• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

حمله به کلوب همجنسگرایان

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع ma76
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

دلیل این حمله رو چی میدونین؟


  • رای‌دهندگان
    97
پاسخ : حمله به کلوب همجنسگرایان

به نقل از علی دلاور :
چون من چنین استدلال هایی که چون مثلا کسی که زنای با محارم می کنه یا به همسرش خیانت می کنه یا همجنس بازی می کنه و یا... چون به کسی آسیب مستقیم نمی رسونه و انتخاب خوده فرده پس این اعمال باید قانونی بشن رو قبول نمی کنم. چون مثلا من می پرسم که کسی که مالیات نده شاکی خصوصی اش کیه؟ مالیات مگه یک قرار داد اجتماعی نیست؟ خب من نوعی ممکنه بگم که اقا من از خدمات دولتی شما که بر حسب مالیات اداره میشه استفاده نمی کنم قرار داد شما رو هم قبول ندارم و نمی خوام مالیات بدم. پس چرا اگه کسی این کار رو تو هر کشوری بکنه بازداشت میشه؟ این فرد مستقیما به کی ضرر زده؟ پس شمام جوری نگید که امگار زندگی اجتماعی بدون این هنجار و ها و قرار داد ها ممکنه. ما باید نهایت سعی مون رو بکنیم که هنجار ها و ارزش های اجتماعی درستی انتخاب کنیم
هم من و هم نیلوفر در اون مناظره به قدر کافی بهتون توضیح دادیم که همجنسگرایی یک نوع مسئله طبیعی هست.مثل سکس.ولی مالیات قراردادیه که ما خودمون وضع کردیم.مقایسه یک امر طبیعی با یک مسئله قراردادی امری ابلهانست.کسی که با همجنس خودش رابطه داره (بدون وقوع جرم هایی مثل پدوفیلی یا تجاوز) آسیبی به کسی نمی رسونه،بنابراین جامعه نمیتونه براش تصمیم بگیره.ولی کسی که مالیات میده داره پول خدماتی که دریافت میکنه رو میده.واقعا نمیدونم چطور چنین قیاس احمقانه ای به ذهنتون رسید.
 
