• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

هدف گذاری در دوران دانشجویی

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Admin2
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : هدف گذاری در دوران دانشجویی

به نقل از بره ناقلا :
من در واقع هنوزم نتونستم دقیق کاری که میخوام رو انتخاب کنم ولی بین3تا کاری که حدس میرنم احتمالا اینده شغلیم باشه شروع کردم و وارد شدم.
ولی در مورد خود ما خیلی بستگی به عامل ازدواج داره، تا تکلیفمون معلوم نشه هیچ کاری نمیتونیم بکنیم.
مثلا تخصص خوندن و طرحش رو هم 12سال طول میکشه که طرحشم تو تهران نیست، باید بدونی که میتونی ایا بری یا نه..
خوب منفی میدین ، بحث کنید چرا به نظرتون اشتباهه،

ارز 70 تا دختر ورودی ما ، تک تک بپرسید برنامت چیه، میگه بستگی داره وضعیت تاهلم چی بشه و بعد باید تصمیم بگیرم.
 
پاسخ : هدف گذاری در دوران دانشجویی

به نقل از بره ناقلا :
خوب منفی میدین ، بحث کنید چرا به نظرتون اشتباهه،

ارز 70 تا دختر ورودی ما ، تک تک بپرسید برنامت چیه، میگه بستگی داره وضعیت تاهلم چی بشه و بعد باید تصمیم بگیرم.
اینکه صالح چرا منفی داده رو نمی‌دونم. ولی نظر خودمو می‌گم.

شماها چون علوم پزشکی هستید و دوره‌ی تحصیلتون خیلییی طولانیه شاید این مسئله براتون مهم و تعیین‌کننده باشه. که خب برای شخصِ من اصلا قابل درک نیست.
بعد کلا هم در مورد خودم نظرم اینه که حتی اگر علوم پزشکی هم بودم باز تفاوتی نمی‌کرد وضعیتم:دی چون شخصیتم جوریه که کلا همیشه اهداف و برنامه‌های خودم رو معیار و محور می‌گیرم و دیگری اگر قراره با من همراه بشه باید این برنامه‌ها و اهدافم رو هم بپذیره. برای همین به هیچ عنوان به وضعیت تاهلم بستگی نداره اینکه می‌خوام چی کار کنم. فقط یه بعدش به اون بستگی داره که اونو فعلا بهش فکر نمی‌کنم :دی اونم اینکه اگر متاهل باشم با خیال راحت‌تری اپلای می‌کنم. چون تک و تنها زندگی کردن برای آدمی به حساسی و احساساتی‌ای من سخته واقعا :دی ولی خب اینجوری هم نیست که اگر نباشم اپلای نکنم! کلا برام تعیین‌کننده نیست این قضیه. می‌دونی چی می‌گم؟
 
پاسخ : هدف گذاری در دوران دانشجویی

به نقل از مهســـــــــــــا :
اینکه صالح چرا منفی داده رو نمی‌دونم. ولی نظر خودمو می‌گم.

شماها چون علوم پزشکی هستید و دوره‌ی تحصیلتون خیلییی طولانیه شاید این مسئله براتون مهم و تعیین‌کننده باشه. که خب برای شخصِ من اصلا قابل درک نیست.
بعد کلا هم در مورد خودم نظرم اینه که حتی اگر علوم پزشکی هم بودم باز تفاوتی نمی‌کرد وضعیتم:دی چون شخصیتم جوریه که کلا همیشه اهداف و برنامه‌های خودم رو معیار و محور می‌گیرم و دیگری اگر قراره با من همراه بشه باید این برنامه‌ها و اهدافم رو هم بپذیره. برای همین به هیچ عنوان به وضعیت تاهلم بستگی نداره اینکه می‌خوام چی کار کنم. فقط یه بعدش به اون بستگی داره که اونو فعلا بهش فکر نمی‌کنم :دی اونم اینکه اگر متاهل باشم با خیال راحت‌تری اپلای می‌کنم. چون تک و تنها زندگی کردن برای آدمی به حساسی و احساساتی‌ای من سخته واقعا :دی ولی خب اینجوری هم نیست که اگر نباشم اپلای نکنم! کلا برام تعیین‌کننده نیست این قضیه. می‌دونی چی می‌گم؟

