• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

هدف گذاری در دوران دانشجویی

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Admin2
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : هدف گذاری در دوران دانشجویی

هدفای من همشون یا واس ارشده یا ترم بد یا از شمبه :( :D
کمکم کنید آدم شم :D
 
پاسخ : هدف گذاری در دوران دانشجویی

من هدفم فقط اینه همون درسی رو که استاد میگه عین آدم یاد بگیرم بخونم و تلمبار نشه رو هم. چون نتیجش اینه که امتحانمو خوب میدم. نمرم خوب میشه. درسی رو نمیفتم. به علوم پایه میرسم و در نهایت با معدلای خوب تخصص خوب قبول میشم. کار خوب گیرم میاد و ادامش! به همین سادگی! درس هر روزو همون روز بخونیم! نشد حداقل تا قبل جلسه بعدش! کار دیگه ای واسه موفق شدن نیست! :-?
 
پاسخ : هدف گذاری در دوران دانشجویی

هوم بحث خوبیه
کلا روبروم تاریکه همه چی گنگ.
هرچقدرم دست و پا میزنم یاد بگیرم،تجربه کسب کنم، ایده بگیرم، راهنمایی بگیرم و خودمو آماده کنم احساس میکنم فایده نداره :|
و همون پروسه ی کنکور در ابعاد گنده دوباره تکرار خواهد شد... که از دور میدیدمش واسم نامعلومو گنگ بود،بعد که توش قرار گرفتم تازه همه چی روشن شد و چهره ی واقعیش رو شناختم :D
کلا فک میکنم تو این بحث برای اینکه فکرت باز تر بشه لازمه از نزدیک ببینی آدمایی که راه انتخابی تو رو رفتن، آدمای خیلی شاخ تو این راه حتی...ببینی و ایده بگیری.
من به شخصه خیلی کمن این ادما دور و برم! نمیدونم شاید هم من بد رفتم دنبالش؟ . مثن من اگه برادری داشتم که توی رشته ی خودم یا رشته ی نزدیک به خودم حتی، تحصیل کرده بود مسلما یه دورنمای روشن تری ازون چیزی که میخوام باشم تو آینده ی تحصیلی و شغلیم و اونچیزی که دوست دارم پیدا میکردم! درصورتی که حتی در اقوام و آشنایان نمیتونم پیدا کنم همچین فردی :D توی دوستان دانشگاه خودمون هم نمیشه :D یعنی صرفا با اون چیزی که اساتید تجربه ای چیزی میگن،یا با مطالعه ی خودم یه چیزایی رو در نظر دارم.
و خب این مشکلیه که توی بچه های پزشکی و تجربی دیده نمیشه به این شکل! چون اونا غالب مسیر رو با صرفا درس خوندن باید طی کنن.
 
پاسخ : هدف گذاری در دوران دانشجویی

یک عده اول دانشجویی شروع میکنن گروه آموزشی تشکیل دادن و دنبال تدریس خصوصی و ... آقاجان نکنید از اینکارا. همون وقت رو بگذارید برید بازار کار مربوط به رشته خودتون، 4 سال دیگه به محض فارغ التحصیلی میتونید یک بیزینس شخصی حتی ران کنید. تدریس اینا دیگه گذشت دوران اوجش. اینکه تدریس چیز دم دستی راحتی به نظر میرسه دلیل نمیشه در عمل راحت باشه و مفید برای شما !
 
پاسخ : هدف گذاری در دوران دانشجویی

به نقل از رای می دهم :
یک عده اول دانشجویی شروع میکنن گروه آموزشی تشکیل دادن و دنبال تدریس خصوصی و ... آقاجان نکنید از اینکارا. همون وقت رو بگذارید برید بازار کار مربوط به رشته خودتون، 4 سال دیگه به محض فارغ التحصیلی میتونید یک بیزینس شخصی حتی ران کنید. تدریس اینا دیگه گذشت دوران اوجش. اینکه تدریس چیز دم دستی راحتی به نظر میرسه دلیل نمیشه در عمل راحت باشه و مفید برای شما !