  • لایک
امتیازات: Lorca
پاسخ : حمله به کلوب همجنسگرایان

به نقل از علی دلاور :
این بحث رو من تموم کردم و گفتنی هام رو گفتم. ولی تعجب می کنم که چطور استدلال هایی تا این حر ابلهانه مثل استدلال های پست بالا می خونم.بحث ما دقیقا روی خود اخلاقی بودن یا نبودن این کار ها هست؟ یک سوال این که کسی مثلا اگه قتل کنه تو بعضی کشور ها اعدام میشه تو بعضی کشور ها زندانی محدود کردن آزادی هست یا نه؟ یا اگه کسی دزدی که و... پس این پس این که شما بخواید مبنا رو تغییر بدید و این رو تعمیم بدهید و نتیجه گیری کنید بنظر میرسه که شیوه ای نباشه که عقل قبول کنه. بله شما می تونید مکتبی به نام کوکاکولاایسم بسازید و همچین احکام احمقانه ای بدهید ولی دقیقا تفاوت اون مکتب با مکتب های واقعی مثل اسلام یا لیبرالیسم یا سوسیالیسم در همینه که اون مکتب فرضی شما مبانیه احمقانه و غیر قابل انجامی داره و این مکتب ها حاصل تفکر بشرند. البته این اشتباه نشه که من می گم هر کسی مثلا از حقوق همجنس باز ها حرف میزنه احمقه! نه ابدا حرف من این نیست. حرف من اینه که باید استدلال قوی و مرتبط باشه. حرف من واضح بود. من گفتم که همجنس بازی رو عملی اخلاقی نمی دونم همون طوری که مثلا زنای با محارم خیانت به همسر و غیره رو اعمال شنیع و خلاف اخلاقی می دونم. ولی این اعمال به نشر می رسه که شاکی خصوصی مستقیم ندارند ولی معتقدم چون این اعمال غیر اخلاقی اند و باعث سقوط اخلاقی جامعه می شوند باید جلوشون رو گرفت این کل حرف من در پست های گذشته بود. حالا شما اگه می خواهید جواب بدید پس لاجرم باید از نظر اخلاقی روی این موارد بحث کنید و مثلا بگید نه به نظر من این اعمال اخلاقی اند و... یا
چون من چنین استدلال هایی که چون مثلا کسی که زنای با محارم می کنه یا به همسرش خیانت می کنه یا همجنس بازی می کنه و یا... چون به کسی آسیب مستقیم نمی رسونه و انتخاب خوده فرده پس این اعمال باید قانونی بشن رو قبول نمی کنم. چون مثلا من می پرسم که کسی که مالیات نده شاکی خصوصی اش کیه؟ مالیات مگه یک قرار داد اجتماعی نیست؟ خب من نوعی ممکنه بگم که اقا من از خدمات دولتی شما که بر حسب مالیات اداره میشه استفاده نمی کنم قرار داد شما رو هم قبول ندارم و نمی خوام مالیات بدم. پس چرا اگه کسی این کار رو تو هر کشوری بکنه بازداشت میشه؟ این فرد مستقیما به کی ضرر زده؟ پس شمام جوری نگید که امگار زندگی اجتماعی بدون این هنجار و ها و قرار داد ها ممکنه. ما باید نهایت سعی مون رو بکنیم که هنجار ها و ارزش های اجتماعی درستی انتخاب کنیم
پ.ن: البته من نگفتم که مثلا این افراد باید اعدام بشن. نمی دونم این یه بحث حقوقی اجتماعیه باید متخصص های این حوزه نظر بدن. ولی من می گم این اعمال غیر اخلاقیه و جامعه می تونه جلوی شیوعشون رو بگیره. حتی مثلا با محکوم کردن این عمل و همه اعمال غیر اخلاقی. مثلا اگر در یک جامعه آرمانی مردم از دور افراد بی اخلاق(مثلا افراد بد دهن،دروغگو،فریبکار و...) متفرق شن و این افراد حس تنهایی و انزوا کنند به جد معتقدم اخلاقیات جامعه بسیار رشد می کنه
ضمن عرض سلام
من صحبتای شما رو خوندم تو این تاپیک و یک سوال برام پیش اومد, این که شما فرمودید از نظر "اخلاقی" باید این مسله رو بررسی کنیم, اخلاق رو چگونه تعریف میکنید؟
آیا اخلاق یک چیز ثابته؟ البته میدونم این مسله فلسفیه ولی چون از این واژه استفاده کردید, گفتم لابد منظور خاصی داشتید و یک تعریف خاص از اخلاق رو پذیرفتید.
با تشکر
 
پاسخ : حمله به کلوب همجنسگرایان

سوالی ک برام پیش اومد اینه ک اگه همجنس گرایی باشه تو یه جامعه چ ضرری دقیقن ب جامعه میزنه ک تو صوبتاتون گفته بودین ؟ @علی دلاور

@ali kh
بابت اون پستی ک دیس دادم . ایه چ ربطی داره خب ؟ بعدم گفته خودمون مصیبت نزول فرستادیم ن اینکه یه شخص ب اراده خودش حق اینو داره ک بره مجازات بفرسته . پیشنهاد میکنم برید بیشتر مطالعه کنید روالها رو بیشتر بخونید ک حالا یه نفر هم جنس گراست چجوری باید رسیدگی بشه کی باید حکم بده . دین قبول نداره هم جنس گراییو ، قبول . ولی ایا دین قبول داره قتل ب این شکل رو ؟ ایا تو دین اگه کسی یه عده رو دسته جمعی کشت حکمش اینه ک کار خوب و پسندیده ای کرده حالا میتونه راست راست تو خیابون راه بره ؟ قتل کرده.. مسلمن حکم اعدام داره..
اگرم بنا بر اعدام اون اشخاص باشه حکم دادن و اجرا کردنش دست اون نیست . بالفرض یکی یه نفرو کشته من میتونم خودم بزنم بکشمش بگم قاتل بوده باید کشته میشده !؟ بعد هم تو دادگاه اسلامی چون من یه قاتلو کشتم تبرئه میشم ؟
صدور حکم بر عهده حاکم شرع(قاضی مرجع تقلید و..) هست .
 