نمیدونم چی میگی :-حمایت_از_معصومه

ببین حقیقتا هرکاری بخوای بکنی هرجور ک بخوای زندگی کنی اصلا وضعیت تو قبل و بعد ازدواج فرق میکنه، چ اینکه شوهرت همکلاسیت باشه(دقیقا شبیه تو) چ اینکه یکی از پسرای فامیل باشه! نه تنها تو بلکه اون پسر هم بعد ازدواج زندگی‌ش فرق خواهد کرد، ی سری چیزا تحت تاثیر قرار میگیره مجبور میشید بخاطر هدف‌هایی ک تو زندگی دارید از هدف های خودتون بگذرین چ بسا هدف یکی از هدف‌های بزرگ زندگی‌تون تو دوره دانشجویی باشه.
البته فک میکنم ادامه بحث دیگه ب این تاپیک ربط نداشته باشه و باید ی تاپیک دیگه زده شه :د
 
پاسخ : هدف گذاری در دوران دانشجویی

به نقل از Farz :
نمیدونم چی میگی :-حمایت_از_معصومه

ببین حقیقتا هرکاری بخوای بکنی هرجور ک بخوای زندگی کنی اصلا وضعیت تو قبل و بعد ازدواج فرق میکنه، چ اینکه شوهرت همکلاسیت باشه(دقیقا شبیه تو) چ اینکه یکی از پسرای فامیل باشه! نه تنها تو بلکه اون پسر هم بعد ازدواج زندگی‌ش فرق خواهد کرد، ی سری چیزا تحت تاثیر قرار میگیره مجبور میشید بخاطر هدف‌هایی ک تو زندگی دارید از هدف های خودتون بگذرین چ بسا از هدف یکی از هدف‌های بزرگ زندگی‌تون تو دوره دانشجویی باشه.
البته فک میکنم ادامه بحث دیگه ب این تاپیک ربط نداشته باشه و باید ی تاپیک دیگه زده شه :د
خب ببین به نظرم این کاملا به نوع شخصیت آدم و تربیت خانوادگی(منظورم اینه که اون چیزهایی که واسه آدم مهم شده یا نشده در طول دوران) بستگی داره.
اینو به جد می‌گم که برنامه‌های من برای خودم هیچ ارتباطی با تاهل نداره. ببین منظورم اینه که با کسی که بخواد برنامه‌هام رو به هم بریزه کاملا همراه نمی‌شم. مگه مجبورم؟! ببین یه سری اولویت‌ها برام هست که برنامه‌های تحصیلیم هم جزء همونان.
این کاملا بستگی به خود آدم داره و اصلا نه من می‌تونم برای تو نسخه بپیچم نه تو برای من. :)
کلا به نظرم بحث خیلی مفیدیه و اگر اینجا جاش نیست می‌تونه که جای دیگه‌ای براش ایجاد بشه. واللا میانگین سنی سایت خیلی رفته بالا :دی دیگه بحثمون به اینجاها رسیده :))


توضیح:‌اینکه برنامه‌هایِ «من» منظورم این نیست که خودخواهانه برخورد می کنم و انعطاف‌پذیر نیستم ها!‌منظورم کلیاته. من کلیات اولویت‌های زندگیم رو به خاطر یه نفر دیگه به هم نمی‌ریزم. چون حق انتخاب دارم.
توضیح دوم: اینکه آدم تو طول زندگیش مجبور می‌شه از خیلی چیزهاش بگذره یا اصلا خیلی از اولویت‌هاش از اولویت می‌افتن و اهمیت خودشونو از دست می‌دن، به جای خود. ولی ای نباعث نمی‌شه که بگم برنامه‌ی تحصیل و زندگی من «بستگی» داره به تاهل! چون نداره. من برنامه‌ی خودمو دارم و دارم مسیر خودمو می‌رم. حالا ممکنه این وسط چیزی پیش بیاد که کلا عوض بشه مسیرم. ولی این باز به نظرم خیلی فرق داره با اینکه بخوام بگم بستگی داره به اون!
چقدر جدیدا بلد نیستم حرفمو بزنم :دی نمی‌تونم منظورمو برسونم! مدت زیادیه که مخاطبم کامپیوتر بوده فقط :-<
 
پاسخ : هدف گذاری در دوران دانشجویی

به نقل از مهســـــــــــــا :
خب ببین به نظرم این کاملا به نوع شخصیت آدم و تربیت خانوادگی(منظورم اینه که اون چیزهایی که واسه آدم مهم شده یا نشده در طول دوران) بستگی داره.
اینو به جد می‌گم که برنامه‌های من برای خودم هیچ ارتباطی با تاهل نداره. ببین منظورم اینه که با کسی که بخواد برنامه‌هام رو به هم بریزه کاملا همراه نمی‌شم. مگه مجبورم؟! ببین یه سری اولویت‌ها برام هست که برنامه‌های تحصیلیم هم جزء همونان.
این کاملا بستگی به خود آدم داره و اصلا نه من می‌تونم برای تو نسخه بپیچم نه تو برای من. :)
کلا به نظرم بحث خیلی مفیدیه و اگر اینجا جاش نیست می‌تونه که جای دیگه‌ای براش ایجاد بشه. واللا میانگین سنی سایت خیلی رفته بالا :دی دیگه بحثمون به اینجاها رسیده :))


