• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

شیطنت ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع hidden
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

نظر شما راجع به گول زدن چیه؟

  • انجام دادم.بد نیست.

    رای‌ها: 52 73.2%
  • انجام ندادم.بد نیست.

    رای‌ها: 4 5.6%
  • انجام دادم.بده.

    رای‌ها: 9 12.7%
  • انجام ندادم.بده.

    رای‌ها: 6 8.5%

  • رای‌دهندگان
    71
  • Poll closed .
پاسخ : شیطنت ها

من یک بار یک کاری کردم اینجا اولین جایی دارم میگمش حتی به دوستامم نگفتم
یجورایی هم kerm ریختم همkerem ریختم ;D

دستم کرمی (keremi)بود موندم کجا پاکش کنم مالیدم صندلی معلم
هیچ کس هم نفهمیده تا حالا
بیچاره داشت میرفت مانتوش لک شده بود >)
 
پاسخ : شیطنت ها

ما تو راهنمایی از یه معلمه که جایگزین معلم زبانمون شده بود اصن خوشمون نمییومد ...
بعدش رفتیم آدامس چسبوندیم پشت ِ دستگیره ی در و خورده گچ ریختیم بالای در ... طوری که وقتی درو وا میکنه بریزه رو سرش ... ;D
البته خوب خیلی عاقلانه نبود ! چون یوهو معاونمون وا کرد در ُ ... و دیگه دیگه !! ;D
 
پاسخ : شیطنت ها

ما یه بار با بچه ها از اتاق کامپیوتر به کامپیوتر مدیرمون وبهتره بگم به چاپگرش وصل شدیم.... >) >) >)
شیطون گولمون زد...نمیدونم چی شد... :-ss به سرمون زد تایپ کنیم با فون درشت :گ - -
فکر نمیکردیم مدیرمون پرینتر داشته باشه!!!
بعد چند دقیقه اومد در اتاق و به معلممون گفت...اونم که ما بهش میگیم ویروس!!! ;D ;D
از ما طرفداری کرد و گفت من و هک کردن ;) ;)
بله....
قصیه ی ما به سر رسید... ;D
 
پاسخ : شیطنت ها

من سر اونایی که شمارم رو ندارم کرم میریزم ... اینقدر گیر میدم تا حاضر بشه زنگ بزنه ..... بعد دایورت می کنم رو یکی دیگه :-"

تابستون با این کارا روز رو به شب میرسونیم B-)
 
پاسخ : شیطنت ها

ما سوم کلاً خیلی کلاسمون شر بود (سوم راهنمایی مدرسه معمولی بودم !) ...
معلم زبانمون حامله بود ... ;D ( همونی که موقع زایمانش معلم جایگزین آوردن و ما اون بلا ور سرش آوردیم ! ;D)
بعد خب بوی اسپری و عطرو ...خیلی اذیتش میکرد ! ...بعد ما یه کلاس کوچیک دم ِ دفتر داشتیم ( طبقه همکف !)
هر وقت کسی پاش میشکست و خلاصه جوری میشد که نمیتونست بره بالا ( یه بار پای معلممون شکست ! ;D) کلاسو منتقل میکردن به کلاس ِ دم ِ دفتر !
بعد اتفاقاً ما پای یکی از بچه هامون شکسته بود تو اون کلاس کوچیکه بودیم ! ... بعدش برا اینکه معلمه کلاسه منحل کنه ( یا ببردمون حیاط ) اسپری هامونو خالی کردیم !!
همه رو زدیم تو کلاس !!!
بعدش چون جملگی داشتیم خفه میشدیم جهیدیم تو حیاط ( زنگ تفریح بود !) ... بعدشم که زنگ خورد ریلکس رفتیم سر کلاس ...
فرض کنین !!! 25 نفر همه با هم در حال سرفــــــهـــ !!! بعدش معلممون اومد تو !! گف واسه چی سرفه میکنین ؟!! :)) :o
خلاصه اصن مقاوم بود ! هیچی نمیفهمید از بوی ِ خفه کننده 7 تا اسپری !!
خورد تو حالمون اساســــی !! ;D
 
پاسخ : شیطنت ها

سوم راهنمایی که بودم(راهنمایی عادی بودم) من و یکی از دوستام بودیم که فقط کرم می ریختیم....
هیچ وقت یادم نمی ره یه روز بود که من و اون با هم برنامه ریزی کردیم که یه دفعه بریم تو کلاس و بگیم امروز امتحان میان ترم تاریخ داریم جفتمون خیلی جدی وارد کلاس شدیم و گفتیم: بچه ها بد بخت شدیم حیدری همین الان گفت یه ربع دیگه میاد امتحان میان ترم تاریخ از کل کتاب می گیره...همه زدن زیره گریه >) اخ چه حالی داد....چه کارایی که نمی کردیم... ;D
 
پاسخ : شیطنت ها

به نقل از 4245 :
ما که این چیزا حالیمون نیس !
بیانبگن امتحان پایان ترم دارین میگیم به جهنم ! یه جوری حلش میکنیم ! B-)

اتفاقا این موقعیت ها زیاد پیش اومده بعضیاش هم واقعا امتحان بوده ;D
ولی ما دست به دست هم دادیم به مهر امتحان خود کردیم به تفلب آباد ;D
استراتژی های پیچید قبل از امتحان ریختیم و ...
اما یه سری ها هم شناخته شدن که اگه بیان بگن امتحان داریم معلومه کرمه یا نه
 
پاسخ : شیطنت ها

بابا بچه ها سوسول بودن تو راهنمایی.... ;D
یه بارم پارسال یکی از دوستام عشق رضایا بود و خیلی دنباله شمارش می گشت و بعد از عمری تونسته بود شماره 912 شو گیر بیاره این بنده خدا هم شب وروز زنگ می زد و جوابی نمی گرفت...منم با گوشی خودم بهش اس دادم لطفا دیگه به912 اس نده اخه با اون به دلایلی نمی تونم اس بدم ....(دوستم شمارمو نداشتا...)بعد دیگه این بنده خدا داشت بال در میاورد از خوش حالی....چند روز گذشت دیدم رو دیوار کلاسشون شماره منو تا نصفه نوشته...رفتم بهش گفتم چه خبرا از رضایا؟ اون بنده خدا هم با کلی ذوق و شوق امد و دستشو گرفت رو شماره که مثلا ما نبینیم و شروع کرد به اس ها رو خوندن...بعد از یه ربع که تعریف و تمجیداشون تموم شد وقتی اصل قضیه رو شنید اول باور نکرد تا همونجا یه تک بهش زدم >) بعدشم فوش بارون شدم....اما چقد با بچه ها خندیدیم :))
 
پاسخ : شیطنت ها

راهنمايي كه بودم رفتم زير ميز بند كفشاي بچه ها رو به هم بستم خيلي ها كفششون رو سر كلاس در مياوردن
بازم تو راهنمايي يه سيستم رو سقف درست كرده بوديم پپونذ ميريخت رو صندلي معلم بار اول ميفهميدن اما نميدونستن بازم ميريزه بعدشم كه ديگه معلومه


خيلي زياده حالا حال ندارم بگم
 
پاسخ : شیطنت ها

ما زنگ تفریحا با بر و بکس میرفتیم زنگ می زدیم به مثلا یه رستوران شماره تلفن یه رستوران دیگه رو ازشون می گرفتیم(مردم آزاری)!!
راه خوبی بود برا لج درآوردن بقیه!
 
Back
بالا