روز عید باد به تایید کردگار
بر عادت از وثاق به صحرا برون شدم
با یک دو آشنا هم از ابناء روزگار
در سر خمار باده و بر لب نشاط می
در جان هوای صاحب و در دل وفای یار
اسبی چنانکه دانی زیر از میانه زیر
وز کاهلی که بود نه سک‌سک نه راهوار
در خفت و خیز مانده همه راه عیدگاه
من گاه زو پیاده و گاهی برو سوار
نه از غبار خاسته بیرون شدی به زور
نه از زمین خسته برانگیختی غبار
راضی نشد بدان که پیاده شوم ازو
از فرط ضعف خواست که بر من شود سوار
گه طعنه‌ای ازین که رکابش دراز کن
گه بذله‌ای از آن که عنانش فرو گذار
من واله و خجل به تحیر فرو شده
چشمی سوی یمینم و گوشی سوی یسار
تا طعنهٔ که میدهدم باز طیرگی
تا بذلهٔ که می‌کندم باز شرمسار

الان کلا تا اینجا داره میگه اسبم حرکت نمیکرد ... خوب این اتفاقیه که اون موقع رایج بوده و همه حالتی که شاعر وصف میکنه رو تجربه کرده بودن و واژه ها هم مخصوص اون دوره است مثل سک سک ... و قطعا ما اون ارتباط رو حتی اگر معنی شعر رو کامل بفهمیم با همدوره های انوری نمیگیریم... درست؟
پس واقعا اگه بیایم از پدیده های خیلی گذرا استفاده کنیم تا به عبارتی زبان به زبان روزمره نزدیک تر شه شعر تاریخ مصرف پیدا میکنه...
پس میشه از زبان استانداردی استفاده کنیم که رایج ادبیات ماست... زبانی که آثار به به یاد ماندنی ادبیات ما نزدیک به اون سروده شده...نمیگم عین اون ، میگم در قرابت اون ... من نمیگم از زبان روز استفاده نشه ، میگم میشه شعری گفت که نزدیک به زبان استاندارد ادبیه.
شما که به شعر من ثقیل و با زبان قدیمی میگید پس به شعر اخوان چی میگید که زبان قرن 4 امه ؟
 
پاسخ : اولین مسابقه شعر سمپادیا

ببین من الان سر کلاسم می خواستم بعداً سر فرصت جواب بدم ولی هر کاری کردم نتونستم


فعلاً یه کم روشن می کنم بحثو تا بعداً مفصل صحبت کنیم


اولاً که بحث محدود به فقط پدیده و واژگان و چینش واژگان نیست
یه بخشی از شعر یا تمام ساحات شعر می تونه یه کارایی کنه که مخاطب حس نکنه شعر برای اون نیست


یه توضیح کوتاهی درباره شعرت میدم
ردیف می گردد!!!
این واژه در زبان امروز اصلاً استفاده نمیشه و تو این شعر به عنوان ردیف استفاده شده
به باران دو چشمان!
دو چشمان ترکیب خوبی نیست اصلاً! وقتی دو میاری دیگه چشمان نداریم که! مثلا میتونه باشه دو چشمم یا دو چشمت یا ...
بعد از اینا بازم بحرو داری!
من نمیدونم دریا چه ایرادی داره
هم حس بهتری منتقل می کنه
هم مخاطب امروز بیشتر بهش حس نزدیکی می کنه
هم اصلا! کلمه ایه که امروز استفاده میشه!


بعد دیگه بشد و چینش واژه ها تو این مصرع و اندر تو مصرع بعدی و اگر بخوام ادامه بدم تا پایان شعر این روند ادامه داره
این باعث میشه که مخاطب با شعرت احساس نزدیکی نکنه و میبینی که نمی کنه و این تنها حرف من نیست
و اگر خیلی مرید شفیعی هستی با توجه به عکسی که گذاشتی این حرف شفیعیه که شعر خوب رو مردم انتخاب میکنن


این تمام چیزی که باید گفته میشد نبود بقیش باشه برای یه فرصت بهتر
 
وضعیت
موضوع بسته شده است.
Back
بالا