• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

اولین مسابقه شعر سمپادیا

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع عطا فرهنگ
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

کدام شعر را بیشتر می پسندید؟


  • رای‌دهندگان
    49
  • Poll closed .
وضعیت
موضوع بسته شده است.
پاسخ : اولین مسابقه شعر سمپادیا

اولا شما انگار هیچ توجهی به مطلب قبلی من نکردی!
فکر کنم مقدار زیادی از پاسخ شما در همون شعر انوری بود که ما الان با اون ارتباط نمیگیریم.
به نقل از amir h :
اولاً که بحث محدود به فقط پدیده و واژگان و چینش واژگان نیست
یه بخشی از شعر یا تمام ساحات شعر می تونه یه کارایی کنه که مخاطب حس نکنه شعر برای اون نیست
....
و اگر خیلی مرید شفیعی هستی با توجه به عکسی که گذاشتی این حرف شفیعیه که شعر خوب رو مردم انتخاب میکنن
مشکل اصلی شما اینه که نمیتونی مخاطب ها رو از هم تفکیک کنی ؛ مخاطب 11 نفری نیستن که به ما رای دادن یا 50 نفر رای دهنده یا ساحره یا یا داورای ناشناس! مخاطب به 3 گروه تقسیم میشه ( حرف من نیست ، شما اگه با جامعه شناسی ادبیات آشنا باشید اینا چیزای جدیدی نیست براتون.)
عوام ، متوسط ، خواص ؛ من مرید دکتر شفیعی کدکنی نیستم - اون جمله رو هم نشنیدم - ولی این جمله رو به یاد دارم که شفیعی بارها گفته یکی از ویژگی های شعر موفق فراگیری اون در بین مردمه ( مقدمه آینه در آینه رو بخونید ) ؛ به اشعاری که این روزها به مثل تبدیل شدن و فراگیرن توجه کنید:
1. مژده بده ، مژده بده یار پسندید مرا
2.به کجا چنین شتابان؟ گون از نسیم پرسید.
3.سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت ، سرها در گریبان است.
با توجه به اینکه از نظر شما و با منطق فوق العاده شما مخاطب ( اون هم به معنای کل مردم اعم از 3 گروه ! ) با واژه بحر ارتباط برقرار نمیکن و در گفتار روزانه ازش استفاده نمیشه، مردم از واژه یار ، پسندیدن ، شتابان ، گون ، گریبان استفاده نمیکنن ... حالا اینکه شما تمام دایره لغاتی رو که مردم باهاش ارتباط میگرن رو در غزل هایی مثل :
خیانت قصه‌ی تلخی است اما از که می‌نالم؟
خودم پرورده بودم در حواریون یهودا را
خیانت غیرت عشق است وقتی وصل ممکن نیست
چه آسان ننگ می‌خوانند نیرنگ زلیخا را
میدونی ( چون غزلت هم با این شباهت داره! ) حرف دیگری است.
---
این که دوچشمان اصلا ترکیب خوبی نیست رو به نظر فقط شما تشخیص دادی نه مخاطب جهانی که همون اعضای سمپادیا هستن!! اولن اینکه شما یه سرچی کنی میبینی این جور ترکیب ها که یه عدد میاد و کلمه با نشانه جمع خیلی کم نیستن ؛ عین همین ترکیب در شعر بهار :
دو چشمانش چو دو مشعل فروزان
نگاهش خرمن بدخواه سوزان
یا دوباره از بهار:
پیشکار اهرمن دیو فریب
خند خندان با دو چشمان اریب
یا از باباطاهر:
سیاهی دو چشمانت مرا کشت
درازی دو زلفانت مرا کشت
به قتلم حاجت تیر و کمان نیست
خم ابرو و مژگانت مرا کشت

یه مشکل دیگه ای که شما داری اینه که فکر میکنی زبان شعر باید زبان روزمره باشه ؛ نه عزیزم شعر رستاخیز کلمات مرده ایه که ممکنه ما از اون ها استفاده کنیم ، شعر در اساس باید با زبان عادی فرق بکنه ؛ شما هیچ موقع چرند و پرند یا کج و مج رو از هم جدا نمیکنی ؛ ولی:
چون کشتی بی لنگر کژ می شد و مژ می شد
وز حسرت او مرده صد عاقل و فرزانه
یا هزار نوع دیگه ؛ به این میگن آشنایی زدایی !

