پاسخ : خاطرات روز اول
روز اول بود، مراسم گرم و دشمن شکن از جلو نظام برگذار شد دوستی بود که به "الله اکبر" اعتقاد خاصی داشت به خصوص اون "..ـبـَررررر" گفتنش. ایشون رو بردن اون بالا یک قدردانی ازش کردن به خاطر این طرز الله اکبر گفتنش تا روز اولی حساب کار دستمون بیاد.
ما هم کله صف بودیم، نمی دونیم چی شد یهویی بچه های پشتی ذوق زده شدن همه فشار آوردن و هول و ما هم اون جولو چسبیدیم به ایوان لواشک شدیم، جلویی ها جیغ میزدن از درد، پشتی ها هم از شوق نمی دونم چی چی جیغ و داد می کردن جلوتر میومدن ( نمی دونم شاید سی دی پو.رن مجانی می دادن ) بعد از دقایقی از جیغ و داد عقبی ها تونستن احساسات خودشون رو کنترل کنن. هرچند اون وسطا جبهه سر صفی ها با پشتی ها دعوا کردن و هر کس به پشتیش جفتک میزد. زحمت زیادی کشیدن تا اون همه جونور رو بردن کلاس.