پاسخ : حمله به کلوب همجنسگرایان

به نقل از علی دلاور :
این بحث رو من تموم کردم و گفتنی هام رو گفتم. ولی تعجب می کنم که چطور استدلال هایی تا این حر ابلهانه مثل استدلال های پست بالا می خونم.بحث ما دقیقا روی خود اخلاقی بودن یا نبودن این کار ها هست؟ یک سوال این که کسی مثلا اگه قتل کنه تو بعضی کشور ها اعدام میشه تو بعضی کشور ها زندانی محدود کردن آزادی هست یا نه؟ یا اگه کسی دزدی که و... پس این پس این که شما بخواید مبنا رو تغییر بدید و این رو تعمیم بدهید و نتیجه گیری کنید بنظر میرسه که شیوه ای نباشه که عقل قبول کنه. بله شما می تونید مکتبی به نام کوکاکولاایسم بسازید و همچین احکام احمقانه ای بدهید ولی دقیقا تفاوت اون مکتب با مکتب های واقعی مثل اسلام یا لیبرالیسم یا سوسیالیسم در همینه که اون مکتب فرضی شما مبانیه احمقانه و غیر قابل انجامی داره و این مکتب ها حاصل تفکر بشرند. البته این اشتباه نشه که من می گم هر کسی مثلا از حقوق همجنس باز ها حرف میزنه احمقه! نه ابدا حرف من این نیست. حرف من اینه که باید استدلال قوی و مرتبط باشه. حرف من واضح بود. من گفتم که همجنس بازی رو عملی اخلاقی نمی دونم همون طوری که مثلا زنای با محارم خیانت به همسر و غیره رو اعمال شنیع و خلاف اخلاقی می دونم. ولی این اعمال به نشر می رسه که شاکی خصوصی مستقیم ندارند ولی معتقدم چون این اعمال غیر اخلاقی اند و باعث سقوط اخلاقی جامعه می شوند باید جلوشون رو گرفت این کل حرف من در پست های گذشته بود. حالا شما اگه می خواهید جواب بدید پس لاجرم باید از نظر اخلاقی روی این موارد بحث کنید و مثلا بگید نه به نظر من این اعمال اخلاقی اند و... یا
چون من چنین استدلال هایی که چون مثلا کسی که زنای با محارم می کنه یا به همسرش خیانت می کنه یا همجنس بازی می کنه و یا... چون به کسی آسیب مستقیم نمی رسونه و انتخاب خوده فرده پس این اعمال باید قانونی بشن رو قبول نمی کنم. چون مثلا من می پرسم که کسی که مالیات نده شاکی خصوصی اش کیه؟ مالیات مگه یک قرار داد اجتماعی نیست؟ خب من نوعی ممکنه بگم که اقا من از خدمات دولتی شما که بر حسب مالیات اداره میشه استفاده نمی کنم قرار داد شما رو هم قبول ندارم و نمی خوام مالیات بدم. پس چرا اگه کسی این کار رو تو هر کشوری بکنه بازداشت میشه؟ این فرد مستقیما به کی ضرر زده؟ پس شمام جوری نگید که امگار زندگی اجتماعی بدون این هنجار و ها و قرار داد ها ممکنه. ما باید نهایت سعی مون رو بکنیم که هنجار ها و ارزش های اجتماعی درستی انتخاب کنیم
پ.ن: البته من نگفتم که مثلا این افراد باید اعدام بشن. نمی دونم این یه بحث حقوقی اجتماعیه باید متخصص های این حوزه نظر بدن. ولی من می گم این اعمال غیر اخلاقیه و جامعه می تونه جلوی شیوعشون رو بگیره. حتی مثلا با محکوم کردن این عمل و همه اعمال غیر اخلاقی. مثلا اگر در یک جامعه آرمانی مردم از دور افراد بی اخلاق(مثلا افراد بد دهن،دروغگو،فریبکار و...) متفرق شن و این افراد حس تنهایی و انزوا کنند به جد معتقدم اخلاقیات جامعه بسیار رشد می کنه
قاتل با انتخاب خودش قتل انجام میده
کسی که از مالیات فرار میکنه، خودش فرار میکنه
مجازات اینها، قراردادیه بین خود آدما