بی زحمت یه نگاهی به صفحه 158 و 159 کتاب ادوار شعر فارسی بنداز ؛ اونجا شفیعی کدکنی بر خلاف این چیزی که شما میگی میگه که وقتی شاعر از نخبگان باشه که اغلب شعرش اینجوریه ، شعرش از نخبگان به میان عامه میره ؛ ولی شعری که از میان عامه سروده بشه اغلب به میان گروه خاص نمیره و شعر هم سست و ضعیف خواهد بود ؛ نگاهی به شعرها موفق ایرج میرزا و پروین هم همین رو نشون میده.
 
پاسخ : اولین مسابقه شعر سمپادیا

پسر جان یواش
اگه دوست نداشتی نقد بشی میگفتی درمورد شعرت حرف نمیزدیم اصن


سعی کن همیشه برنده بحث باشی نه برنده مباحثه
این که کدوم از ما تو این بحث حرفشو به کرسی میشونه مهم نیست
مهم اینه که کدوممون تو شعر بعدیش پیشرفت بیشتری میکنه
از اونجا که هرگز نخورد آب زمینی که بلند است کمتر در مقابل نظرات جبهه بگیر تا بیشتر بهره ببری
این نظر من بود


در مورد نوع مخاطب هم اینجا انجمن شعره! ما مخاطب عام نداریم
هرکی میاد یه حداقل هایی رو داره
مخاب متوسط و حتی خاص ممکنه نظر بدن اینجا


در مورد کلمات هم که قبلاً گفتم فقط کلمه مهم نیست
یعنی زبان رو نمیشه به واژه محدود کرد، در حال حاضر پذیرفته شده که تنها مهم هستی زبانه! دقت کن تهنا مهم هستی! نمیشه از کنار زبان به این سادگی گذشت
بهت توصیه می کنم مباحث فلسفه زبانو بخونی، مخصوصاً ویتگنشتاین
بعد حتی این کلماتی که گفتی هم زنده ان
یار و پسندیدن و شتابان و گریبان کلمات عجیبی نیستن اصن!
بعدم این که من نمیگم زبان باید زبان روزمره باشه این کج فهمی شماست
من میگم حرکت زبان باید رو به جلو باشه همونطور که از فردوسی تا حافظ بوده و از حافظ تا صائب و ... ولی گویا شما از این بزرگان اعلم تر!!! ی!


در مورد شعری هم که از فاضل گذاشتی من متوجه نمیشم چجوری ثقل این زبان رو با زبان شعر خودت در یه ردیف قرار میدی فقط در مورد اون جمله خنده دار داخل گیومه بگم که من رو غزلم هیچ تعصبی ندارم و فقط برای نقد شدن موافق انتشارش بودم
شما هم سعی کن آرومتر باشی


در مورد دو چشمان هم دو چشمانت یا دو چشمانش تلطیف میکنه این ترکیبو ولی همچنان بر این عقیده ام که دو چشمان ثقیله و تنها نمونه ای که آوردی از بهار بود که خب شاعر سبک بازگشته و این خودش گویای همه چیزه!


در مورد رستاخیز کلماتم که گفتم منظور از امروزی بودن زبان روزمرگی زبان نبود رستاخیز کلمات رهاکارهای زیادی داره یه یکیش آرکائیکه ولی شما متاسفانه فقط چسبیدی به این
اونم حتی نه به شکل درست


در آخر جا داره بگم هدف رنجوندن شما نبود و سعی میکنم در مورد شعرای شما منبعد سکوت کنم
 
پاسخ : اولین مسابقه شعر سمپادیا

دعوا نکنین :-"

من با امیر موافق ترم.
به نظر من در آینده اگه شعری خونده میشه باید از زبانش مشخص شه مال چه زمانیه.قرار نیست زبان کوچه بازاری باشه یا بشه،به زبان هنری و شعری زمان خودمون باید باشه.
حافظ شعراش ماندگاره کاری به مسایل دیگه ندارم ولی عاقلانه هم نیست چون اون زبان جاودان شده پس الانم همون رو استفاده کنیم تا جاودان بشه یا همچین چیزی...
 
