• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

شیطنت ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع hidden
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

نظر شما راجع به گول زدن چیه؟

  • انجام دادم.بد نیست.

    رای‌ها: 52 73.2%
  • انجام ندادم.بد نیست.

    رای‌ها: 4 5.6%
  • انجام دادم.بده.

    رای‌ها: 9 12.7%
  • انجام ندادم.بده.

    رای‌ها: 6 8.5%

  • رای‌دهندگان
    71
  • Poll closed .
پاسخ : شیطنت ها

یه بار تو دوران راهنمایی با این که هوا سرد بود من و یکی از دوستام همه ی بخاری های مدرسه رو خاموش کردیم و همزمان همه ی کولر ها و پنکه ها رو روشن کردیم!!!! >) :))
معاون هم چون میدونست زیر سر ما بوده اومد و یه منفی انظباطی کلاسی بهمون هدیه کرد چون هیچ کس به این کار اعتراف نکرد!!! :(
 
پاسخ : شیطنت ها

ما تو کارگاه کامپیوتر که میریم یه خانومی هست سیستم ها رو میچکه کسی تو نت از راه به در نشه!!!ماهم رفتیم قبله این مه سیستمو روشن کنیم کابل شبکه رو جدا کردیم و...!!!! >)طرف اصم نفهمید کسی پشته اون کامپیوتر نشستهههههههههههه!! :))
 
پاسخ : شیطنت ها

یه بار معلم کامپیوترمون خیلی ازمون عصبانی بود بعد کلی با حرص به ما فحش مودبانه(؟!)میداد!!!یه دفه گفت شما واسه من پشیزی ارزش ندارید...یکی از بچه ها هم نا مردی نکرد در اوج انفجار طرف گفت..."ببخشید پشیز ینی چی؟؟؟؟؟"در ان لحظه ما:D بعد معلمه:x
ما یه معلم زبان داریم که کلا آدم رو اعصابیه!ازین وای مامانم اینا ها!!!یه بار بس صدا می دادیم عصبانی شد کلی بهمون حرف زد که من چقد بگم ساکت باشیدو اینا بعد گفت خسته شدم بس گفتم ساکت باشید...یهیهوووو یکی گفت خانوم خسته نباشییییین!!!!دیگه خودتون حدس بزنید چی شد اون موقع..........:D:D:D
 
پاسخ : شیطنت ها

اول راهنمایی ک رفته بودیم اردو ، بعد ی تلفن عمومی هم اونجا بود :-"
بعد ما هم کرممون گرفته بود
میرفتیم باهاش زنگ میزدیم ب 118 :-"
بعد هی اسم الکی از خودمون در میاوردیم و ب زنه میگفتیم ;D
البته یکی از دوستام ک جدی تر از ما بود ، حرف میزد ، ما هم غش میکردیم از خنده :-"
بعد خانومه نمیدونم صدامونو شنید یا چی ، گفت برید خودتونو مسخره کنید و قط کرد :-" :))
 
پاسخ : شیطنت ها

کلاس زبان ک میرفتیم ی در بود ک اگه میبستیش ب این راحتیا باز نمیشد...بعد ما تا چشم منشی رو دور میدیدیم میرفتیم درو میبستیم...کلی حال میداد با لگد باید بازش میکردن :-" :>
 
پاسخ : شیطنت ها

یه بنده خدایی تو محل ما عاشق یه دختره ای شده بود
من با یه سیمکارت دیگه بهش زنگ میزدم صدای دختر در میاوردم میگفتم که من همونم ازت خوشم اومده و از این حرفا..
خلاصه یه دو هفته ای بنده خدا رو اوسکول کرده بودیم اخر گفت بیا یه جایی من ببینمت
منم رفتم دیگه...
هیچی دیگه وقتی فهمید ماجرا رو تا یه ماه از خونشون بیرون نیومد :|
 
پاسخ : شیطنت ها

طرف زنگ زده بود ولی اشتباه گرفته بود وخودش نفهمیده بود
من:سلام بفرمایید
طرف:سلام ببخشید اقا/خانم فلانی هستن؟
من(زدم زیر گریه و با اه وناله گفتم): دیروز فوت شدن و عمرشونو دادن به شما...
بعد طرف ادرس مجلس ختمو خواست یه ادرس درس حسابی از یه مسجد بهش دادم...
خدایی خیلی کیف داد >)
 
پاسخ : شیطنت ها

میزِ معلمُ ی جوری بذارید که با کوچک ترین برخوردی بیفته که مجبور نشین مثه ما خودتون دست به کار شین.

اگه تخته هوشمند دارید، موس وایرلس خیلی چیز کاربردی ایه.
+ اول ترم دو بود، معلمه داشت سخنرانی می کرد ُ اینا. پشتش به تخته بود بعد یکی داشت رو تخته نقاشی می کردُ چرتُ پرت مینوشت. بعد معلمه برگشت گفت شما میخواین آدم شین؟ اونم پشت سرش بزرگ نوشت "نه". کل کلاس فقط داشتن جلو خودشونُ می گرفتن که نخندن!

طرفای چارشنبه سوری تو کلاس بادکنک بترکونید، معلم جو زده میشه فک می کنه سیگارت ـه.

پرتاب پوست نارنگی ـم خیلی خوبه. کل کلاس میفتن ب جون همدیگه.

# از مجموعه تجربیات کاربردی
 
پاسخ : شیطنت ها

توی خونه هر اتفاقی میوفته یا چیزی رو خراب میکنم میندازم گردن داداش کوچیکم. ;D ;D ;D بچه بودیم و بابام تازه تلویزیئن ال سی دی خریده بود.توی خونه نشسته بودم و حوصلم سر رفته بود.رفتم توی انباری و توپ فوتبالموپیداکردم.ازین توپا که توی فوتبالای واقعی دارن. ;D ;D ;Dازکرمی که داشتم،توپو آوردم توی خونه.هی شوت میکردم که یه دفعه خورد به ال سی دی.هیچ کس خونه نبود و ندید چه بلایی سر اون اومد.منم خیلی شیک توپو گذاشتم سرجاش وشتردیدم ندیدم رفتارکردم. :-" :-" :-" :-" :-" وقتی مامان وبابا اومدن خونه این جوری شدن: X-( X-( X-( 8-| 8-| 8-| 8-| بعد گفتن کی این کاروکرد؟منم که :-" :-" :-" :-" بودم.همه ی تقصیرا افتادگردن داداشم وتایه هفته از بازی با پلی استیشن محروم شد.ولی خداییش بعدسال ها هنوز کسی نفهمید کارمن بود حتی داداشم ;D ;D ;D ;D ;D ;D ;D ;D ;D ;D
 
  • لایک
امتیازات: YaYa
پاسخ : شیطنت ها

مام ی بار گرفتیم توی راهنمایی ع....
روی صندلی معلم تحقیق و چ میدونم
1.آدامس
2.رنگ (زنگ ورزش بیکار بودیم و در و دیوارو رنگ میکردیم)
3.ی دونه چسب رازی ازین گنده ها :o
لایه لایه ریختیم
تازه با ی چسب دیگه تخته پاک کنو چسبوندیم ب رومیزی رو میز
بیچاره اول دید که تخته پاک کن کش اومد تز تهدید اومد
ماها هم اینجوری :-/
بعضیام: >:p(مانبودیم)
من و دوستام: (:|(چرا وقت چرت کلاسو میگیری)
پیش خودمونم میگفتیم پشتتو ببینی چی میگی
پشتش مثه این بود که انگار رید..... =))
 
Back
بالا