کلاس سوم راهنمایی بودیم کلاس فوق برنامه اجباری داشتیم با اون کلاسیا.بعد چون ساعتش 4 شنبه ها 1.5-3 بود اصن حوصله کلاس رفتنو نداشتیم منو آنتارس مقتدرانه به بچه ها پیشنهاد دادیم که بریم توی حیاط و نریم سر کلاس که فقط سه پنجیا برن!دیگه بهرحال 3/6 بودو یه دنیا اقتدار دیگه... بچه هام با آغوش باز دعوت مارو پذیرفتن و پراکنده شدن! خلاصه اینکه تا اومدن جمعشون کنن ساعت 2:15 شده بود و خب مسلما وقت نشد که درس بدن بهمون
×جالبترین نکتش این بود که به محض اینکه یکی از سه پنجیا اومد دنبال بچه ها که برن سرکلاس هیشکی نرفت من داشتم با ترس و لرز میرفتم سرکلاس که آنتارس منو نبینه بگه تو اول از همه داری میری کلاس بعد در کلاسو که باز کردم از بچه های 3/6 فقط آنتارس اونجا بود!نشسته بود ردیف دوم برای منم جا گرفته بود ×
ما از معلم قرآن پارسالمون خیلی بدمون میومد
هر سه سال راهنماییم باش داشتیم و هر سال سر امتحان قرائت من گریم میگرفت بچه ها زورش میکردن بم 20 بده
یه بار بچه ها ملات ساختمان اوردن گچ درس کردیم مالیدم به دسته در بالای درم یه لیوان از ملات گذاشتیم
تا معلمون درو باز کرد چشمتون روز بد نبینه
ریخت رو سرش
شانس اوردیم
چون معاونمون اومد ریش گرو گذاشت
یه روز معلم آزمایشگاه ما کلید آزمایشگاه را گم کرد ... یکی از بچه ها پیدا کرد ...
ما هم جوانمردی کردیم یکی از روش زدیم و دوباره اصلشو انداختیم توی جیب معلممون
خلاصه هر موقع میخواستیم یه سری میزدیم
آزمایشی انجام میدادیم و ...
حالا اگه شد امسال که دیگه نیازی به کلید نیست ... میفروشیم به سال پایین تری ها
بابا شما خیلی پایه این!
یک روز یه پلیس اومده بود مدرسه ما(فقط کلا3 ما) پشت سرش صف بست9ه بودیم و باحاش حرکت می کردیم!
همه بچه ها داشتن به پلیسه تو مدرسه می خندیدن!
آخرشم پبیسه رو فراری دادیم رفت!
این اتفاقی که میگم سر خودم اوده
میخواستیم بریم اردو من دوربین تاره ای رو که خریده بودم اوردم اخه میخواستیم بریم یه باغ بچه ها هم که میدونستن من دوربینمو خیلی دوست دارم قایمش کردن منم نگران همه جا رو گشتم نامردا خودشونو لو هم نمیدادن اخر بار که من اشکم در امد و یه دل سیر اشک ریختم با خنده و مسخره بازی دوربینمو دادن
تا دلت بخواد كه كلاس ها رو مي پيچونديم (به هر بهانه اي )
سر كلاس هم همه كار مي كرديم جز درس خوندن ( اس بازي ، جك خوندن ، وب گردي ، آهنگ گوش دادن و ... )
عكس هم تا دلت بخواد از دبير ها گرفتيم نمونش :
اگه عكس هارو كامل نديديد تو يه صفحه ديگه باز كنيد
اين احمق دبير جبره اسمش طاهونچيه 24 ساعته خوابه
اينم همون بالايي تو يه جلسه ديگه
حوصله ندارم بقيش رو آپلود كنم بقيش باشه بعدا