پاسخ : اولین مسابقه شعر سمپادیا

آقا امیر من قصد دعوا نداشتم ؛ اصلا هم جبهه نگرفتم ؛
اگر هم باعث ناراحت شدن شما شدم شرمنده واقعا! [-o<
وقتی خود شما جلوی میگردد 3 تا علامت تعجب میذاری فکر کنم خودتون بحث رو به جدل تبدیل کردی.
شما یه نقدی به شعر من کردی در حوزه زبان شعر ؛ من هم ازش دفاع کردم ؛ خوب شما راسیتش از شعرتون دفاع نکردی... صرف اینکه بگی شعر رو برای کسی سرودم واقعا دلیل قانع کننده ای برای ناپیوستگی نبود! دفاع کردن جبهه گرقتن نیست.
اینکه زبان فقط کلمه نیست رو که من خودم گفتم ؛ شما پاپیچ کلمات شدی عزیزم ؛ من گفتم از syntax شعر من ایراد بگیر که نگرفتی.
بعد واقعا ، خودمونیم گریبان زندس ولی بحر زنده نیست؟؟
در مورد شعر نظری من منظورم ای بود که شما انگار فقط فکر میکنید مردم با این شعرها ارتباط میگیرن نه شاعرایی مثل اخوان ؛ همین!
فکر نمیکنم شناسه خیلی رو ثقیلی تاثیر بذاره ! به هر حال نظر شماست.
به نقل از amir h :
بعدم این که من نمیگم زبان باید زبان روزمره باشه این کج فهمی شماست
من میگم حرکت زبان باید رو به جلو باشه همونطور که از فردوسی تا حافظ بوده و از حافظ تا صائب و ... ولی گویا شما از این بزرگان اعلم تر!!! ی!

اینکه حرکت رو به جلو فکر میکنم با حرکت در بعد زمان خیلی فرق داره ؛ اتفاقا بعد از جنگ شعر ما به سمت شناوری بیشتر رفت که یه نوع پسرفت زیاده ؛ یعنی زبان امروز یک عقبگرد مسلمه ؛ و بر خلاف گفته شما حافظ تا صائب هم پسرفته چون زبان شناوری پیدا کرده به جای زایایی ؛ علت این هم خردگریزی نسل ماست مثل خردگریزی و استبداد در دوره صفوی.
در ضمن شعر من اصلا اصلا و اصلا آراکائیک ندارههههههههههههه..... واقعا کلمه بحر آکائیکه؟!
پس شما به کلمه پوزار در شعر شاملو چی میگید؟
فکر نکنم جواب نقد شنیدن این قدر ناراحت کننده باشه... اصلا هم سکوت نکنید... من واقعا تلاشم رو میکنم که زبان شعرم به زبان شعر امروز نزدیک بشه...
---
و در مورد ساحره، من نمیگم که از زبان حافظ استفاده کنیم . من میگم خودمون رو زندانی در زبان امروز نباشه ؛ باید بتونیم از زبان تمام دوره ها با توجه به نیازمون استفاده کنیم ... همین استفاده کردن از زبان گذشته ، زبان ما رو در قرابت با زبان شعر استاندارد ادبی قرار میده ؛ شاید استفاده من از زبان گذشته زیاد باشه ... این رو با کمال میل میپذیرم ؛ کما اینکه شعر های جدیدترم اینجوریه و به زبان امروز نزدیک تره.
به هر حال اگر کسی ناراحت خدا شاهده قصد بدی نداشتم....
مرسی از همه مخصوصا امیرجان!
 