به شکل قابل توجهی با اکثر راه‌کار هات و پیشنهادات مشکل دارم.

تدریس به خصوص اگر برای کنکور نباشه و حالت تدریس در مدارس به عنوان کلاس های اضافه باشه یا اگر خصوصی هست حالت پایه ای داشته باشه یا به شکل ایده‌آل تر کمک درسی باشه، جدا از اینکه تجربه ای هست که همیشه و در همه ی کشور ها به کارتون میاد، یک نکته ی به شدت مثبت در رزومه کاری و حتا تحصیلیتون هست.

معلمی به خصوص اگر در رشته ی خودتون باشه ( مثلا دروس ریاضی یا فیزیک یا شیمی ) تقریبا در نظام اموزشی همه ی کشور ها یکسان و مشابه هست. برید به کشوری با نظام اموزشی انگلیسی خیلی ها A-Level و GCSE پاس میکنن، برید به نظام های اروپایی مرکزی IB خیلی اهمیت پیدا میکنه. برای کسایی دیگه SAT و ریاضیات تمام این استاندارد های مختلف تحصیلی سطوح متفاوتی داره ولی همه در حد ( و کمی پیشرفته تر از ) اون چیزی هست که به عنوان ریاضیات پایه و ریاضیات ۱ و ۲ تو دانشگاه میخونین.

پس اگه همون ریاضیات دبیرستان یا دانشگاه رو تعلیم بدید، علاوه بر اینکه باعث میشه استفاده از ریاضیات و روش های استدلال و حل مساله رو فراموش نکنید، حتا باعث میشه تجربه ی کاری ای داشته باشید که خیلی راحت در هر کشور دیگه ای قابل انتقال باشه.

کار توی رشته ی تحصیلی خودتون ایده خیلی عالی ای هست، ولی به عنوان سال اولی خیلی سخت خواهد بود. ولی غیر ممکن نیست، همونجور که من حتا قبل از شروع دانشگاه استخدام یک شرکت شدم، چون من تجربه ی انجام پروژه داشتم و بر خلاف خیلی از فارغ التحصیل های رشته هایی که درشون دروس برنامه نویسی هست من با VB6 اشنایی داشتم که توی مالزی به شدت بهش نیاز بود چون بیشتر برنامه های سیستم های اداری بر پایه ی اون نوشته میشد ولی برنامه نویس کافی نداشت.

در عوض خیلی بهتره با محیط های کاری اشنا بشید، حقوق فارغ التحصیلی و حقوق افراد با سابقه ی ۵ ساله و ۱۰ ساله رو بپرسید که ببینید اصلا مایل به ادامه ی کار توی ایران هستید یا تمایل دارید به کشوری دیگه مهاجرت کنید و کم کم ببینید کدوم کشور بهترین مقصد کاری و زندگی هست و شروع به یاد گرفتن زبونش بکنید. ولی چهار سالتون رو به عنوان پادو ی یک شرکت و تلفن جواب بدش تلف نکنید. نه حقوق کافی داره که بهتون برای جمع کردن پول برای مهاجرت و یه مدت ابتدایی اقامتتون توی یک کشور دیگه کمک کنه نه حتا کار بدون دوره ی اموزشی قابل قبول توی رزومتون اهمیتی داره. در کنارش شما قرار نیست بردارید هر روز یک کتاب "چطوری میلیونر شوم " بخونید و اقتصاد ایران با اقتصاد امریکا خیلی فرق داره و تهران New York نیست که شب پاشید صبح تصمیم بگیرید یک شرکت بزنید و تمام ادم ها یهو تصمیم بگیرن بهتون وام بدن و براتون سرمایه بریزن. و از جو سیلکون ولی هم خارج شید. قرار نیست هر کسی هر شروعی کرد موفقیت امیز باشه، اگر پول و وقت کافی دارید بکیند حتما! اگر ندارید و تصمیم به مهاجرت دارید، وقتتون رو تلف نکنید. چون خیلی کار های مهم تری هست که میتونه در ایندتون تاثیر داشته باشه.
 
