• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

شیطنت ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع hidden
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

نظر شما راجع به گول زدن چیه؟

  • انجام دادم.بد نیست.

    رای‌ها: 52 73.2%
  • انجام ندادم.بد نیست.

    رای‌ها: 4 5.6%
  • انجام دادم.بده.

    رای‌ها: 9 12.7%
  • انجام ندادم.بده.

    رای‌ها: 6 8.5%

  • رای‌دهندگان
    71
  • Poll closed .
پاسخ : شیطنت ها

کلاس سوم راهنمایی بودیم کلاس فوق برنامه اجباری داشتیم با اون کلاسیا.بعد چون ساعتش 4 شنبه ها 1.5-3 بود اصن حوصله کلاس رفتنو نداشتیم :-" منو آنتارس مقتدرانه به بچه ها پیشنهاد دادیم که بریم توی حیاط و نریم سر کلاس که فقط سه پنجیا برن!دیگه بهرحال 3/6 بودو یه دنیا اقتدار دیگه... ;Dبچه هام با آغوش باز دعوت مارو پذیرفتن و پراکنده شدن! خلاصه اینکه تا اومدن جمعشون کنن ساعت 2:15 شده بود و خب مسلما وقت نشد که درس بدن بهمون ;D
×جالبترین نکتش این بود که به محض اینکه یکی از سه پنجیا اومد دنبال بچه ها که برن سرکلاس هیشکی نرفت من داشتم با ترس و لرز میرفتم سرکلاس که آنتارس منو نبینه بگه تو اول از همه داری میری کلاس ;D بعد در کلاسو که باز کردم از بچه های 3/6 فقط آنتارس اونجا بود!نشسته بود ردیف دوم برای منم جا گرفته بود :-"×
 
پاسخ : شیطنت ها

مامانم خیلی از مارمولک میترسه منم یه دونه از این ژله ای های لزج خریدم گذاشتمش تو کمدش اخه طفلی زهر ترک شد ;D ;D ;D

البته بعدش سابی از خجالتم در اومد ;D ;D
 
پاسخ : شیطنت ها

من یه بار تخت یه بنده خدایی رو پر از سوزن کردم ... >)

یعنی به شکل حرفه ای ... فقط 0.5 سانتشون دراومده بود ... چسبم زدم که رفت روشون داخل خوش خواب فرو نرن! :-"

شب همه داشتن می خوابیدن یهو از اتاقش صدای جیغ وحشتناکی اومد! ;D

خدایی حقش بود ... B-)
 
پاسخ : شیطنت ها

ما از معلم قرآن پارسالمون خیلی بدمون میومد
هر سه سال راهنماییم باش داشتیم و هر سال سر امتحان قرائت من گریم میگرفت بچه ها زورش میکردن بم 20 بده
یه بار بچه ها ملات ساختمان اوردن گچ درس کردیم مالیدم به دسته در بالای درم یه لیوان از ملات گذاشتیم
تا معلمون درو باز کرد چشمتون روز بد نبینه
ریخت رو سرش =)) =)) =))
شانس اوردیم
چون معاونمون اومد ریش گرو گذاشت
 
پاسخ : شیطنت ها

با جمعی از دوستان یه سیستم بستیم که کلیدو که می زدی جریان میرفت به یه buzzer میخورد ...

صدا که میداد یه سنسور فعال می شد بعد سیستم اطفاء حریق شروع به کار می کرد و از سوراخاش آب فوران می کرد ... ;D

اینو گذاشتیم بالای سر مدیر بدبخت که یه فرورفتگی که جای لامپ بود ... اصلا به چشم نمیومد وقتی وارد می شدی

تا نشست سر جاش ... کلیدو زدیم و ... ;D

حیف اینو تو مدرسه خودمون اجرا نکردم ... بچه هامون حال این حرفا رو نداشتن ... نقشه رو دادم به یکی دیگه! :-"
 
پاسخ : شیطنت ها

یه روز معلم آزمایشگاه ما کلید آزمایشگاه را گم کرد ... یکی از بچه ها پیدا کرد ... :-" :-" :-"
ما هم جوانمردی کردیم یکی از روش زدیم و دوباره اصلشو انداختیم توی جیب معلممون
خلاصه هر موقع میخواستیم یه سری میزدیم
آزمایشی انجام میدادیم و ...
حالا اگه شد امسال که دیگه نیازی به کلید نیست ... میفروشیم به سال پایین تری ها
;D ;D ;D
 
پاسخ : شیطنت ها

بابا شما خیلی پایه این!
یک روز یه پلیس اومده بود مدرسه ما(فقط کلا3 ما) پشت سرش صف بست9ه بودیم و باحاش حرکت می کردیم! =))
همه بچه ها داشتن به پلیسه تو مدرسه می خندیدن! ;D
آخرشم پبیسه رو فراری دادیم رفت! ;D


درود بر شهید دستغیب 1 شیراز ;D
 
پاسخ : شیطنت ها

این اتفاقی که میگم سر خودم اوده
میخواستیم بریم اردو من دوربین تاره ای رو که خریده بودم اوردم اخه میخواستیم بریم یه باغ بچه ها هم که میدونستن من دوربینمو خیلی دوست دارم قایمش کردن منم نگران همه جا رو گشتم نامردا خودشونو لو هم نمیدادن اخر بار که من اشکم در امد و یه دل سیر اشک ریختم با خنده و مسخره بازی دوربینمو دادن ;D :-w ;D
 
پاسخ : شیطنت ها

تا دلت بخواد كه كلاس ها رو مي پيچونديم (به هر بهانه اي )
سر كلاس هم همه كار مي كرديم جز درس خوندن ( اس بازي ، جك خوندن ، وب گردي ، آهنگ گوش دادن و ... )
عكس هم تا دلت بخواد از دبير ها گرفتيم نمونش :
اگه عكس هارو كامل نديديد تو يه صفحه ديگه باز كنيد
4mdx9n41q9xwu7f2fjxy.jpg

اين احمق دبير جبره اسمش طاهونچيه 24 ساعته خوابه
u5wxe3zfm0vw4ef8sukw.jpg

اينم همون بالايي تو يه جلسه ديگه
حوصله ندارم بقيش رو آپلود كنم بقيش باشه بعدا
 
پاسخ : شیطنت ها

کلاس یعنی این......کفشم موکت ;Dه
 
  • لایک
امتیازات: L.E
Back
بالا