ولی همجنسگرایی چیزی نیست که شما انتخابش کنی، مث رنگ مو!
همونطور که یه عده از مردم با جنس مخالف خودشون رابطه برقرار میکنن، کلی تر اینکه تحریک میشن
یه عده با هم جنس خودشون رابطه برقرار میکنن
یه زمان میگفتن این بیماریه و سعی میکردن درمانش کنن، الان پذیرفتن که بیماری هم نیست حتی
اینکه جرم درنظر بگیریش دیگه خیلیه!
مث اینه بگی داشتن چشم هایی با رنگ عسلی جرمه

درمورد بحث اخلاق هم خب واضحه، اخلاق چیز ثابتی نیست که درموردش بحث کنی
مثال... زنا رو اسلام غیراخلاقی میدونه تا حدی که مجازات های سنگین براش در نظر گرفته؛ تو قانون ما جرمه و جامعه هم تا حد زیادی درموردش بد برخورد میکنه
ولی تو یه کشور دیگه مثل آمریکا خیلی مسئله ی مطرحی نیست، خیلیا از خیلی وقت قبل ازدواج با هم زندگی میکنن و حتی بچه هم دارن و هیچکسم مشکلی نداره
اما طبق اخلاق اسلامی اون دوتا زناکارن و اون بچه هم زنازادس و حکم همشون مشخصه!
پس... همه ی معیارای اخلاقی چیزایی نیستن که شما براساسشون بخوای کسی رو قضاوت کنی و درموردش حکم بدی و یا یه عده رو از چیزی منع کنی!
واضحتر اینکه
اخلاق اگر چیزیو شنیع میبینه میتونه معیاراشو درمورد چیزای غیرقابل اجتناب عوض کنه، قتل اخلاقا کار بدیه ولی وقتی یه دیوانه مرتکب قتل میشه حکم فرق میکنه
شما اگه همجنس بازی رو شنیع میدونی درمورد امر غیرقابل اجتناب همجنس گرایی باید معیارای اخلاقتو تغییر بدی (با تاکید بر تفاوت همجنس بازی و همجنس گرایی)؛
 
پاسخ : حمله به کلوب همجنسگرایان

به نقل از قاف :
(با تاکید بر تفاوت همجنس بازی و همجنس گرایی)؛

مثل تفاوت کفتر بازی و کفتر گرایی :))
 
پاسخ : حمله به کلوب همجنسگرایان

قضیه اینه که چه هم‌جنس‌گرایی چه هم‌جنس‌بازی، هر کدوم تا وقتی هر دو فرد در سن قانونی و با رضایت کامل باشن غیر اخلاقی نیست. این یک انتخاب شخصی و محدود به خود دو نفر و به صرف تصمیم اون دو نفره.

همونجوری که سکس داشتن با غیر هم‌جنس هم در هر مدل و شکلی غیر اخلاقی نیست. انتخاب شخصیه.
 