پاسخ : هدف گذاری در دوران دانشجویی

من دو سال مشغول تدریس بودم باعث افزایش اعتماد به نفسم شد در بیان و اراءه مطلب، ولی از وقتی تونستم کار تو رشته خودم با درامد پایین تر داشته باشم در اولین فرصت تدریس رو رها کردم. کار فعلیم ظاهرا در جهت اهدافم نیست ولی در واقع هدفم یادگرفتن تعامل با رده های کاری کارگری همکار تحصیل کرده زیر دست و همکار موازی مثل پزشک گاها با منافع متضاد و ارتباط با بالادستی ها بوده.

منم ولی مخالفم اون مدل تدریس که فقط به دلیل پولش هست و یه کار نصفه نیمه است نه واقعا تدریسه و فرد دنبال بهتر شدنه نه به توانایی های مورد نیاز فرد اضافه میکنه.
 
پاسخ : هدف گذاری در دوران دانشجویی

تلاش میکنم تو جشنواره ی فارابی مقام بیارم که فقط عضو استعداددرخشان بشم و ارشدم بدون کنکور حساب شه :-"
زبانمو تقویت می کنم [-o< واقعا آرزومه تسلط به زبان
بعد از ارشد هم تو ورودی انستیتو روانکاوی تهران شرکت میکنم و دوره هاشو میگذرونم . بستگی به بودجم داره :|
و خب خیلی بلند مدته . به روند پیشروی زبانم هم شدیدا بستگی داره .

به نظرتون بیشتر روی زبان تمرکز کنم یا پژوهش فوق برنامه واسه فارابی؟ اصن از همین اول وارد پژوهش بشم یا تمرکزم رو درس دانشگام باشه بهتره؟
 
های:D
من سال دوم معماری هستم.
یکی از مشکلاتم در حال حاضر اینه ک هیچ هدفی ندارم...صرفا دارم درسهامو پاس میکنم...
گه گداری هم ی فکر هایی تو سرم میاد ک تصمیم میگیرم کار کنم یا اپلای کنم اما اول از همه فکر میکنم شرایطشوندارم و به طبع هیچ ایده ای هم ندارم براش...
 
های:D
من سال دوم معماری هستم.
یکی از مشکلاتم در حال حاضر اینه ک هیچ هدفی ندارم...صرفا دارم درسهامو پاس میکنم...
گه گداری هم ی فکر هایی تو سرم میاد ک تصمیم میگیرم کار کنم یا اپلای کنم اما اول از همه فکر میکنم شرایطشوندارم و به طبع هیچ ایده ای هم ندارم براش...
سلام منم سال دوم معماريم
وبايد بگم همچنين
فضاي بسيار مبهميه
 
های:D
من سال دوم معماری هستم.
یکی از مشکلاتم در حال حاضر اینه ک هیچ هدفی ندارم...صرفا دارم درسهامو پاس میکنم...
گه گداری هم ی فکر هایی تو سرم میاد ک تصمیم میگیرم کار کنم یا اپلای کنم اما اول از همه فکر میکنم شرایطشوندارم و به طبع هیچ ایده ای هم ندارم براش...
یکی از مسایلی ک یقه همه دانشجوها رو میگیره بحث آینده است. من اول فکر میکردم فکر کردن به اینده و تصویرسازیش خیلی سخته ولی بعدا فهمیدم که ترسهام سختش کردن. ینی همش نگران این بودم که جواب اینو چی بدم جواب اون یکیو چی بدم و اگ فلان کارو بکنم و فلان اتفاق بیفته جواب خانوادمو چی بدم و ...

ولی برای یک لحظه فکر کنید از هیچی نمیترسید، از هیچی. کاملا ازاد ازاد ...

تو این شرایط به چی فکر میکنید ؟! چی کار دوست دارید بکنید ( جدای از امکان شدن یا نشدنش ). ادم تازه تو این لحظه است که خودشو میشناسه و میفهمه دوست داره چه جوری زندگی کنه

و اینقدر برات عزیز میشه که دیگه نمیتونی بهش فکر نکنی و کل زندگیتو تحت تاثیر قرار میده و حاضری براش بجنگی
 
Back
بالا