توضیح:‌اینکه برنامه‌هایِ «من» منظورم این نیست که خودخواهانه برخورد می کنم و انعطاف‌پذیر نیستم ها!‌منظورم کلیاته. من کلیات اولویت‌های زندگیم رو به خاطر یه نفر دیگه به هم نمی‌ریزم. چون حق انتخاب دارم.

نه واقعا؟ :)) :|
الان خود شما، ک داداش و خواهرت ازدواج کردن زندگی شون قبل و بعد ازدواج تغییر نکرده ینی؟ :-؟ تاحالا شده با زن‌داداشت یا خواهرت بحرفی؟ واقعا فک کنم نهایتا تا۲سال بعد ازدواج بشه مث قبل موند، در قبال چنین تغیری میخوای بگی همه‌چی مث قبل خواهد بود؟
و اینکه آیا زندگی ههه‌ش درسه؟همه‌ش استاد و تی‌ای و معدل و اپلای ـه؟یا فقط کار؟ یا فقط ازدواج؟ قطعا هیچکدوم! تلفیقی از اوناس
البته اگه بخوای ی دانشمند شی یا اینکه ی آدم خفن کامپیوتری ک اسمش بمونه بین مردم قطعا باید ی بازه از زندگی‌ت رو وقف درست بکنی، ولی نه همه ش رو. :]
 
پاسخ : هدف گذاری در دوران دانشجویی

به نقل از Farz :
نه واقعا؟ :)) :|
الان خود شما، ک داداش و خواهرت ازدواج کردن زندگی شون قبل و بعد ازدواج تغییر نکرده ینی؟ :-؟ تاحالا شده با زن‌داداشت یا خواهرت بحرفی؟ واقعا فک کنم نهایتا تا۲سال بعد ازدواج بشه مث قبل موند، در قبال چنین تغیری میخوای بگی همه‌چی مث قبل خواهد بود؟
و اینکه آیا زندگی ههه‌ش درسه؟همه‌ش استاد و تی‌ای و معدل و اپلای ـه؟یا فقط کار؟ یا فقط ازدواج؟ قطعا هیچکدوم! تلفیقی از اوناس
البته اگه بخوای ی دانشمند شی یا اینکه ی آدم خفن کامپیوتری ک اسمش بمونه بین مردم قطعا باید ی بازه از زندگی‌ت رو وقف درست بکنی، ولی نه همه ش رو. :]
من عقب‌نشینی می‌کنم :))‌حوصله‌ی بحث کردن ندارم. اعصابم ضعیف شده کلا :دی
ولی اشاره کردی به خواهرم و زن‌داداشم. خواهرم کلا شرایطش متفاوته (به لحاظ سنی و ...) ولی درمورد زن‌داداشم و داداشم باید بگم دقیقا ازدواجشون در راستای اهدافشون بود و الان هم دارن در همون مسیر با هم می‌رن. اتفاقا خیلی حرف زدم با جفتشون. واقعا فرق خاصی نکردن. و همه چیز براشون خیلی بهتر و هموارتر شده حتی.
+من منظورم از هدف و مسیر فقط درسی نیست که شما برمی‌گردی اینجوری به من می‌گی. + به سنم هم توجه کن :دی مطمئن باش زندگی رو یه چیز انتزاعی نمی‌بینم و می‌دونم دارم چی می‌گم. به خصوص دقیقا بعد از ازدواج خواهر و برادرم و از نزدیک دیدن زندگیشون.

++احتمالا آدم‌هایی که منو از نزدیک می‌شناسن می‌دونن هدفم از زندگی به درس ختم نمی‌شه. حرفم هم اصلا این نیست که من فقط در راستای برنامه‌ی درسی خودم پیش می‌رم.

+++من می‌خواستم بحث راه بیفته. بقیه ادامه بدن. من هم مشکل جمله‌بندی و رسوندن منظورم رو دارم و هم حوصله‌ و اعصاب بحث کردن ندارم. :D
ادامه بدین من حمایت می‌کنم :D (البته به شرطی که اینجا جاش باشه)
 
پاسخ : هدف گذاری در دوران دانشجویی

×مرثی از حمایت های Farz

خوب اره ما هدفمون یه نقطه خاص که نیست تو زندگی،
البته هست ولی اون نقطه ، نقطه علمی نیست.
من هدفم به طور مثال اینه زندگی خوب و انسانی داشته باشم و مسیری رو برم که به جامعه بشری خدمت بیشتری بکنم، در عین حال زندگی راحت و مرفه نسبی رو هم حفظ کنم،
خوب?