پاسخ : حمله به کلوب همجنسگرایان

به نقل از علی دلاور :
این بحث رو من تموم کردم و گفتنی هام رو گفتم. ولی تعجب می کنم که چطور استدلال هایی تا این حر ابلهانه مثل استدلال های پست بالا می خونم.بحث ما دقیقا روی خود اخلاقی بودن یا نبودن این کار ها هست؟ یک سوال این که کسی مثلا اگه قتل کنه تو بعضی کشور ها اعدام میشه تو بعضی کشور ها زندانی محدود کردن آزادی هست یا نه؟ یا اگه کسی دزدی که و... پس این پس این که شما بخواید مبنا رو تغییر بدید و این رو تعمیم بدهید و نتیجه گیری کنید بنظر میرسه که شیوه ای نباشه که عقل قبول کنه. بله شما می تونید مکتبی به نام کوکاکولاایسم بسازید و همچین احکام احمقانه ای بدهید ولی دقیقا تفاوت اون مکتب با مکتب های واقعی مثل اسلام یا لیبرالیسم یا سوسیالیسم در همینه که اون مکتب فرضی شما مبانیه احمقانه و غیر قابل انجامی داره و این مکتب ها حاصل تفکر بشرند. البته این اشتباه نشه که من می گم هر کسی مثلا از حقوق همجنس باز ها حرف میزنه احمقه! نه ابدا حرف من این نیست. حرف من اینه که باید استدلال قوی و مرتبط باشه. حرف من واضح بود. من گفتم که همجنس بازی رو عملی اخلاقی نمی دونم همون طوری که مثلا زنای با محارم خیانت به همسر و غیره رو اعمال شنیع و خلاف اخلاقی می دونم. ولی این اعمال به نشر می رسه که شاکی خصوصی مستقیم ندارند ولی معتقدم چون این اعمال غیر اخلاقی اند و باعث سقوط اخلاقی جامعه می شوند باید جلوشون رو گرفت این کل حرف من در پست های گذشته بود. حالا شما اگه می خواهید جواب بدید پس لاجرم باید از نظر اخلاقی روی این موارد بحث کنید و مثلا بگید نه به نظر من این اعمال اخلاقی اند و... یا
چون من چنین استدلال هایی که چون مثلا کسی که زنای با محارم می کنه یا به همسرش خیانت می کنه یا همجنس بازی می کنه و یا... چون به کسی آسیب مستقیم نمی رسونه و انتخاب خوده فرده پس این اعمال باید قانونی بشن رو قبول نمی کنم. چون مثلا من می پرسم که کسی که مالیات نده شاکی خصوصی اش کیه؟ مالیات مگه یک قرار داد اجتماعی نیست؟ خب من نوعی ممکنه بگم که اقا من از خدمات دولتی شما که بر حسب مالیات اداره میشه استفاده نمی کنم قرار داد شما رو هم قبول ندارم و نمی خوام مالیات بدم. پس چرا اگه کسی این کار رو تو هر کشوری بکنه بازداشت میشه؟ این فرد مستقیما به کی ضرر زده؟ پس شمام جوری نگید که امگار زندگی اجتماعی بدون این هنجار و ها و قرار داد ها ممکنه. ما باید نهایت سعی مون رو بکنیم که هنجار ها و ارزش های اجتماعی درستی انتخاب کنیم
پ.ن: البته من نگفتم که مثلا این افراد باید اعدام بشن. نمی دونم این یه بحث حقوقی اجتماعیه باید متخصص های این حوزه نظر بدن. ولی من می گم این اعمال غیر اخلاقیه و جامعه می تونه جلوی شیوعشون رو بگیره. حتی مثلا با محکوم کردن این عمل و همه اعمال غیر اخلاقی. مثلا اگر در یک جامعه آرمانی مردم از دور افراد بی اخلاق(مثلا افراد بد دهن،دروغگو،فریبکار و...) متفرق شن و این افراد حس تنهایی و انزوا کنند به جد معتقدم اخلاقیات جامعه بسیار رشد می کنه

نظر شما ، پيامبر ، إمامان و خود خدا معيار اخلاقي بودن و يا نبودن براي بقيه افراد كره زمين نيست مگر اينكه دليل منطقي و برهاني براي اون بياري . لذا شما حق غير اخلاقي دونستن اين عمل براي بقيه مردم و تعيين هرگونه مجازات يا محدوديتي براي اون نداريد.
عقايد و نحوه زندگي شما هيچ ارزش بيشتري نسبت به عقايد و زندگي اون فرد همجنسگرايي گرا ندارد و شما و الكارتون هيچ برتري ذاتي بر اون نداريد.
علاوه بر اون اسلام اتفاقا يك قرارداد اجتماعي است بين تعداد معدودي افراد كه هيچ الزام قانوني و اخلاقي براي كساني كه اون رو قبول ندارند ايجاد نمي كند لذا شما حق دخالت در زندگي اون فرد و وضع قانون براي اون فرد و غير اخلاقي دونستن اعمال اون رو نداريد چون هيچ پشتوانه اي براي تفكراتتون نداريد و نمي تونيد بگيد چون اسلام ديني از طرف خداست فلان و فلان و هرچه مي گويد درست چون اين يك حقيقت محرض نيست. دقيقا برعكس اين عقايد درباره همجنسگرايي گرايش تمايل به كشتن مردم و يا عمل قتل مردم توسط قانون و اخلاقيات با پشتوانه تفكر و عقل عملي غير اخلاقي است و مجازات اين افراد منطقي است.
ثانيا درخواست شما براي تغيير زندگي مردم و قتل اون ها چون شما فكر مي كنيد غير اخلاقيه خودش نوعي فساد است و ابتدا بايد جلوي شيوع فسادي كه شما داريد ترويج مي كنيد گرفته بشه.....
خلاصه بحث اينكه غير اخلاقي دونستن چيزي از طرف شما و أقليت ديني در مقياس جهاني دليل بر غير اخلاقي بودن اون عمل نيست و علاوه بر اون به شما به هيچ وجه حق هر گونه برخورد با اين افراد و مجازات اون ها رو نميده..
 
