یادمه فاز خیالپردازی رمانتیک هم داشتم . مثلا کلوچه میخوردم و همزمان تصور میکردم یه پرنس عاشقم که داره کلوچه تو دهن دختره ی مریض و ناتوان میذاره . در نقش جفتشون هم بازی میکردم

شیش هفت سالگی
یه حسی میگه بهم بچگیت ترنس بودی.حیف شدی الان

)
من با سگ بازی میکردم:)پاکوتا بود تو کوچمون.مال پسر عموهام بود...بغلش میکردم.نازش میکردم...بعد خودشو لوس میکرد...میزدمش...مامانم نمیذاشت برم خونه..میگفت نجسی:)
گرگی هم داشتیم یه مدت..همش تو زنجیر بود..دلم میخواست بتونم اهلیش کنم....یه چیزی مینداختم جلوش وحشی میشد..منم نا امید میشدم...کار هر روزم بود این تلاش..
خرگوش وجوجه رنگی و اردک و لاک پشت وطوطی هم داشتم...
بعضی وقتام با کفترهای پسر همسایه بازی میکردم

مامانم هیچ وقت نذاشت بخرم

.
دعوا با پسرای کوچه وزخمی کردن وزخمی شدنم کار هر روزم بود..
کودکستانم رییس پسرا بودم.هر کی از دستوراتم سرپیچی میکرد کتکش میزدم...یه بار یکیو از ارتفاع دو سه متری پرت کردم رو سیمان..بیمارستان اینا رفت...
ابتدایی هم مدرسه پسرانه نزدیک مدرسه ما بود...این دعواها بعد مدرسه انجام میشد...
.
خونه هم میومدم با داداشم شمشیر بازی میکردیم:)
از سه روز هم یه روزشو خونه مامانبزرگم بودم..با دایی هام ودوستاشون که چهار پنج سال ازم بزرگترن فوتبال میزدیم.