• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

شیطنت ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع hidden
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

نظر شما راجع به گول زدن چیه؟

  • انجام دادم.بد نیست.

    رای‌ها: 52 73.2%
  • انجام ندادم.بد نیست.

    رای‌ها: 4 5.6%
  • انجام دادم.بده.

    رای‌ها: 9 12.7%
  • انجام ندادم.بده.

    رای‌ها: 6 8.5%

  • رای‌دهندگان
    71
  • Poll closed .
پاسخ : شیطنت ها

خونه مادرجونم بودیم پسرخالم آب خواست من و دخترخالمم خواستیم یه کم اذییتش کنیم بخندیم !!! من براش آب ریختم بردم بعد که خورد دخترخالم گف ااا اون لیوانی که مادرجون توش دندوناشو میذاشت کو !!!! من اااا اشتباهی لیوانو اوردم !!!! پسرخالم :-& :-& :-&
چچچچچچچقد ترکیدیم ولی !!!
 
پاسخ : شیطنت ها

خودمو به موش مردگی زد م رفتم تو ابدار خونه یه مدرسه و شاشیدم تو سماور معلما...
عذاب وجدانم گرفتم...
 
پاسخ : شیطنت ها

جا داره اینو که از یکی از استادای المپیاد شنیدم بگم! ;D
این دانش آموزان خلاق یک توپ پلاستیکی رو سوراخیده بوده و سپس مقداره قابل توجهی مواد منفجرخه درونش ریخته و در سر کلاس منفجر کردند!!!
;D :-"
حالا....بعدشم برداشتن صندلی رو شوت کردن رفته خورده به سقف و... :-"
بیش فعالی تا این حد واقعن؟؟؟
;D :-"
 
پاسخ : شیطنت ها

زنگ دوم بود که وقتی زنگ تفریح خورد من تو کلاس موندم تا دوباره زنگ بخوره بعد یه رب که زنگ خورد صدای زنگ رو با گوشی ضبط کردم تا سر به سر معلما بزاریم
زنک سوم که هندسه داشتیم ده دقیقه مونده بود به اخر زنگ که من صدارو پخش کردم معلم تعجب کرد و رفت تو سالن رو نگاه کرد دید خبری نیست اومد تو کلاس پنج دقیقه به زنگ هم همین کارو تکرار کرد بار سوم که صدا رو پخش کردیم رفت تو سالن بعد اومد از پنجره حیاطو نگاه کرد بچه ها که میدونستن قضیه چیه همشون این جوری بودن =))
زنگ آخر که ورزش داشتیم رفتیم طبقه سوم ساعت یک ربع به دو بود و نزدیک زنگ ، صدا رو پخش کردیم و کل بچه ها اومدن بیرون مام تو حیاط اینجوری =))
 
پاسخ : شیطنت ها

اینو معلممون تعریف کرده باحال بود گفتم بگم ;D

میگه این پسرش اول ابتداییه

بعد خبلب علاقه داشته یه روز غایب بشه این معلم مام نمیذاشته ;D

میگه یه روز بیدارش کردم بره مدرسه گفت معلممون گفته کلاسو قراره رنگ کنن نیاین

میگه منم گفتم باشه نرو دیگه

بعد میگه شک کردم, گفتم زنگ بزنم به معلمش

زنگ زده معلمش گفته من الان دارم میرم کلاس تعطیل نیس :-??

;D

دقت کنین که اول ابتداییه بچه!!! ;D
 
پاسخ : شیطنت ها

دوستم می خواست بره دستشویی شدیدا عجله داشت زنگ کلاسم هم 10 دقیقه اس بود خورده بود دبیرمون یه کم دیر کرده بود

منم راهنماییش کردم به یه دستشویی که از پشتم میشد درش رو قفل کرد...

بنده خدا رفت تو دستشویی من هم درش رو بستم....زمستون هم بود رفتم دستشوئی بغلی شلنگ دستشوئی رو برداشتم روی سطل اشغال وایسادم و آب ریختم رو دوستم! ;D

بعدم رفتم سره کلاس!! همه هی میگفتن x کجاست؟؟ منم :-" خلاصه نیم ساعت بعد یکی دیگه رفته بوده دستشوئی ناله شو شنیده بوده درشُ باز کرده!! ;D

وقتی اومد تو کلاس رگ چشمش معلوم شده بود! ;D



______

یه مدت برای معلما صندلی نو آورده بودن هنوز روکش پلاستیکی داشت... منم با خودکارام طرح تام و جری کشیدم

خودکارام هم جوهر پس میدادن همش!! دبیرمون نشست رو صندلی مانتوشم کرم بود قشنگ رو مانتوش کپی شد..

ادامس چسبوندن که خیلی تکراریه!
 
پاسخ : شیطنت ها

کلاس سوم ابتدایی از یکی از بچه ها خوشمون نمیومد،همیشه ساز مخالف میزد و با کل کلاس لج بود،رو صندلیش 6 تا پونز گذاشته بودیم ;D بیچاره نشست رو صندلی و یه جیف ببببنننننننننففففففففففششششششششششش... ;D >)
 
پاسخ : شیطنت ها

سال سوم راهنمایی معلم ریاضیمون نیومد گفتن جاش ورزش دارید جای ورزشم ریاضی
خواستیم بریم حیاط فوتبال دیدیم زمین پره
معلم ورزش هم گفت نمیتونید بازی کنید
خلاصه گذشت و رسید به زنگ ورزشمون که قرار بود ریاضی به جاش بیاد ما هم همه زنگ قبل با خودمون و معلم ورزشمون هماهنگ کرده بودیم که بریم پایین فوتبال به جز پنج نفر همه اومدن پایین رفتیم فوتبال بازی کردیم(خیلی حال داد)
15 دقیقه مونده بود به آخر زنگ مشاور اومد گفت برید سر کلاستون ما هم مجبور شدیم بریم سر کلاس فقط مونده بودیم بهش چی بگیم
ولی خیلی معلم خوبی بود :x فقط با لبخند بهمون نگاه کرد و گفت بشینید ما هم رفتیم نشستیم معلم درس داد
 
پاسخ : شیطنت ها

زیاد شیطنت نیس ولی خوب...
اول راهنمایی بودیم
یه روز هوا به شدت سرد بود،خدمتگذار مدرسه هم درو باز نمیکرد بریم تو!
در سالن یه گوشه از شیشش شکسته!
من بش گفتم درو باز نکنی خودم میرم باز میکنم میرم تو!
گف خو برو!
منم به شدت عصبانی شده به این حالت X-( X-(
درو باز کردم رفتم تو که آژیر به صدا دراومد منم مقتدرانه بون اعتنایی رفتم تو کلاس!
بعد از اینکه کیفمو گذاشتم گفتم برم پایین این یارو رو ضایع کنیم که چشمتون روز بد نبینه... :o
دیدم ماشین پلیس با دو تا سرباز کلانش به دست اومدن در مدرسه و ....! :-ss!
بعد فهمیدم وقتی اژیر میخوره به طور خودکار با پلیس تماس میگیره!!!
 
پاسخ : شیطنت ها

من 9 سالم بود و جاهل بودم
هیچی حالیم نبود که
خام بودم
یه بار گوشیِ پسر عمم رو برداشتم یه شماره گرفتم و دیدم یه زنه برداشت ، هل شدم
نمیدونستم چی بگم
یهو گفتم :

خانوم با من ازدواج میکنی ؟

با این حالت --> ;;)

بعدشم خانومه مهربون بود قطع کرد و هیچی نگفت و من از این حالت " :-ss " به این حالت " #:-S " تغییر حالت دادم ;;)
 
Back
بالا