ببین واقعا بستگی داره چی بشه، اگه مجرد باشی خوب میری تخصص میخونی و 8سالم به راحتی و ازاد میری طرحتو هرجای کشور میگذرونی و بعد مثلا هیءت علمی.
ولی اگر تخصص بخونی چی?
حتی پسراهم این مشکلو دارن الان یه اقایی تو ازمایشگاه ما داره phd میخونه یه مدت معضلش این بود با 8سال طرحش چی کار کنه، شاید دختر مورد علاقش قبول نکنه 8سال باهاش بره شهرستان و اونم بخواد تخصص بخونه که در شهرستان میسر نیست! نمیدونم چه تصمیمی گرفت اخر ولی دغدغه فکریش بود و داشت با دوستاش درمیون میزاشت، در حدی که یه مدت طولانی بنده خدا تو فکر بود چی کار کنم? که میگفت دیگه انگار باید 100میلیون بده و طرحشو بخره چون دختره مردمو که نمیشه ازش چنین انتظاری داشت.
که دوستاش میگفتن : نه! باهات میاد،،

فکر کن با همکلاسیت ازدواج کنی،،یا همسایه تون،،خوب فرق داره، برای خود منم صرف این که اینده کاریم چی میشه به اندازه فاکتورهای دیگه مهم نیست چون هدفم خیلی شارپ نیست، ولی برام مهمه انسانی و مفید زندگی کنم، (همین الان اذعان دارم دروغ گفتم و خیلی برام مهه! :-" )
تربیت خانوادگی هم مهم نیست زیاد،،قضیه تخصص ما با دکتری شما فرق داره چون 8سال طرح شهرستان شوخی نیست.

مثلا تو تاهل هم بین کار صنعتی و داروخانه فرق داره، خیلی هامون اگه همسرمون صنعتی باشه رومون تاثیر میزاره ولی خوب غیر داروساز و غیر صنعتی باشه خوب دخترا میرن داروخانه با حجم کاری کم تر و روزهای بیشتری رو به همسر تخصیص میدن،


البته بحث بسیار مهمیه، در حال حاضر
 
پاسخ : هدف گذاری در دوران دانشجویی

شخصا قصد رفتن ندارم ! ارشد هم قطعا میخوام مشهد باشم ! :دی
اما هنوز بین خوندن مدیریت اجرایی و گرایش های مرتبط با رشته ام توی ارشد موندم ! :دی


به ازدواج هم فکر میکنم ! :D

یه آینده دور شغلی هم متصور هستم برای خودم. اما خب زیاد برای بحث شغل آینده ام نمیخوام خودم رو از الان محدود کنم و انتظار خیلی خاصی از کار آینده ام داشته باشم.
 
پاسخ : هدف گذاری در دوران دانشجویی

به نقل از بره ناقلا :
×مرثی از حمایت های Farz

خوب اره ما هدفمون یه نقطه خاص که نیست تو زندگی،
البته هست ولی اون نقطه ، نقطه علمی نیست.
من هدفم به طور مثال اینه زندگی خوب و انسانی داشته باشم و مسیری رو برم که به جامعه بشری خدمت بیشتری بکنم، در عین حال زندگی راحت و مرفه نسبی رو هم حفظ کنم،
خوب?

ببین واقعا بستگی داره چی بشه، اگه مجرد باشی خوب میری تخصص میخونی و 8سالم به راحتی و ازاد میری طرحتو هرجای کشور میگذرونی و بعد مثلا هیءت علمی.
ولی اگر تخصص بخونی چی?
حتی پسراهم این مشکلو دارن الان یه اقایی تو ازمایشگاه ما داره phd میخونه یه مدت معضلش این بود با 8سال طرحش چی کار کنه، شاید دختر مورد علاقش قبول نکنه 8سال باهاش بره شهرستان و اونم بخواد تخصص بخونه که در شهرستان میسر نیست! نمیدونم چه تصمیمی گرفت اخر ولی دغدغه فکریش بود و داشت با دوستاش درمیون میزاشت، در حدی که یه مدت طولانی بنده خدا تو فکر بود چی کار کنم? که میگفت دیگه انگار باید 100میلیون بده و طرحشو بخره چون دختره مردمو که نمیشه ازش چنین انتظاری داشت.
که دوستاش میگفتن : نه! باهات میاد،،