پاسخ : حمله به کلوب همجنسگرایان

به نقل از علی دلاور :
این بحث رو من تموم کردم و گفتنی هام رو گفتم. ولی تعجب می کنم که چطور استدلال هایی تا این حر ابلهانه مثل استدلال های پست بالا می خونم.بحث ما دقیقا روی خود اخلاقی بودن یا نبودن این کار ها هست؟ یک سوال این که کسی مثلا اگه قتل کنه تو بعضی کشور ها اعدام میشه تو بعضی کشور ها زندانی محدود کردن آزادی هست یا نه؟ یا اگه کسی دزدی که و... پس این پس این که شما بخواید مبنا رو تغییر بدید و این رو تعمیم بدهید و نتیجه گیری کنید بنظر میرسه که شیوه ای نباشه که عقل قبول کنه. بله شما می تونید مکتبی به نام کوکاکولاایسم بسازید و همچین احکام احمقانه ای بدهید ولی دقیقا تفاوت اون مکتب با مکتب های واقعی مثل اسلام یا لیبرالیسم یا سوسیالیسم در همینه که اون مکتب فرضی شما مبانیه احمقانه و غیر قابل انجامی داره و این مکتب ها حاصل تفکر بشرند. البته این اشتباه نشه که من می گم هر کسی مثلا از حقوق همجنس باز ها حرف میزنه احمقه! نه ابدا حرف من این نیست. حرف من اینه که باید استدلال قوی و مرتبط باشه. حرف من واضح بود. من گفتم که همجنس بازی رو عملی اخلاقی نمی دونم همون طوری که مثلا زنای با محارم خیانت به همسر و غیره رو اعمال شنیع و خلاف اخلاقی می دونم. ولی این اعمال به نشر می رسه که شاکی خصوصی مستقیم ندارند ولی معتقدم چون این اعمال غیر اخلاقی اند و باعث سقوط اخلاقی جامعه می شوند باید جلوشون رو گرفت این کل حرف من در پست های گذشته بود. حالا شما اگه می خواهید جواب بدید پس لاجرم باید از نظر اخلاقی روی این موارد بحث کنید و مثلا بگید نه به نظر من این اعمال اخلاقی اند و... یا
چون من چنین استدلال هایی که چون مثلا کسی که زنای با محارم می کنه یا به همسرش خیانت می کنه یا همجنس بازی می کنه و یا... چون به کسی آسیب مستقیم نمی رسونه و انتخاب خوده فرده پس این اعمال باید قانونی بشن رو قبول نمی کنم. چون مثلا من می پرسم که کسی که مالیات نده شاکی خصوصی اش کیه؟ مالیات مگه یک قرار داد اجتماعی نیست؟ خب من نوعی ممکنه بگم که اقا من از خدمات دولتی شما که بر حسب مالیات اداره میشه استفاده نمی کنم قرار داد شما رو هم قبول ندارم و نمی خوام مالیات بدم. پس چرا اگه کسی این کار رو تو هر کشوری بکنه بازداشت میشه؟ این فرد مستقیما به کی ضرر زده؟ پس شمام جوری نگید که امگار زندگی اجتماعی بدون این هنجار و ها و قرار داد ها ممکنه. ما باید نهایت سعی مون رو بکنیم که هنجار ها و ارزش های اجتماعی درستی انتخاب کنیم
پ.ن: البته من نگفتم که مثلا این افراد باید اعدام بشن. نمی دونم این یه بحث حقوقی اجتماعیه باید متخصص های این حوزه نظر بدن. ولی من می گم این اعمال غیر اخلاقیه و جامعه می تونه جلوی شیوعشون رو بگیره. حتی مثلا با محکوم کردن این عمل و همه اعمال غیر اخلاقی. مثلا اگر در یک جامعه آرمانی مردم از دور افراد بی اخلاق(مثلا افراد بد دهن،دروغگو،فریبکار و...) متفرق شن و این افراد حس تنهایی و انزوا کنند به جد معتقدم اخلاقیات جامعه بسیار رشد می کنه