پاسخ : اولین مسابقه شعر سمپادیا

قناعت وار
تکیده بود
باریک وبلند
چون پیامی دشوار
در لغتی
با چشمانی
از سئوال و
عسل
و رخساری بر تافته
از حقیقت و
باد.
مردی با گردش ِ آب
مردی مختصر
که خلاصه خود بود.

خرخاکی ها در جنازه ات به سو‏‎‍ء ظن می نگرد.
***
پیش از آن که خشم صاعقه خاکسترش کند
تسمه از گرده گاو ِ توفان کشیده بود.
بر پرت افتاده ترین راه ها
پوزار کشیده بود
رهگذری نا منتظر
که هر بیشه و هر پل آوازش را می شناخت.
***
جاده ها با خاطره قدم های تو بیدار می مانند
که روز را پیشباز می رفتی،
هرچند
سپیده
تو را
از آن پیشتر دمید
که خروسان
بانگ سحر کنند.
***
مرغی در بال های یش شکفت
زنی در پستانهایش
باغی در درختش.

ما در عتاب تو می شکوفیم
در شتابت
مادر کتاب تو می شکوفیم
در دفاع از لبخند تو
که یقین است و باور است.

دریا به جرعه یی که تواز چاه خورده ای حسادت می کند.


جز کلمه پوزار هیچ کلمه ی قدیمی ای نیست!حالا بنا به دلایل مختلف...
ولی بافت کلا قدیمی نیست:د
 
پاسخ : اولین مسابقه شعر سمپادیا

اشنایی زدایی ارکائیک به این معنا نیست که شعر بافت قدیمی داشته باشه ، شما اگه جای اینه بگی ابگینه به نوعی داری از ارکائیک استفاده میکنی ، یک کلمه هم کافیه ؛ تازه من خودم گفتم شعرم ارکائیک نداره!!! شما اصرار داری که بحر و اندر کلماتی مرده هستن و شعرم ارکائیک داره . من از خدام باید باشه که شعرم اشنایی زدایی داره دنیا بر عکس شده ... *************************************************************************************************************************************************************************************************************************************** توسط خودم حذف شد ؛ با عرض معذرت از کسایی که رنجوندم.
 
پاسخ : اولین مسابقه شعر سمپادیا

میدونم!
شما گفتی از بحر من ایراد میگیری پس شاملو که فلان کلمه رو میاره چی؟ میگم اون کارش درسته.هرچقدرم کلمه قدیمی باشه.
ولی کل شعر قدیمی نیست ایرادیم وارد نیست.شعر شما این ویژگی رو نداره که بگیم درسته کارت :-"
 
پاسخ : اولین مسابقه شعر سمپادیا

دوست باشد با هم
دقیقاً به همین دلیل آخر متن گفتم آرکائیسمت اشتباهه که کاری که کردی به نظرم با قصد آرکائیسم بود ولی مختصات کار آرکائیکو نداشت
بعد کسی ایراد شعرشو نمیپوشونه عزیزم
این متن صحبت منه

در کل اگر اول شعر نوشته بشه که این شعر به فلانی تقدیم شده شاید نایوستگی شعر تا این حد به چشم نیاد ولی خودمون هم میدونیم که چیز زیادی به شعر اضافه نمی کنه

بحث اینجاس که ما خودمون میدونیم شعرمون تاپ نیست و این به معنیه که میدونیم ایراد داره چرا که اگر ایراد نداشته باشه جایگاهش بهتر از اینه
اینجا فقط میمونه این که ایراداشو پیدا کنیم و من به شخصه یکی تو پیدا کردن ایرادای شعرم بهم کمک کنه بیشتر خوشحال میشم تا این که ایرادو بپوشونم یا جبهه بگیرم

بازم امیدوارم ناراحت نشده باشی و نقد پذیریت بالا بره تا بتونی سریعتر پیشرفت کنی
موف باشی
 
وضعیت
موضوع بسته شده است.
Back
بالا