فکر کن با همکلاسیت ازدواج کنی،،یا همسایه تون،،خوب فرق داره، برای خود منم صرف این که اینده کاریم چی میشه به اندازه فاکتورهای دیگه مهم نیست چون هدفم خیلی شارپ نیست، ولی برام مهمه انسانی و مفید زندگی کنم، (همین الان اذعان دارم دروغ گفتم و خیلی برام مهه! :-" )
تربیت خانوادگی هم مهم نیست زیاد،،قضیه تخصص ما با دکتری شما فرق داره چون 8سال طرح شهرستان شوخی نیست.

مثلا تو تاهل هم بین کار صنعتی و داروخانه فرق داره، خیلی هامون اگه همسرمون صنعتی باشه رومون تاثیر میزاره ولی خوب غیر داروساز و غیر صنعتی باشه خوب دخترا میرن داروخانه با حجم کاری کم تر و روزهای بیشتری رو به همسر تخصیص میدن،


البته بحث بسیار مهمیه، در حال حاضر

درسته معصومه. گفتم که شرایط شما فرق داره با ما. احتمالا برای کسی مثل من قابل درک نیست اصلا این شرایط. راستش یکی از دلایلی که نرفتم سمت تجربی هم اصلا همین مسائل بود. یعنی نظر همه درمورد من این بود که باید برم تجربی. ولی من به مسیر طولانی آینده‌ش نگاه می‌کردم و وحشت می‌کردم. می‌گفتم اگر بخوام مثلا یه پزشک خوب باشم آیا می‌تونم ضمنش یه مادر خوب هم باشم؟ و خب چیزی که تو دوستام می‌دیدم که مادراشون پزشک بودن غیر از اینو بهم می‌گفت. و قطعا مثال نقض هم براش زیاد بود. ولی من به توان خودم نگاه کردم و دیدم اون راه راه من نیست.
ولی این راهی که انتخاب کردمو تا حد زیادی بهش ایمان دارم :) به نظرم این مهمترین چیزه.

+کلا سن آدم از ۲۰ که بگذره خواه ناخواه این مسائل براش مهم می‌شه. چه برسه به شرایط طرح شما!

+یکی از پسرهای آزمایشگاهمونه. خیلی خفنه. بعد دانشجوی Phdه. این عالیه اصلا :)) هرچند وقت یک بار می‌زنه به سیم آخر و شروع می‌کنه به غر زدن :)) می‌گه من زن می‌خوام مامانم می‌گه زوده :)) مامانش می‌گفتن اول درستو تموم کن و شرایطتو به حالت متعادل برسون و بعد به ازدواج فکر کن.
با این حال رشته‌ی من یه جوریه که کلا کمتر از این مسائل داره. یعنی من دوستام که مکانیک می‌خونن هم تا حدی دغدغه‌ی این مسئله رو دارن. اینکه با کسی ازدواج کنن که بپذیره کار کردنشونو تو شرایط صنعتی. ولی خب من از این مسائل ندارم دیگه! واسه همینم یه مقدار برام یه جوریه فکر کردن بهش.
اگر نه حق با شماست :)


به نقل از نــيما :
شخصا قصد رفتن ندارم ! ارشد هم قطعا میخوام مشهد باشم !
اما هنوز بین خوندن مدیریت اجرایی و گرایش های مرتبط با رشته ام توی ارشد موندم !


به ازدواج هم فکر میکنم !

یه آینده دور شغلی هم متصور هستم برای خودم. اما خب زیاد برای بحث شغل آینده ام نمیخوام خودم رو از الان محدود کنم و انتظار خیلی خاصی از کار آینده ام داشته باشم.
من واقعا شمارو تحسین می‌کنم :D از اول یه سیر خیلی آروم رو پیش گرفتی و روی همونم جلو رفتی! واقعا آرامش موقع کنکور شمارو هیچ موقع فراموش نمی‌کنم! الانم که می‌گین برای ارشد هم حتی مشهد می‌خواین بمونین. واقعا خیلی خوبه اینقدر آرامش. من خیلی اذیت می‌کنم خودمو. خیلی!
 
پاسخ : هدف گذاری در دوران دانشجویی

اصلا کاری ندارم به بحث اصلی ولی از اون پسره بترس :D
تجربه نشون داده اینا دلیل داره پیش گوش ادم این چیزا رو میگن >)



تجربه شخصی دارم که میگم B-)
 
Back
بالا