من نمیفهمم تو یا لیبرال نیستی، یا از لیبرال بودن درکی نداری!

کل خاصیت لیبرال بودن اینه که متوجه بشی اخلاقیاتی که تو ملاک زندگیت قرار میدی، فقط و فقط باید در ذهن خودت نهایتا جا داشته باشه! تنها چیزی که معیار زندگی مردمه قانونه. چون تنها حقیقتیه که بین مردم مشترکه، اخلاقیات بین افراد مشترک لزوما نیست.
و قانون بر اساس معیار های منطقی و نه معیار های اخلاقی تو نوشته شده. یعنی اصلا کل قضیه جدا کردن دین از قانونه! و در هیچ حوزه ای خارج از دین نوع سکس مردم اصلا اهمیتی نداره.
اگر ما این اتفاق رو محکوم میکنیم، دلیلش اینه که یک فرد بر اساس اخلاقیاتش افرادی رو که میعار هاشو به اشتراک نمیگذاشتن کشته.
و قانون این رو محکوم میکنه، چون قتل تاثیر روی زندگی فرد\افراد دیگری هست بدون اینکه از اون افراد در موردش سوالی شده باشه یا توافقی در کار بوده باشه.
و قانون قراره جلوی جرم های واقعی و منطقی رو بگیره، نه رفتار های ضد اخلاقی از نظر عده ی معدودی از مردم.

به این معنی که تو اگر با خوابیدن با همجنس خودت خوشحال نمیشی! نخواب! یا اگه به هیچ فردی علاقه نداری، من در مورد احساست به دست راستت ( با تصور به اینکه راست دستی ) نمیدونم چیه! امیدوارم از اون دستت بدت نیاد!

خلاصه ی منظورم اینه که تخت هر کس محل اختیار اون فرده و اخلاقیات اون فرد درش صرف مدنظره. تو لازم نیست بر اساس معیار های دیگرون زندگی کنی، و متقابلا حق نداری معیار هات رو به باقی مردم اجبار کنی.
 
پاسخ : حمله به کلوب همجنسگرایان

این که یه نفر میاد همجنس گرایی رو همجنس بازی می خونه ( بازیه مگه؟ گرایشه!) و می نویسه عمل شنیع و نا پسند و جرم کبیره و الخ و کلی امتیاز مثبت هم میگیره از جامعه سمپادی .... نمیدونم چه نتیجه ای میشه گرفت! ولی فکر کنم آزادی تو این کشور به این زودی درست نمیشه.
جامعه آمریکا هم داره از یه زمانی گذر می کنه که آزادی همجنس گرایی تو اون قانونی شده و شاهد بعضی ناهنجاری ها و نا هماهنگی ها در این گذر هست که تا چند سال دیگه درست میشه.
چیزی که ازش میترسم اینه که با این وضعیت موجود حتی اگه ایران به آزادی برسه شاهد چنین جرم و جنایت هایی هم خواهد بود. چون بذر تنفر از همجنس گرایی رو خود شما ها دارین می پاشین.
 
پاسخ : حمله به کلوب همجنسگرایان

فقط اینو بگم که هیچوقت مجبور نیستین از یه قشر خاصی از مردم که نگاه ها روش منعطف شده حمایت کنین و بهشون حق بدین، وقتی که از درون حستون نسبت به عمل اون قشر حس خوبی نیست؛ چون با این کار عملا خودتون رو مسخره می کنید.
 
Back
بالا